دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ایوبیان

No image
ایوبیان

كلمات كليدي : ایوبیان، صلاح الدین، توران‌شاه، ممالیک، صلیبیان

ایوبیان‌، سلسله بزرگى‌ از حاکمان‌ ایرانى‌نژاد بودند که‌ چندی‌ بر مصر، شام‌، جزیره‌ و یمن‌ حکم‌ راندند. این‌ سلسله‌ منسوب‌ به‌ ایوب‌بن‌شادی‌، پدر صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ است‌.

حکومت‌ ایوبیان‌ با آغاز حکمرانى‌ صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ در مصر، به‌ دنبال‌ مرگ‌ عاضد آخرین‌ خلیفه فاطمى‌ آغاز شد و با مرگ‌ توران‌شاه‌بن‌ایوب‌ آخرین‌ حکمران‌ ایوبى‌ مصر که‌ سرآغاز حکمرانى‌ ممالیک‌ به‌ شمار مى‌رود، خاتمه‌ یافت‌.

آشفتگى‌ بخش‌ اعظم‌ سرزمین‌های‌ اسلامى‌ در سده شش قمری‌، خاصه‌ سرزمین‌هایى‌ که‌ در معرض‌ یورش‌ صلیبیان‌ بود و نیز ضعف‌ مفرط خلافت‌ فاطمیان‌ در مصر، اوضاع‌ را برای‌ ظهور قدرتى‌ که‌ در برابر فرنگان‌ بایستد، مساعد مى‌ساخت‌. در چنین‌ احوالى‌ زنگیان‌ سر برآوردند و نورالدین‌ محمود زنگى‌ با فتح‌ بسیاری‌ از متصرفات‌ صلیبیان‌، بر آن‌ شد تا نیروی‌ واحدی‌ در مصر و شام‌ برای‌ مقابله‌ با تهاجم‌ آنان‌ ایجاد کند؛ ولی مشکل‌ اساسى‌ برای‌ تحقق‌ این‌ هدف‌، وجود دولت‌ فاطمى‌ بود که‌ بنابر مصالح‌ خود، نمى‌خواست‌ و نمى‌توانست‌ با صلیبیان‌ وارد نبردی‌ واقعى‌ شود؛ در حالى‌ که‌ صلیبیان‌ همواره‌ اندیشه تسخیر مصر را در سر مى‌پروراندند و بخش‌ مهمى‌ از تلاش‌های‌ نورالدین‌ صرف‌ خنثى‌ کردن‌ کوشش‌های‌ اینان‌ برای‌ سیطره‌ بر مصر مى‌گردید.

در 558ق به‌ دنبال‌ کشمکش‌هایى‌ که‌ بر سر وزارت‌ مصر درگرفته‌ بود، شاور وزیر فاطمى‌ به‌ شام‌ گریخت.‌ چون صلیبیان‌ به‌ مصر تاختند، نورالدین‌ به‌ تشویق‌ شاور، لشکری‌ به‌ فرماندهى‌ اسدالدین‌ شیر کوه‌ به‌ آن‌ دیار فرستاد تا ضمن‌ دفع‌ فرنگان‌، شاور را نیز به‌ وزارت‌ بنشاند. سرانجام‌ صلیبیان‌ را از مصر رانده و شاور در آنجا مستقر شد‌. در تمامى‌ این‌ حملات‌، صلاح‌الدین‌ یوسف‌بن‌ایوب‌ برادرزاده شیرکوه‌ نیز حضور داشت‌ که‌ گرچه‌ با اکراه‌ این‌ مأموریت‌ را پذیرفته‌ بود، ولى‌ هرگز پای‌ پس‌ نکشید و در نشان‌ دادن‌ شایستگی‌های‌ خود کوتاهى‌ نکرد.

شیرکوه‌ دو ماه‌ پس‌ از آغاز وزارتش‌ درگذشت‌ و بر سر جانشینى‌ وی‌ میان‌ امرای‌ سپاه‌ نورالدین‌ اختلاف‌ افتاد و با این‌که‌ امرای‌ سال‌خورده‌ و موجهى‌ در سپاه‌ دمشق‌ بودند، اما عاضد فاطمى‌ فرمان‌ وزارت‌ را به‌ نام‌ صلاح‌الدین‌ نوشت‌. جمعى‌ از سران‌ سپاه‌ که‌ تن‌ به‌ اطاعت‌ از صلاح‌الدین‌ نمى‌دادند، مصر را ترک‌ کردند و به‌ دمشق‌ بازگشتند. درباره این‌ انتخاب‌ گفته‌اند که‌ عاضد مى‌پنداشت‌ صلاح‌الدین‌ به‌ سبب‌ جوانى‌ و بى‌تجربگى‌، به‌ استقلال‌ خویش‌ و مخالفت‌ با خلیفه‌ نخواهد اندیشید.

از این‌ تاریخ‌ تا مرگ‌ عاضد، صلاح‌الدین‌ که‌ از یک‌ طرف‌ وزیر خلیفه شیعى‌ِ فاطمى‌ و از طرف‌ دیگر نماینده حاکم‌ سنى‌ مذهب‌ دمشق‌ بود، کوشید تا ضمن‌ کاستن‌ از قدرت‌ خلیفه‌ و استقلال‌ در امور، قدرت‌ را در اختیار گیرد و زمینه‌های‌ خلع‌ فاطمیان‌ را فراهم‌ سازد. این‌ کار، چند روز پیش‌ از مرگ‌ عاضد انجام‌ شد و صلاح‌الدین‌ بى‌آنکه‌ با مشکلى‌ روبه‌رو گردد، خطبه‌ به‌ نام‌ خلیفه عباسى‌ کرد و دولت‌ فاطمى‌ را برانداخت.‌

پس‌ از مرگ‌ صلاح‌الدین‌، افضل‌ فرزند ارشد و جانشین‌ صلاح‌الدین‌، حاکم‌ شام‌ شد، فرزند دیگرش‌ عزیز حکومت‌ مصر، و ظاهر حکومت‌ حلب‌ را در دست‌ گرفت‌، و عادل‌ در جزیره‌ استقرار یافت‌. اما دیری‌ نپایید که‌ میان‌ آنان‌ اختلاف‌ افتاد و اوضاع‌ آشفته گردید. در این میان سیف‌الدین‌ عادل‌ که‌ به‌حاشیه قلمرو صلاح‌الدین‌ رانده‌ شده‌ بود، به‌ تدریج‌ و با درایت‌ خاص‌، حکومت‌ دمشق‌ و مصر را از آن‌ِ خود ساخت‌ و بدین‌سان‌ وحدتى‌ در قلمرو ایوبى‌ ایجاد کرد.

اختلافات‌ و جنگ‌های‌ داخلی پس‌ از صلاح‌الدین‌، موجب‌ کاهش‌ اقتدار از بین رفتن مشروعیت‌ و پشتوانه افکار عمومى‌ ایوبیان گردید.

ایوبیان‌ در شیوه اداره حکومت‌ و تأسیس‌ نهادهای‌ دولتى‌ از سلاجقه‌ و اتابکان‌ پیروی‌ کردند و خود واسطه انتقال‌ِ ساختار اداری‌ و اجرایى‌ سلاجقه‌ و اتابکان‌ به‌ دولت‌ ممالیک‌ شدند.

با این همه‌ از پرداختن‌ به‌ فرهنگ‌ و گسترش‌ آن‌ غافل‌ نبودند. دانشمندان‌، ادبا و اهل‌ فضل‌ را بس‌ گرامى‌ مى‌داشتند و بعضى‌ از آنها را در دستگاه‌ دولت‌ به‌ خدمت‌ مى‌گرفتند، هم‌چون‌ قاضى‌ عبدالرحیم‌ بیسانى‌، معروف‌ به‌ قاضى‌ فاضل‌ که‌ وزیر صلاح‌الدین‌ بود، عمادالدین‌ اصفهانى‌ که‌ دیوان‌ رسائل‌ را برعهده‌ داشت‌ و ضیاءالدین‌ ابن‌ اثیر جزری‌ که‌ وزارت‌ افضل‌ ایوبى‌ را در دست‌ داشت‌. به‌ علاوه‌، بسیاری‌ از افراد خاندان‌ ایوبى‌، هم‌چون‌ ابوالفدا صاحب‌ کتاب‌ المختصر فى‌ اخبار البشر و تقویم‌ البلدان‌، خود اهل‌ دانش‌ بودند و انجمنهای‌ علمى‌ داشتند. هم‌چنین‌ به‌ تأسیس‌ مدارس‌ و مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ اهتمام‌ خاص‌ داشتند و در سراسر شام‌ و مصر مدارس‌ مشهور و بزرگ‌ با اوقافى‌ ارزشمند ایجاد کردند که‌ غالباً به‌ نام‌ خود آنها مشهور است‌. صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ هم‌چنین‌ خانقاه‌هایى‌ برای‌ صوفیه‌ ساخت‌ و از گسترش‌ فرهنگ‌ تصوف‌ در زمان‌ خود حمایت‌ مى‌کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS