دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

«ادخال سرور»، شاد كردن دل ‌مؤمن است

No image
«ادخال سرور»، شاد كردن دل ‌مؤمن است

از جمله كارهايي كه در فرهنگ اسلام جایگاه والايي دارد و توصيه فراواني به آن شده و صاحب شريعت پاداشي بس بزرگ برايش در نظر گرفته «ادخال سرور» در قلب مؤمن است. در روايتي امام باقر (ع) مي‌فرمايد: «إِنّ أحبّ الْأعْمالِ إِلى‌ا... عزّ و جلّ إِدْخالُ السُّرُورِ على الْمُومِنِ؛ به درستي كه محبوب‌ترين اعمال نزد خداي متعال «ادخال سرور» در قلب مؤمن است و در روايتي ديگر فرمودند: «ما عُبِد‌ا... بِشيْ‌ءٍ أحبّ إِلى‌ا... مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ على الْمُومِنِ»؛ خداوند به چيزي محبوب‌تر از ادخال سرور در قلب مؤمن عبادت نشده است. رسول اكرم (ص) ارزش اين كار را برابر با مسرور كردن خدا و رسولش دانسته و مي‌فرمايد: منْ سرّ مُومِناً فقدْ سرّنِي و منْ سرّنِي فقدْ سرّ‌ا.... در ارزش و اهميت و ثواب فوق‌العاده اين كار حرفي نيست عمده سخن در معنا و مصاديق كارهايي است كه منجر به «ادخال سرور» مي‌شود. به گمان برخي معناي اين واژه، به خنده انداختن ديگران است و همين پندار شايع و نادرست باعث شده تا بسياري براي رسيدن به ثواب اين كار، دست به خنداندن ديگران بزنند.«ادخال سرور» به اين معنايي كه آنها پنداشته‌اند با روايات ما سر ناسازگاري دارد. امام صادق (ع) فرمود: خداوند به حضرت داوود (ع) وحي كرد همانا اگر بنده‌اي از بندگان من حسنه‌اي را به درگاه من بياورد من بهشتم را بر او مباح مي‌كنم. حضرت داوود (ع) پرسيد: پروردگارا! آنچه كار خيري است؟ [كه چنين پاداشي دارد؟] خداوند متعال فرمود: شاد كردن دل بنده‌اي از بندگان مومن من ولو با دادن يك دانه خرما به او. پس «ادخال سرور» در قلب مومن به معناي خنداندن او نيست بلكه خنديدن حالتي است كه گاهي در پي سرور قلبي در چهره كسي پديدار مي‌شود. از مجموع رواياتي كه در اين باره به ما رسيده است به دست مي‌ايد كه معناي «ادخال سرور»، شاد كردن دل مومن است؛ آن هم از راهي كه شرعا حرام نباشد. امام حسين (ع) از نبي مكرم اسلام (ص) روايت مي‌كند: أفضلُ الأعمالِ بعد الصلاه إِدخالُ السُّرُورِ فِي قلبِ المُومِنِ بِما لا إِثم فِيهِ؛ برترين اعمال بعد از اقامه نماز، شاد كردن دل مومن است؛ البته از طريقي كه گناه در آن نباشد. از اين روايت استفاده مي‌شود شاد كردني در اسلام ارزشمند است كه بر خلاف موازين شرعي نباشد و اگر مخالف بود ممنوع است و حرام؛ حتي اگر باعث خنده و به ظاهر شادي دل عده‌اي شود. اكنون جاي اين پرسش است كه با چه كارهايي مي‌توان قلب مؤمني را شاد كرد؟ باز در اينجا عده‌اي بر اين گمانند كه تنها راه ايجاد سرور و بهجت در قلب مؤمني، دست زدن به كاري خنده‌دار يا بيان لطيفه‌اي مسرت‌بخش است و بس. ما منكر چنين روش‌هايي بر فرض حلال بودنشان نيستيم؛ اما آنچه از بررسي و جست‌وجو در روايات نصيبمان مي‌شود گوهري است كه اين امور را توان قياس با آن نيست. روايات اين بخش نه تنها ما را دعوت به ايجاد شادي در دل مؤمن مي‌كنند؛ بلكه راه رسيدن به آن را نيز براي ما شرح مي‌دهند كه با دقت در آنها اين سؤال ما نيز پاسخ داده مي‌شود. آنچه فرهنگ اسلام به ما مي‌آموزد اين است كه برادر و خواهر ديني خود را با كمك به او دلشاد كن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. امام صادق (ع) در نامه‌اي به حاكم وقت اهواز و فارس و برخي از زيردستانش نوشتند: برادرت را خوشحال كن تا خدا تو را خوشحال كند. وقتي نامه به دست حاكم رسيد بيست هزار درهم از ماليات را به آورنده نامه برگرداند. دستور داد تا خانه‌اش را فرش كنند و هر مشكلي كه در زندگي دارد برطرف كنند. پس از آنكه تمام اين امور به نحو احسن انجام شد آن مرد نزد امام صادق (ع) برگشت و جريان را تعريف كرد. حضرت به او فرمود: حاكم با خوشحال كردن تو خدا و رسولش را خوشحال كرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS