دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنی ساج (ساجیان)

No image
بنی ساج (ساجیان)

كلمات كليدي : بني ساج (ساجيان)، مسكوكات، ويژگيها، بني عباس

نویسنده : منيره شريعت جو

بنی ساج" یا ساجیان یکی از خاندان هایی است که ابوالساج دیوداد بن دیودست جد این خاندان از امرای اشروسنه در ماوراءالنهر بود.[1]

ویژگیها

خدمات این خاندان به بنی عباس، فرمانروایی آنان در آذربایجان و همچنین مخالفت هایی که از سوی آنها در مقابل عباسیان به عنوان یک حکومت نیمه مستقل در نیمه دوم قرن سوم و اوایل قرن چهارم صورت گرفت از جمله ویژگی هایی است که این خاندان را حائز اهمیت ساخته است.

ابوالساج به همراه افشین[2] برای سرکوب قیام بابک به آذربایجان آمد،[3] در پی خدمات وی برای بنی عباس در سال 244 از سوی متوکل مأمور بازرسی راه مکه شد،[4] در سال 261 به حکومت اهواز رسید و با زنگیان به نبرد پرداخت که نتیجه آن عقب نشینی ابوالساج از مقابل آنان بود.[5]

با استیلای "یعقوب لیث" بر اهواز املاک ابوالساج به دلیل کنار آمدن وی با یعقوب توسط خلافت عباسی مصادره گشت،[6] سرانجام در سال 266 در حالی که از سپاه عمرو لیث صفاری به بغداد مراجعت می نمود در راه جندیشاپور درگذشت. [7]

پس از وی "محمد افشین بن دیوداد" معروف به "ابوالمسافر" ولایت راه مکه و حرمین را یافت،[8] در سال 276 فرمانروایی منطقه آذربایجان که از زمان فتح آن در سال 20 و یا 22 هجری قمری[9] توسط والیانی که از سوی مرکز خلافت معرفی می گشتند اداره می شد، از سوی موفق، برادر معتمد عباسی، به ابوالمسافر اعطا گردید.[10] پیش از آن در زمان معتصم، افشین که مأمور سرکوبی بابک خرمدین بود ولایت ارمنستان و آذربایجان را بر عهده داشت.[11]

ابوالمسافر مراغه را از عبدالله بن حسن همدانی که به مقابله با وی پرداخت، گرفته و ضمیمه ملک خود ساخت[12]و اردبیل را نیز مرکز خویش قرار داد، همچنین بخشی از ارمنستان را پس از جنگ با سمباط باگراتونی به تصرف خویش درآورد[13] و با خوارج نیز به مقابله پرداخت،[14]ابوالمسافر سرانجام در سال 288 بر اثر بیماری وبا در آذربایجان درگذشت.[15]

پس از وی فرزندش دیوداد به فرمانروایی رسید، اما عمویش ابوالقاسم یوسف بن ابوالساج وی را شکست داده و ولایت آذربایجان را از آن خود ساخت.[16]

ابوالقاسم یوسف، ری، قزوین، زنجان و ابهر را فتح نمود[17] و با استفاده از اختلاف های داخلی، پرداخت خراج به خزانه را متوقف ساخت و بدین ترتیب از اطاعت دستگاه خلافت سر باز زد.[18]به همین دلیل خلیفه، "مونس خادم" را به جنگ وی فرستاد، یوسف به زنجان و سپس اردبیل گریخت اما سرانجام به اسارت درآمد،[19] به بغداد فرستاده شده و زندانی گشت.

در سال 310 با وساطت مونس، خلیفه او را آزاد ساخته و بار دیگر فرمانروایی آذربایجان را به وی اعطا نمود.[20] پس از چندی خلیفه او را به عنوان فرمانده نیروها به نبرد با قرامطه بحرین فرستادکه به اسارت ابوطاهر قرامطی درآمده و به قتل رسید (315 ق).[21]

ابوالمسافر فتح بن محمد افشین که پس از وی به قدرت رسید بیش از دو سال حکومت نکرد، او در سال 317 به دست یکی از غلامانش به نام "مفلح الیوسفی" در اردبیل مسموم گشته و کشته شد، بدین ترتیب حکومت صد و پنجاه ساله این خاندان بر منطقه آذربایجان به دست خلفای عباسی به پایان رسید، با این حال ابوالفرج، فرزند وی، همچنان به عنوان سردار سپاه خلیفه در بغداد باقی ماند.[22]

اکنون در موزه دولتی ارمیتاز پترزبورگ سکه هایی از یوسف بن أبی الساج موجود است که محل ضرب آن طی سال های 293 تا 312 در شهرهای برذعه، مراغه و اردبیل بوده است.[23]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS