دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام سجاد(ع) و زنده نگهداشتن عاشورا

خداوند زمین کربلا را بیست و چهارهزار سال قبل از اینکه مکه را حرم قرار دهد، حرم قرار داد. (وسائل‌الشیعه، ج14، ص515)
امام سجاد(ع) و زنده نگهداشتن عاشورا
امام سجاد(ع) و زنده نگهداشتن عاشورا

امام سجاد(ع) و زنده نگهداشتن عاشورا

قال السّجّادُ(ع): «اتَّخَذَ اللَّهُ أَرضَ کَربَلاءَ حَرَماً قَبلَ أَن یَتَّخِذَ مَکَّهَ حَرَماً بِأَرَْبعَة وَ عِشرِینَ أَلفَ عَامٍ»

پس از افشاگری امام سجّاد(ع) در کوفه و شام و بازگشت اسرا به مدینه، یکی از کارها و ابعاد مبارزاتی امام سجّاد(ع)، زنده نگهداشتن حادثه کربلا بود؛ چراکه شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفای آن حضرت، برای حکومت اموی بسیار گران تمام شده بود و مشروعیّت آن‌را زیر سؤال برده بود. امام سجّاد(ع) با گریه و ناله‌های جانسوز، نوعی مبارزه منفی را با حکومت به‌راه انداختند. بدون تردید، این ناله‌ها و گریه‌ها ریشه عاطفی داشت؛ زیرا فاجعه و مصیبت کربلا به‌قدری بزرگ و دلخراش بود که هیچ‌یک از شهود عینی آن حادثه، تا زنده بودند آن‌را فراموش نمی‌کردند؛ امّا بی‌شک چگونگی برخورد امام سجّاد(ع) با این موضوع، اثر و نتیجه سیاسی داشت. یادآوری مکرّر چنین حادثه‌ای نمی‌گذاشت ظلم و جنایت حکومت اموی از خاطره‌ها فراموش شود. امام هر وقت می‌خواست آب بیاشامد تا چشمش به آب می‌افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می‌شد. وقتی علت این کار را می‌پرسیدند، می‌فرمودند: چگونه گریه نکنم در حالی‌که [یزیدیان] آب را برای وحوش و درّندگان بیابان آزاد گذاشتند؛ ولی به‌روی پدرم بستند [و او را تشنه کشتند].[1]

امام صادق(ع) در روایتی، بکّائین (بسیار گریه‌کنندگان) را پنج نفر معرّفی کرده است: حضرت آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه زهرا و على‌بن‌الحسین(ع). در قسمتی از روایت این‌گونه از امام صادق(ع) نقل شده که: على‌بن‌الحسین(ع) بیست یا چهل سال بر پدرش حسین(ع) گریست، هیچ خوراکى جلوش نمی‌گذاشتند جز آنکه مى‌گریست تا اینکه یکی از غلامانش عرض کرد: آقا من مى‌ترسم شما خود را از بین ببرید، ایشان فرموند: من از غم و اندوه خود به خدا شکوه می‌کنم، من چیزى می‌دانم که شما نمى‌دانید، من هیچ‌گاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به‌یاد نمى‌آورم جز آنکه گریه گلویم را می‌گیرد.[2]

روزی خدمتگزار حضرت عرض کرد: آیا غم و اندوه شما تمامی ندارد؟ حضرت فرموند: وای بر تو، یعقوب پیامبر که تنها یکی از دوازده پسرش ناپدید شده بود در فراق فرزند خویش آنقدر گریست که چشمانش نابینا شد و از شدّت ‌اندوه کمرش خم شد؛ درحالی‌که پسرش زنده بود (و کاملاً از یافتن او ناامید نگشته بود)؛ ولی من ناظر کشته شدن پدرم، برادرم، عمویم و هفده نفر از بستگانم بودم که پیکرهایشان در اطرافم نقش زمین شده بود. پس چگونه ممکن است غم و اندوه من پایان یابد؟!

‌سهل بن شعیب یکی از بزرگان مصر می‌گوید: روزی به حضور علی ‌بن الحسین(ع) رسیدم و گفتم: حال شما چگونه است؟ فرمودند: فکر نمی‌کردم شخصیّت بزرگی از مصر، مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمی‌دانی برایت توضیح می‌دهم: وضع ما در میان قوم خود مثل وضع بنی‌اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می‌کشتند و دخترانشان را زنده نگه می‌داشتند. امروز وضع بر ما به‌قدری تنگ و دشوار است که مردم با سبّ و ناسزاگویی به بزرگ ما بر فراز منبرها به دشمنان ما تقرّب می‌جویند.[3]

امام سجاد(ع) علاوه بر گریه و نوحه‌سرایی برای تحقق این هدف یعنی زنده نگهداشتن یاد و خاطره عاشورا، از روش‌های دیگری نیز استفاده می‌کردند. از جمله:

1.زیارت قبر پدر بزرگوارش در کربلا و توصیه و سفارش به آن؛ ابوحمزه ثمالی در مورد زیارت تربت امام حسین(ع) از امام سجاد(ع) سؤال کرد و حضرت در جوابش فرمود: هر روز او را زیارت کن و اگر نمی‌خواهی، هر جمعه و اگر نتوانستی هر ماه. چون هرکس قبر امام حسین(ع) را زیارت نکند، حق رسول خدا(ص) را سبک و خوار شمرده است.

2.نگهداری تربت ابی‌عبدالله؛ امام سجاد(ع) دستمالی از دیبای زرد داشت که تربت مطهر امام حسین(ع) در آن بود و به‌هنگام نماز بر آن سجده می‌کرد.

3. بر دست داشتن انگشتر امام حسین(ع)؛ آن بزرگوار انگشتر پدر را بر دست داشت و روی انگشتر خود نیز این جمله را حکّ کرده بود:

قاتل حسین بن علی(ع) خوار و بدبخت است.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. پیشوایی، مهدی؛ سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1375، چاپ سوم، ص259.
  • [2]. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی؛ خصال، محمدباقر کمره‌ای، تهران، کتابچی، چاپ اول، 1377، ج1، ص248.
  • [3]. پیشوایی، مهدی؛ پیشین، ص260.
  • [4]. رنجبر، محسن؛ نقش امام سجاد در رهبری شیعه، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1380، چاپ اول، ص144.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS