دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصحاب اعراف

No image
اصحاب اعراف

كلمات كليدي : قرآن، اصحاب اعراف، مردان بر اعراف، بهشت، جهنم، شفاعت و گناه¬كاران

نویسنده : محمد شمس اللهي

اصحاب جمع صاحب، در لغت به معنی رفیق و ملازم است؛[1] و اعراف جمع عُرف، در لغت به کشتزاری که بالاتر از سطح چشمه‌ها و برفراز بلندی‌ها باشد،[2] آمده و برخی هر جای بلندی را اعراف گفته‌ است؛[3] اما در اصطلاح قرآنی، "اعراف" دیواری میان بهشت و جهنم است.[4]

اصحاب اعراف در آیینه‌ی قرآن

در قرآن کریم دو گروه با عنوان "اصحاب اعراف"[5] و " مردان بر اعراف"[6] بیان شده که در میان مفسران در مورد این دو گروه اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهی میان اصحاب اعراف و مردان بر اعراف فرق گذاشته و گفته‌اند: "مردان بر اعراف" گنه‌کاران اهل ایمان و "اصحاب اعراف" شفیعان روز قیامت‌اند؛ یعنی پیامبران و امامان -علیهم‌السلام- که مردان بر اعراف را شفاعت می‌کنند.[7] برخی نیز اصحاب اعراف و مردان بر اعراف را به یک معنا دانسته‌اند.[8] به هر معنا که باشد، همه‌‌ی مفسران در مورد اصحاب اعراف اتفاق نظر دارند به اینکه، آنها دارای مرتبه‌ای بلند در نزد خداوند بوده و دارای مقام شفاعت می‌باشند؛ اما این اتفاق در مورد مردان بر اعراف وجود ندارد.[9]

مردان بر اعراف از منظر قرآن

بر اساس آیات قرآن کریم، افراد در روز قیامت به سه دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای که سران اهل ایمانند و پرونده‌ی اعمالشان پربار بوده و در بهشت جای می‌گیرند؛ گروه دوم سران کفر و نفاق و پیروان ایشانند که نامه‌ی کردارشان ننگین و سیاه بوده که با قهر الهی روانه‌ی دوزخ می‌شوند؛ در این میان دسته‌ی سومی هستند که هر چند در دنیا از اهل کفر و نفاق نبودند، ولی اعمالشان به قدری نیست که آنان را از عذاب برهاند؛ بلکه در حقیقت چشم امید به رحمت واسعه‌ی الهی بسته‌اند:[10]

«...وَ عَلَى‌الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیماهُم ...»[11]

«...و بر "اعراف" مردانى هستند که هر یک از آن دو ]بهشتیان و جهنمیان[ را از چهره‌شان مى‌شناسند...»

مردان بر اعراف مؤمنان گناهکاری هستند که به خاطر ایمانشان به جهنم نرفته‌اند و از سویی، گناهانشان مانع از دخول آنها به بهشت ‌شده، اما چشم امید به شفاعت انبیاء و ائمه‌ی اطهار –علیهم‌السلام- جهت ورود به بهشت را دارند؛ و اینان بهشتیان و جهنمیان را از چهره و رنگ رخسارشان تشخیص می‌دهند.[12]

اینها چون اهل بهشت را می‌نگرند به خاطر اشتراک در عقیده، به آنها سلام کرده و امید دارند که رحمت و مغفرت الهى شامل حال آنها شده و شفیعانى آنها را شفاعت کند:[13]

«...‌وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیکُمْ لَمْ‌یدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُون‌»[14]

«...و به بهشتیان صدا مى‌زنند که: "درود بر شما باد!" امّا داخل بهشت نمى‌شوند، در حالى‌که امید آن را دارند.»

و چون ناخواسته چشمشان به جهنمیان می‌افتد و سختی حال ایشان را می‌بینند هراسان شده و از خدا می‌خواهند که آنان را با ستمگران قرار ندهد:

«وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لاتَجْعَلْنا مَعَ‌الْقَوْمِ الظَّالِمِین‌»[15]

«و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى‌افتد، مى‌گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»

از نگاه به جهنمیان تعبیر به "صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ" شده، تا بیان کند که انسان با میل خود به آنچه موجب ناراحتی بوده، نگاه نمی‌کند؛ ولی در آن شرایط هولناک، ترس از عذاب الهی، بدون اختیار چشمها را به آن سو ‌برده و چنان در این کار بی‌اختیارند، گویى دیگرى چشم آنها را بدان سو باز کرده است.[16]

