دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلید آسمان

رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) فرمودند: «هر چیزی کلیدی دارد و کلید آسمان‌ها گفتن «لا اله الا الله» است.»(آثار الصادقین، ج 6، ص 289)
کلید آسمان
کلید آسمان

ذکر «لا اله الا الله»

«نیست خدایی جز خداوند یگانه و بی‌همتا»

«لا اله الا الله» هم‌وزنی ندارد

امام محمد باقر (ع) می‌فرماید که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر چیزی هم وزنی دارد مگر خداوند و «لا اله الا الله» که هم‌وزنی ندارند و قطره اشکی از ترس خدا که با هیچ وزنی قابل اندازه‌گیری نیست و اگر این اشک بر صورت او جاری شود، هیچ‌گاه نداری و خواری را نخواهد دید.

پیامبر (ص) فرمودند:‌ خدای عزوجل به موسی بن عمران فرمود:‌ای موسی! به راستی که اگر آسمان‌ها و ساکنان آن‌که نزد من هستند و زمین‌های هفتگانه را در یک کفه گذاشته و «لا اله الا الله» را در کفه دیگری بگذارند، «لا اله الا الله» سنگین‌تر از آن‌ها خواهد بود.

    منبع:
  • 1-اصول کافی، ج 6، ص 123.
  • 2-ثواب‌الاعمال، ص 9.

حدیث

گوینده پیامبر اکرم (ص)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS