دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسحاقیه

No image
اسحاقیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اسحاقيه، اسحاق بن محمد بن احمد، النخعي، اسحاق الاحمر، ابويعقوب، غلات

اسحاقیه یکی از فرقی است که در کتب شیعه و سنی از آن نامی به میان آمده است. این نام مشترک بین چند فرقه می­باشد که از جهت اعتقادی و مبانی دینی با یگدیگر تضاد دارند چون فرق غلات و کیسانیه و اهل­سنت و کرامیه و ابومسلمیه.در این مقاله به فرقه اسحاقیه از غلات اشاره می­کنیم.

غلات

غلات معمولا به گروهی از فرق گفته می­شود که در اعتقادات به انحراف کشیده شدند و بخصوص در مورد ائمه اطهار(ع) و یا افراد دیگر مطالب غیر قابل قبولی را ارائه می­دهند بطوریکه با توحید و خالقیت و رازقیت خداوند منافات دارد.این گروه منحرف در ادیان گذشته نیز وجود داشتند به عنوان نمونه برخی از مسیحیان معتقد شدند که عیسی(ع)فرزند خداوند است و نیز برخی از یهود این تفکر انحرافی را در مورد حضرت عزیر(ع) داشتند.[1] در اسلام نیز تفکر حلول و اتحاد و یا وحدت خدا با اشیاء و یا افراد که از مذاهب ساخته بشر یا تفکرات الحادی مذاهب منحرف به دامن اسلام وارد شد و صوفیه را در دام چنین عقیده باطلی واژگون نمود این انحراف تا حدی است که عده­ای مراقبت و تلاش در امور عبادی و تزکیه نفس را علت کشف وحدت وجود می­دانند و هر چیزی جز ذات حق را نفی می­کنند.[2]در مکتب شیعه نیز همانطور که عده­ای نسبت به حضرت عیسی(ع) و حضرت عزیر(ع) چنین اعتقادی را داشتند در مورد امیرالمومنین علی(ع) به دلیل بی­خردی برخی افراد و توسط برخی فرصت طلبانی چون بشار شعیری مطرح شد.[3] این تفکر باطل در فرقه اسحاقیه نیز گفته شده­است.[4]

رئیس فرقه

نام رئیس این فرقه اسحاق است. به او اسحاق احمر یا اسحاق بن محمد بن احمد و نیز إسحاق بن محمد بن أحمد بن أبان النخعی گفته می­شود. کنیه او ابویعقوب است و چون اهل کوفه بوده به ابویعقوب کوفی نیز معرفی شده­است.سال 286را به عنوان سال مرگ وی مشخص نموده­اند[5] وی به مرض برص مبتلا بود و برای دفع آن به صورتش داروئی می­مالید تا گلگون شود و به همین دلیل به او اسحاق احمر گفته می­شد. [6]

اسحاق احمر نزد شیعه و سنی

در کتب رجالی شیعه وی از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) شمرده­شده است.[7] او در رجال شیعه متهم به غلو است و عقیده وی به فساد تعبیر شده است.از نظر روائی برای وی شأنی قائل نبوده و روایاتش را قبول نمی کنند.وی همچنین متهم به جعل حدیث است و به شخصیتی بی پایه و مضطرب معرفی شده است.معمولا روایات او از کسانی است که با حضرت امام هادی(ع) و امام حسن(ع) دیدار داشته و یا مکاتبه نموده­اند.با این حال نتوانست در جبهه حق ماندگار باشد بلکه به یکی از مدعیان دروغین بابیت تبدیل شد.[8]از نظر اهل سنت نیز اسحاق بن احمد یکی از راویان ایشان محسوب می­شود.اما اهل سنت نیز او را به غلو در رافضی بودن و انتساب فرقه اسحاقیه به او متهم می­کنند.گفته شده که او کتابی به نام صراط دارد در موضوع توحید است اما وی در آن به آراء باطل خود پرداخته است.[9] ذهبی از دانشمندان اهل­سنت وی را درغگو و از غلات دانسته ومذهب او را خبیث معرفی کرده[10] خطیب بغدادی از ابی­محمد حسن بن یحیى نوبختی از متکلمان بزرگ شیعه نقل می­کند که وی در کتابی که در رد غلات نگاشته اینچنین نوشته است:در عصر ما کسی که به گزافه گوئی دچار شده، اسحاق بن احمد معروف به احمر است.[11]روایاتی که از او موجود است با اعتقادات اسلامی ناسازگاری ندارد و این نشان دهنده پالایش روایات از آراء باطل و یا احادیث جعلی اوست.به عنوان نمونه وی در سلسله سندی واقع شده که شیعه و سنی به اسناد گوناگون روایت امیرالمومنین علی(ع) را به کمیل بن زیاد نقل نموده است که فرمودند: یا کمیل ان هذه القلوب اوعیه....[12] همچنین وی در کتب روائی شیعه در سلسله اسنادی واقع شده که در آن از فضائل و معجزات و دستورات امام حسن عسگری(ع) یاد شده­است.[13] با توجه به مطالب بالا به مدیریت اهل­بیت(ع) در دفاع از احادیث صحیح و طرد آراء باطل و صاحبانشان را متوجه می­شویم که باید در علم حدیث به آن پرداخته شود.

کتاب صراط

خطیب از علماء اهل سنت از کتاب صراط اسحاق بن محمد این مطالب را نقل کرده است:[14]

1. اگر مومن کامل شود و به نهایت معرفت دست پیدا کند و خداوند و حجب و مقامات و نقباء و مخلصین و..را بشناسد، از عبودیت خارج می­شود وبه منزل آزادگان می­رسد و قید و بندها از او رفع می­شود و هر حرامی بر او مباح می­شود.

2. هر کس خداوند را در ظهور آخرینش بشناسد خداوند را در تمام ظهورات گذشته باز شناخته است.

3. خدا اسمی سه حرفی است و علی معنی آن سه حرف است

4. کوهها و کوهسار همان زورگویان و طاغوتهای گذشته هستند که در سزای ظلمی که به اهل حق نموده­اند به این صورت مسخ شده­اند و بعد از این در دوره دیگر به صورت حیوانات مسخ خواهند شد.

5. عذاب مسخ و نسخ برای کافر تا روز ظهور قائم غائب، حضرت حجت بن الحسن(عج) ادامه دارد و بعد از ظهور به صورت انسان در خواهند آمد و به سزای اعمالشان خواهند رسید. سپس ایشان را می­کشت و جویباری از خون ایشان جاری می سازد.

گفته دانشمندان در مورد این فرقه

این عده گفتار و اعتقادات عجیب وغریبی داشته که با دین مخالت دارد و وبا این عقائد باطل از عموم مسلمین خارج می­شوند و به خاطر این اعتقادات موجب کفر خویش شده­اند.اعتقادات این گروه شبیه به نصاری درمورد عیسی(ع)است.[15]در کتب شیعه و سنی فرقه اسحاقیه به اسحاق بن محمد منتسب شده است.[16] جرجانی این فرقه را همانند نصریه از غلات معرفی کرده و عمده اعتقاد باطل ایشان را حلول خدا در امیرالمومنین علی(ع)می­داند.[17]زرکلی می­گوید اسحاقیه در مدائن می­باشند و معتقد به الوهیت علی بن ابی طالب(ع) شده .همچنین بر این باورند که علی است که روزگاری به صورت حسن(ع) و روزگاری دیگر در حسین(ع) ظاهر شده است و اوست که محمد(ص)را به رسالت مبعوث نموده­است.[18]ذهبی گفته است که وی علی(ع)را خدا می­پنداشته.از عقائد غلو آمیز این گروه که شباهت زیادی به اعتقادات فرقه نصیریه دارد این است که جزئی از وجود علی(ع) و فرزندانش را خدائی می دانند. ونیز برخی از ایشان گمان دارند که علی(ع) با رسول الله (ص) در نبوت شراکت دارند . تناسخ ارواح نیز یکی دیگر از عقائد این فرقه معرفی شده.[19]

ادعای نیابت خاصه

وی از اولین کسانی است که بعد از شهادت امام حسن عسگری(ع) ادعای نیابت را سر داد و در بغداد خود را در معرض مراجعه شیعیان قرار داد.این مطلب را از زبان یکی یکی از شیعیان پی گیری می­کنیم.ابوالعباس احمد بن دینوری از کسانی است که بعد از شهادت امام حسن عسگری(ع) به دنبال درک حضرت حجة(عج) بود زیرا ولادت و زندگی حضرت حجة از نظر عموم شیعیان مخفی بود اما می­دانستند که زمین از حجت خداوند خالی نمی­شود و آن حضرت با وکلاء و نائبان خویش با مردم ارتباط داشتند.از این رو مردم دینور احمد دینوری را که می­خواست به حج مشرف بشود شانزده هزار دینار از سهم امام دادند تا به آن حضرت برساند. او به مردم گفت وکیل امام به وضوح مشخص نیست!اما مردم دینور به خاطر اطمینانی که به او داشتند این اموال را به او دادند و گفتند که این اموال را با حجت و برهان به نائب امام بسپار. دیگران از شهرهای مختلف نیز به احمد اموالی دادند تا به حضرت حجت بسپارد. وی می گوید وقتی به بغداد رسیدم فقط قصدم این بود که مدعیان بابیت را ببینم.ابتداء به فردی به نام باقطانی معرفی شدم که ادعای بابیت داشت.احمد به او می­گوید که نزد من اموالی است که باید به امام برسد.باقطانی گفت آن را به من بسپار اما احمد بدون حجت و دلیل این کار را نکرد و بعد از سه روز وی به بطلان ادعای باقطانی پی برد. بعد از آن او را به سوی اسحاق احمر فرستادند که ادعای بابیت نموده بود. دینوری می گوید اسحاق جوانی بود که خدم و حشمش از باقطانی پیرمرد بیشتر بود ولی او نیز نتوانست حجتی برای ادعای خود بیاورد.[20]

استمرار عقاید اسحاق

با مرگ اسحاق پس از ادعای نیابت و فرقه سازی او، پیروانش به جانشین او یعنی همام الاعسر رجوع کردند و بعد از وی شخصی به نام لقینی ریاست این فرقه را به عهده داشت تا اینکه اسماعیل بن خلاد ابوذهبیه بعلبکی رهبری این فرقه را به دست گرفت و بعد از وی أبو سعید المیمون سرور بن قاسم الطبرانی تا قرن پنجم با ریاست خود به این فرقه حیات بخشید.[21]از حلب تا کوهستان لازقیه به مرکزیت جبله نهایت حوزه جغرافیائی این فرقه عنوان شده است.[22]

نکته مهم

بطورکلی در مورد فرق و مذاهب و اعتقادات خاص باید به مدارک و اسناد متقن و استوار استناد شود. باید رابطه منطقی بین اسناد و مطالب استناد شده وجود داشته باشد تا بتوان با استفاده از مدارک به استدلال و اثبات مطالب مورد نظر پرداخت؛ زیرا عواملی که موجب تعصبات کور می­شود زمینه گسترده­ای دارد.به همین دلیل در مورد فرق و مذاهبی که اسناد محکمی برای آنها وجود ندارد نمی توان به سادگی از کلام برخی نویسندگان برای اثبات آن و بیان عقائد ایشان استفاده گردد. این روند گاهی موجب تعارض اسناد غیر معتبر با اسناد معتبر می­شود.عدم ناسازگاری اسناد معتبر با اسنادی که در مورد شخص اسحاق بن محمد الاحمر و فرقه و اعتقاداتی که به ایشان نسبت داده می­شود، وجود دارد. از طرفی وی از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسگری (ع) است ودرمورد امامت و فضائل امام حسن (ع) روایاتی ازوی نقل شده است وهمچنین وی در سلسله سندی از روایات واقع شده که با مکتب هیچ تضادی ندارد بلکه عین واقعیت و حقیقت مکتب را بیان می­کند و از سوئی از طرف اهل سنت به کذب و دروغگوئی وعقائد غلو آمیز متهم است. شواهد و اطلاعات به دست آمده برخی از بزرگان را به دفاع از اسحاق الاحمر واداشته است و او را از اتهامات گذشته پاک ساخته­است.[23]

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS