دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انتقال transference

No image
انتقال transference

كلمات كليدي : تعارض ناهشيار، روانكاوي، انتقال، انتقال مثبت، انتقال منفي، انتقال تقابلي، روان شناسي باليني

نویسنده : طيبه خلج

روابط فرد با دیگران و دنیا، برگرفته از تعارضات ناهشیار است. شیوه ادراک دیگران از سوی بزرگسالان و رابطه آنها با دیگران، تقریبا محصول احساسات و آرزوهای ناهشیاری است که آنها در دوران کودکی نسبت به اطرافیانشان داشته‌اند. آنها احساسات و واکنش‌های خود نسبت به پدر و مادرشان را به دیگران انتقال می‌دهند و از دیگران به عنوان مفرهایی بر آرزوها، احساسات و تخیلات تغییرشکل‌یافته خود استفاده می‌کنند؛ همچنین به این روش می‌خواهند به آرزوها و تخیلات خویش اقرار نکنند.[1]

انتقال، یکی از مهمترین منابع محتوایی برای روانکاوی است. در روانکاوی، نگرش‌های درمانجو نسبت به درمانگر، بخش مهمی از جریان درمان به شمار می‌آید. درمانجو دیر یا زود پاسخ‌های عاطفی نیرومندی نسبت به روانکاو پیدا می‌کند. این پاسخ‌ها گاه مثبت و دوستانه است و گاهی منفی و خصمانه. این واکنش‌ها غالبا مناسبتی با آنچه که در جلسات درمانی روی می‌دهد، ندارد.[2] درمانگران روان‌پویشی باید به آرامی و عمیقا گوش کنند، ولی نباید افشاگری‌های مراجع آنها را شوکه کند و نباید عقاید یا قضاوت‌های خود را ابراز کنند. آنها باید همانند یک لوح سفید عمل کنند که مراجع بتواند انتظارها، تصورات و انتساب‌های خود را روی آنها منعکس کند. بعد از مدتی، درمانگر در مرکز زندگی مراجعش قرار می‌گیرد. به خاطر اهمیت درمانی این مرکزیت، در نظریه روان‌پویشی نام فنی "انتقال" را بر آن گذاشته‌اند.[3]

بیمار در جریان واکنش‌های انتقال، دستخوش احساساتی نسبت به روانکاو می‌شود که برازنده روانکاو نیست، بلکه در واقع به افراد مهم زندگی گذشته بیمار مربوط می‌شود.[4] انتقال، بیانگر این واقعیت است که در طول درمان روان‌پویشی، مراجعان هیجان‌ها، تعارض‌ها و انتظاراتشان را که از منابع گوناگون کسب شده‌اند، به درمانگر منتقل می‌کنند. درمانگر در این جو عاطفی، مراجع را ترغیب می‌کند تا رک و راست صحبت کند، اجازه دهد ذهنش از این شاخه به آن شاخه بپرد و افکاری را که به صورت هیجانی شارژ شده‌اند، تداعی آزاد کند؛ حتی اگر این افکار خجالت‌آور، احمقانه یا بی‌معنی به نظر برسند.[5] برای مثال، رفتارهای دوستانه تحلیل‌گر ممکن است مراجع را به یاد مادرش بیندازد و این تصور را در او ایجاد کند که وی قصد مراقبت از او را دارد. بی‌شک مراجع آرزو می‌کند درمانگر برایش مادری و از او محافظت کند. هر قدر درمانگر، آرزوهای کودکانه او را بیشتر برآورده کند، درمان و درمانگر نیز عالی‌تر خواهند بود. به این جریان، "انتقال مثبت" می‌گویند. اما اگر تحلیل‌گر مطابق آرزوها و تخیلات ناهشیار مراجع رفتار نکند، وی احساس می‌کند درمانگرش او را کنار گذاشته و ترس و عصبانیت، وجودش را فرا می‌گیرد. وقتی مراجع از تحلیل‌گر خویش عصبانی می‌شود، پای "انتقال منفی" به میان آمده است. در چنین شرایطی گرچه درمانجو، ناهشیارانه تحلیل‌گر خود را مثل یک مادر دلسوز و مراقب می‌بیند، اما نسبت به تحلیل‌گر انتقال منفی نشان می‌دهد. ضمن اینکه به‌طور ناهشیار هم دوست دارد با او مثل کودک رفتار شود و هم از اینکه با او مثل مرد برخورد نشود، متنفر است. در اینجا به این نتیجه می‌رسد که درمانگر، تحقیرش می‌کند.[6]

گاهی انتقال به صورت خطای ادراکی ظاهر می‌شود. مثلا درمانجو با گذاردن درمانگر در نقش مادر خود، وی را به خطا در لباس مادر خود می‌بیند. اما در اکثر موارد بیمار فقط احساساتی را نسبت به روانکاو نشان می‌دهد که نسبت به افراد با اهمیت دوران کودکی خود احساس می‌کرده است.[7] این واکنش‌های انتقالی، تعارض بین تکانه‌ها و دفاع‌هایی را نشان می‌دهند که بخش اصلی شخصیت پیش‌تناسلی فرد است. تکرار این تکانه‌ها و دفاع‌ها در رابطه با روانکاو، محتوای آسیب روانی را در اختیار او می‌گذارد. بیمار صرفا درباره تعارض‌های گذشته خود حرف نمی‌زند، بلکه این تعارض‌ها را در رابطه فعلی خود با درمانگر، دوباره تجربه می‌کند. از آنجا که ماهیت انتقال ناهشیار است، تجربه کردن واکنش‌های انتقال، به‌خودی‌خود یک فرایند درمان‌بخش نیست. بیماران می‌دانند که نسبت به روانکاو واکنش‌های شدید نشان می‌دهند، ولی از معنی واقعی واکنش‌های خود ناآگاهند.

فرایند درمان عبارتست از روانکاوی یا هشیار کردن محتوای ناهشیار واکنش‌های انتقال. واکنش روانکاو به بیمار باید به اندازه کافی صمیمانه و انسانی باشد، به طوری که بتواند امکان ایجاد نگرش معقول و منطقی بیمار نسبت به روانکاو را فراهم کند. این واکنش‌ها در عین حال، باید به قدر کافی سرد و محروم‌کننده باشد تا واکنش‌های انتقال بیمار را تحریک کند. روانکاو باید صمیمیت و علاقه صادقانه خود را نشان دهد تا بیمار به او اعتماد کرده و باور کند که وی به او اهمیت می‌دهد. البته، روانکاوان با این فرض راجرز[8] که صادق بودن در طول درمان شفابخش است، مخالف‌اند. به نظر آنها اگر روانکاو بیش از حد صادق باشد، مانع از آن می‌شود که بیمار، واکنش‌های خود نسبت به افراد زندگی گذشته‌اش را به آنها منتقل کند. در حالی که روانکاوان با فرض کلی راجرز موافقند که برای ممکن ساختن جریان آزادتر تداعی‌ها، بهتر است نسبت به اظهارات بیمار نگرش غیرنقادانه داشته باشند، اما آنها با توجه مثبت نامشروط پاسخ نمی‌دهند. معمولا پاسخ‌های خنثی نظیر سکوت، به احتمال بیشتری واکنش‌های انتقال را تحریک می‌کنند و بدین ترتیب، واکنش‌های روانکاو به اظهارات بیمار را می‌توان نوعی توجه خنثی نامشروط دانست.

برای اینکه روانکاو واکنش‌های بیمار خود را به دقت تعبیر کند و بر اساس انتقال تقابلی[9] به آنها واکنش نشان ندهد، باید از فرایندهای ناهشیار خود آگاه باشد. انتقال تقابلی زمانی صورت می‌گیرد که روانکاو، درمانجو را هدف ارضای تکانه‌های کودکانه خود قرار دهد. برای مثال، روانکاو باید بتواند امتناع خصمانه از نشان دادن صمیمیت یا حمایت را تحلیل کند. اصولا روانکاو باید به قدری سالم باشد که تشخیص دهد چه چیزی از بیمار حاصل می‌شود و خود او چه چیزی را ترغیب می‌کند. زیرا نمی‌توان از بیمار انتظار داشت که بتواند در وسط واکنش‌های انتقالی، چنین تشخیص مهمی بدهد.[10]

مقاله

نویسنده طيبه خلج

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله

مرحوم آيت الله معصومي اشكوري مردي بزرگ وصاحب كشف و شهود بود و آن گونه كه مشهور است و خود آن جناب در كتاب دو چوب و يك سنگ ذكر كرده است، اسم اعظم را مي دانست و داراي كراماتي عجيب و غريب بوده و عارف به معارف شيعه، عالم به علوم ادب و فقه و اصول و منطق و كلام و علوم غريبه بوده و آن گونه كه مشهور است، داراي طي الارض بوده است .
Powered by TayaCMS