این دعای گناه‌کاران در حالتی است که هنوز داخل بهشت نشده‌اند، اما امید شفاعت کسانی (پیامبر یا امام) را دارند که همراه آنان است و هنگامی که، ‌ گناه‌کاران را می‌نگرند که به سوی دوزخ برده می‌شوند، تنها امیدشان خداست و به او پناه می‌برند که جزو ستمکاران نباشند.[17]

اصحاب اعراف، شفیعان قیامت

اصحاب اعراف که مقامی بلند نزد خداوند دارند، چون مردان دوزخی را مشاهده می‌کنند، آنان را مورد خطاب قرار داده و می‌گویند:

«وَ نادى‌ أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا یعْرِفُونَهُمْ بِسِیماهُمْ قالُوا ما أَغْنى‌ عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ،

وَ ماکُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ»[18]

«و اصحاب اعراف، مردانى (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را مى‌شناسند، صدا مى‌زنند و مى‌گویند: (دیدید که) گردآورى شما (از مال و ثروت و زن و فرزند) و تکبّرهاى شما، به حالتان سودى نداد!»

در روایات آمده است که مراد از اصحاب اعراف ائمه‌ی هدی -علیهم السلام- هستند.[19]

اینکه اصحاب اعراف جهنمیان را به چهره می‌شناسند، گفته‌اند: اصحاب اعراف آنان را از سیاهی چهره و بدی حالشان می‌شناسند.[20] برخی نیز گفته‌اند: اصحاب اعراف سران کفار را که در دنیا می‌شناختند، در آخرت نیز به چهره می‌شناسند.[21]

اصحاب اعراف، در نداى خود به اهل دوزخ مى‌گویند: ثروت و جمعیت شما به حالتان سودى نبخشید و تکبر شما از قبول حق و عبادت، موجب بدبختى شما شد. ما شما را نصیحت مى‌کردیم، در حالی‌که شما سرگرم جمع مال و منال بودید و سخن ما را نپذیرفتید؛ و امروز آن مال اندوزی‌ها و خودبزرگ بینی‌ها سودی به حالتان نمی‌بخشد.[22]

سپس جهنمیان را مورد سرزنش قرار داده و می‌گویند:

«أَهؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لاینالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لاخَوْفٌ عَلَیکُمْ

وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ»[23]

«آیا اینها [این واماندگان بر اعراف‌] همانان نیستند که سوگند یاد کردید، رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولى خداوند بخاطر ایمان و بعضى اعمال خیرشان، آنها را بخشید. هم اکنون به آنها گفته مى‌شود:) داخل بهشت شوید، که نه ترسى دارید و نه غمناک مى‌شوید.»

اصحاب اعراف اهل دوزخ را که از سیمایشان مى‌شناسند، خطاب کرده، و می‌گویند: دیدید یارگیری شما در دنیا بدردتان نخورد؟ آیا همینان نبودند که درباره‌ی آنها سوگند مى‌خوردید: هرگز رحمت الهی نصیبشان نمی‌شود؟ ببینید که آنها به بهشت داخل می‌شوند، اما شما در اشتباه بودید. سپس رو به بهشتیان ‌می‌گویند: داخل بهشت شوید که نه ترسى بر شما است و نه اندوهناک می‌شوید.[24]

با این بیان پیشوایان شرک و کفر را مورد سرزنش قرار می‌دهند که درباره‌ی اهل ایمان و مسلمانان مى‌گفتند: هرگز ایمان به پیامبر و پذیرش اسلام سودی به حالشان نخواهد داشت؛ و در حین فراخواندن مردم به شرک و مبارزه با دین اسلام، سوگند یاد می‌کردند که، پروردگار جهان هرگز مسلمانان را به کامیابى و سعادت نخواهد رسانید.[25]

مقاله

نویسنده محمد شمس اللهي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - معادشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله

مرحوم آيت الله معصومي اشكوري مردي بزرگ وصاحب كشف و شهود بود و آن گونه كه مشهور است و خود آن جناب در كتاب دو چوب و يك سنگ ذكر كرده است، اسم اعظم را مي دانست و داراي كراماتي عجيب و غريب بوده و عارف به معارف شيعه، عالم به علوم ادب و فقه و اصول و منطق و كلام و علوم غريبه بوده و آن گونه كه مشهور است، داراي طي الارض بوده است .
Powered by TayaCMS