27 دی 1395, 8:56
وحي اقسامي دارد که در آيه 51 سوره شوري بيان شده است. خداوند مي فرمايد: «هيچ بشري را نرسد که خدا با او سخن گويد جز از راه وحي يا از فراسوي حجابي، يا فرستادهاي بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحي نمايد. آري، اوست بلندمرتبه سنجيدهکار».
وحي مستقيم بسيار سنگين و ثقيل است؛ چنان که خداوند مي فرمايد: إِنَّا سَنُلْقي عَلَيْکَ قَوْلاً ثَقيلاً؛ به راستي که بر تو قول سنگين القا مي کنيم. (مزمل، آيه 5) اصولاً قول حق سنگين است اما قول باطل وزني ندارد و سبک است؛ از اين رو عمل مؤمن سنگين و عمل کافر سبک است و وزني ندارد. (قارعه، آيات 6 و 8).
در روايت است که زاره از امام صادق(ع) سؤال کرد:آن حالتي که به پيغمبر هنگام نزول وحي دست مي داد چطور بود؟ چطور حضرت بي تاب مي شد؟ امام فرمود: اين حالت غشيه زماني بود که ميان پيامبر(ص) و خدا واسطه اي نبود و هنگامي بود که خداوند بر ايشان تجلي مي کرد. آن همان نبوت است اي زاره! آنگاه نزديک بود که امام به خشوع دچار شود و حالتش دگرگون گردد.( التوحيد، شيخ صدوق، ص115)
عظمت وحي چنان است که آسمان با آنکه نوع رقيق وحي را از خود عبور مي دهد نزديک است که فرو بپاشد و سقفش فروريزد:.تَکادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ(شوري، آيه 5)؛ چنانکه درباره کوه هاي با اقتدار و عظمت آمده که تحمل نخواهند داشت و فرو مي پاشند: لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَاَيْتَهُ خاشِعاً متصدعا، اگر اين قرآن بر کوه نازل مي شد مي ديدي که به خشوع افتاده و متلاشي مي شد (حشر، آيه 21)؛ همان طوري که يک تجلي خداوند، کوهي را متلاشي کرد و حضرت موسي(ع) مدهوش شده و به صعق افتاد: فَلَمَّا تَجَلَّي رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسي صَعِقاً(اعراف، آيه 143).
روزنامه كيهان، شماره 21112 به تاريخ 1/5/94، صفحه 6 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان