دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بافقى و اندیشه ولایى

No image
بافقى و اندیشه ولایى

بافقى و اندیشه ولایى

در اندیشه ولایى بافقى امام معصوم در هر عصر، نقطه پرگار وجودى است که هر فرد باید به آن رو کند. بافقى در راستاى همین رسالت مقدس، احیاى مسجد جمکران را در رأس برنامه هاى فرهنگى خود قرار داداو که سالهاى متمادى در عراق، هیچ گاه احیا و شب زنده دارى را در مسجد سهله ترک نکرده بود بر آن شد تا این سنت حسنه و تهجد در شبهاى چهارشنبه را در مسجد جمکران عمومیت بخشد. ازاین رو در گام نخست، عامه مردم، خصوصاً طلاب را به تعمیر و بازسازى مسجد جمکران ترغیب کرد و با حضور شخصى و شرکت در بازسازى و فراهم کردن امکانات مسجد براى پذیرایى از مشتاقان، زمینه استفاده بهینه از این فضاى مقدس را آماده کرد. استاد على اصغر فقیهى در این باره مى گوید:

«مسجد آن موقع مخروبه بود... . پشه ها و حشرات گزنده اى داشت، به هر حال، با این توجه بافقى و حرکت دسته جمعى در شبهاى چهارشنبه، کم کم مردم قم فهمیدند که اینجا جاى مقدسى است، لذا از آن موقع علاقه و توجه مردم به مسجد جمکران زیاد شد و مسجد رونق گرفت... .[31]

مسجد جمکران را ایشان احیا کردچون تا آن زمان تنها خواص مى رفتند مسجد جمکران، کسى خبر نداشت. ایشان شب چهارشنبه حرکت مى کرد با عده اى از طلاب آن موقع پیاده مى رفت. اکثر مردم پیاده مى رفتند. ما خودمان با خانواده پیاده مى رفتیم، شب هاى چهارشنبه تا صبح هم در حال تهجد بودخیلى دیدنى بود.»[32]

بافقى همانند اکثر عالمان شیعى، قائل به مفتوح بودن باب ملاقات با امام زمان(عج) در عصر غیبت بود و وى خود بارها به خدمت حضرت حجت مشرف شده بود. رازى مى نویسد:

«خود این بنده خدمتشان عرض کردم: باب ملاقات را مفتوح مى دانید و یا مسدود؟ فرمودند: به چند دلیل مفتوح. آن ها را بیان کردند و فرمودند: به گفته اصولیین و منطقیین ادل دلیل بر امکان شیئى وقوع آن است، چطور باب ملاقات حضرت صاحب الامر اروحنا له الفدا مسدود است و حال آنکه به تواتر معنوى ثابت شده جماعتى در عصر غیبت کبرى چون سید بحرالعلوم، حاجى على بغدادى و... به خدمتش رسیده اند. عرض کردم: شما هم مشرف شده اید؟ اشاره به دهان کردند، فهمیدم مرادشان کتمان تشرف خود مى باشد.»[33]

رازى چگونگى تشرف وى به حضور امام را از زبان برادرش چنین بازگو مى کند:

«ارتباط و مراوده و توسلش با اعلى حضرت بقیة الله اروحناله الفدا بسیار و مسلماً از کسانى بوده که کراراً برایش تشرف به محضر امام عصر عجل الله له الفرج نصیب شده و این فقیر یکى از موارد آن را براى نمونه مى نگارم. حکایت کرد براى این بنده حقیر جناب حجت الاسلام و مروج الاحکام ثقة جلیل حاج ملا اسدالله قائمى بافقى، برادر تقى و پرهیزکار مرحوم بافقى که به گفته بعضى از بزرگان، اگر از آن مرحوم جلو نبوده، عقب هم نمى باشد. که مرحوم اخوى حاج شیخ محمدتقى کراراً مشرف به حضور ولى عصر -رزقناالله رؤیته- شده. پرسیدم چگونه بوده؟ دو نوبت آن را شرح داد. که یک مرتبه آن را بیان مى کنم.

مرحوم اخوى یک سفر از نجف به قصد تشرف به ارض اقدس پیاده حرکت مى کند و چون به کردستان مى رسد، به واسطه تصادف با فصل زمستان برف زیادى باریده، کوه و دشت را برف گرفته، نزدیک غروب به قهوه خانه اى که در آن نزدیکى بود، پناه مى برد تا از سرما و برف خود را حفظ کند. چون وارد آن قهوه خانه مى شود، مى بیند که جماعتى از الواط به قماربازى و لهویات مشغولند و مناسب نیست ایشان در آن جا بیتوته کند و مقتضى امر به معروف و نهى از منکر هم با افراد سنى لاابالى موجود نیستسرگردان و متحیر از قهوه خانه دور شده. متفکر مى ماند که چه کندناگاه صدایى مى شنود که او را به نام مى خوانند. در اثر صدا مى رود به درخت سبز و خرمى مى رسد که زیر آن خشک و هواى آن معتدل، چون هواى بهار است با این که تمام آن صحرا و هامون را برف و کوران و سرماى سوزان احاطه کرده! در زیر آن درخت، شخص نورانى و بزرگوارى را که آثار وقار و شخصیت از سیمایش ظاهر است، مى بیند، سلام مى کند و جواب مى شنود که به او مى فرماید: فلانى! قهوه خانه چنانى شایسته تو نباشد. بیا در همین جا شب را صبح کنیم.

حاج شیخ زیر درخت رفته مستغرق آن جمال و جلال مى شود و تا پایان صبح از فیض محضر و منظر و منطقش برخوردار مى گردد و چون طلوع فجر مى شود، نماز را با او خوانده و پس از آن قصد حرکت مى کند. در این وقت حاج شیخ حساب روشن دودو تا چهارتا را مى کند که این آثار و کرامات نیست مگر از مولاى من صاحب الامر(عج) خود را مؤدب نموده و معامله شناسایى و شناختن مى کند. آن جناب تبسم کرده، مى فرماید: مى دانم که حالا مرا شناخته اى، اینک وقت مفارقت است. حاج شیخ اضطراب کرده، التماس و تضرع از این فراق و جدایى مى کند. او را تسلى داده، امر به صبر و سکوت مى نماید. شیخ عرض مى کند: آقاى من، پس کى دیگر باز شما را ملاقات کنم؟ حضرت مى فرمایند: در این سفر دو نوبت مرا خواهى دید، یکى در قم و بار دیگر نزدیک سبزوار.

این را فرموده و پنهان مى شوند. حاج شیخ به شوق وعده قم با وجد و نشاط خود را به قم مى رساند و چند روزى توقف مى کند. لکن ظاهراً مشرف به شرف لقا نمى شود، به طرف مشهدحرکت نموده و با اشتیاق زیادترى براى وعده سبزوار مى آیدچون به نزدیکى آن مى رسد، صداى پاى اسب مى شنود. به عقب مى نگرد، حضرت را سوار بر اسب مى بیند که با وقار و هیبت ولایت و سلطنت مى آید. سلام مى کند، جواب مى فرماید. عرض مى کند: مولاى من، وعده شما خلف نمى شود، چگونه قم نیامدید؟ مى فرماید: آمدم لکن شما ما را نشناختید. عرض مى کند: چه موقع آقاى من؟ مى فرماید: در فلان روز اول صبح از حرم عمه ام حضرت معصومه(علیه السلام) بیرون آمدى، در میان صحن زنى به تو رسید و فلان مسئله را پرسید چنان پاسخ گفتى. من در مقابل تو ایستاده استماع سؤال و جواب شما را مى کردم و شما تمام توجه داشتى که اشتباه جواب نگویى، حاج شیخ عذر مى خواهد و پس از لحظه اى آن حضرت مى روند.»[34]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله

مرحوم آيت الله معصومي اشكوري مردي بزرگ وصاحب كشف و شهود بود و آن گونه كه مشهور است و خود آن جناب در كتاب دو چوب و يك سنگ ذكر كرده است، اسم اعظم را مي دانست و داراي كراماتي عجيب و غريب بوده و عارف به معارف شيعه، عالم به علوم ادب و فقه و اصول و منطق و كلام و علوم غريبه بوده و آن گونه كه مشهور است، داراي طي الارض بوده است .
Powered by TayaCMS