دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیع ربوی

No image
بیع ربوی

كلمات كليدي : ربا، مكيل، موزون، معامله

نویسنده : قادر غديري

ربا در لغت به معنی فضل و زیادی است و در اصطلاح خرید و فروش دو چیز مثل هم که با پیمانه یا وزن اندازه‌گیری می‌شوند، را گویند. به طوری که یکی ثمن و دیگری مثمن واقع شود و یکی از آنها نسبت به دیگری زیادی داشته باشد.

در بیع ربوی به یک طرف معامله از طرف دیگر چیزی زیادتر می‌رسد. بیع ربوی قبل از اسلام در میان مردم رائج بود، ولی خداوند تعالی به خاطر مصالحی آن را حرام اعلام کرد.

دلائل حرمت بیع ربوی:

1)کتاب:

«الذین یأکلون الرّبا لایقومون الّا کما یقوم الذی یتخطبّه الشیطان من المس ذلک بانهم قالوا انّما البیع مثل الربا واحلّ الله البیع وحرّم الربا فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی فله ما سلف وامره الی الله ومن عاد فأولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» (بقره 275)

«کسانی که ربا می‌خورند (در قیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می‌خورد گاهی بپا می‌خیزد)این بخاطر آن است که گفتند: داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست) در حالی که خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو بسیار است) و اگر کسی اندرز الهی به او رسید و [از رباخواری] خودداری کرد سودهائی که در سابق [قبل از نزول حکم تحریم] به دست آورده، مال اوست و کار او به خدا واگذار می‌شود [و گذشته او را خواهد بخشید] اما کسانی که بازگردند (وبار دیگر مرتکب این گناه شوند) اهل آتش‌اند و همیشه در آن می‌مانند.»

2) سنت:

«محمد بن یعقوب عن عدّه من اصحابنا عن احمد بن محمد بن عیسی عن ابن ابی عمیر عن هشام بن سالم عن ابی عبدالله (ع) قال: در هم ربا اشدّ من سبعین زنیة کلها بذات محرم.»

«امام صادق (ع) فرمود: یک درهم ربا از 70 بار زنا با محارم بدتر است».[1]

3)اجماع:

در حدائق فرموده: هیچ اختلافی بین اصحاب در حرمت ربا با علم به آن وجود ندارد.[2]

چند نکته:

1- چنانچه اشاره شد ربا فقط در چیزهائی است که با پیمانه و وزن اندازه‌گیری می‌شوند و در غیر این دو ربائی وجود ندارد؛ مثل چیزهائی که با عدد فروخته می‌شوند. در این باره زراره از امام صادق (ع) نقل کرده که: «لایکون الربا الّا فیما یکال أو یوزن[3]» یعنی ربائی نیست مگر در آنچه پیمانه یا وزن شود. علامه حلی نیز بر این مطلب ادعای اجماع کرده است

2- ثمن و مثمن باید هم جنس باشند و گرنه ربا محقق نمی‌شود، محمد مسلم از امام صادق (ع) روایت کرده که: «اذا اختلف الشیطان فلا بأس مثلین بمثل یداً بیدٍ[4]» یعنی: هنگامی که دو چیز با هم فرق داشته باشند، اشکال ندارد که یکی دو برابر دیگری دست به دست [کنایه از معامله] شود.

منظور از هم جنس بودن این است که، در نظر عرف از یک نوع باشند. گر چه بلحاظ خوبی و بدی فرق داشته باشند و هر دو از یک چیز مشتق و گرفته شده باشند بنابراین در گوشت گاو و گوسفند گر چه به نظر عرف از یک نوع هستند ولی چون از یک چیز گرفته نشده‌اند ربا در آن‌ها تحقق ندارد.[5]

3- همچنان که گرفتن ربا حرام است دادن آن نیز حرمت دارد. در این باره امیرالمؤمنین فرموده:

«آکل الربا و مؤکله وکاتبه و شاهداه فیه سواء ... لعن رسول الله (ص) الربا و آکله و بایعه و مشتریه»[6]

«خورنده و خوراننده ربا و نویسنده و دو شاهد آن با هم مساویند و...رسول خدا (ص) ربا و خورنده و بائع و مشتری آن را لعنت کرد.»

موارد استثناء:

درمواردی که ذکر می‌شود ربا اشکال ندارد:

1- بین پدر و پسر؛

2- بین مولی و غلامش؛

3- بین مرد و همسرش؛

4- بین مسلمان و کافر در صورتی که زیادی را مسلمان بگیرد.[7]

مقاله

نویسنده قادر غديري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS