دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبرک consecration

No image
تبرک consecration

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : تبرك، وهابيت، آيات، روايات،كفر و شرك

تبرک از برک می آید که در لغت به معنای زیادی و نما است.[1] و در اصطلاح یعنی طلب برکت کردن از خدا، بواسطه چیزی.[2] حال این شئی می تواند خاک، یا قسمتی از وسائل مربوط به آن شخص صالح باشد و مساله تبرک در بین مسلمانان چه شیعه و چه سنی از واضحات و مبرهنات بوده و نیازی به توضیح هم نداشته است. اما می بینیم که و هابیت در این وسط حرفهای جدیدی زده است و می گویند تبرک شرک می باشد و هر کسی که به آثار صالحین متبرک شود مشرک است و با این حرف فعل و عمل مسلمانان را از صدر اسلام تا کنون زیر سوال می برند. وهابیت در این نظریه به دو دسته کلی تقسیم شده اند. عده ای می گویند تبرک مطلقا حرام می باشد و هرکسی که به یکی از آثار صالحین متبرک شود مشرک و از دایره اسلام و ایمان خارج است ولی چون نتوانستند از تبعات منفی این نظریه خلاصی پیدا کنند عده ای از این دسته جدا شده اند و می گویند که، تبرک مطلقا حرام نیست بلکه دو نوع از تبرک داریم یکی تبرک به ذات پیامبر و یک نوع به وسائل شخص او و چیزهای متصل به او مثل مو و آب دهن و آب وضو و ...و یک نوع تبرک هم به آثار بعد از پیامبر، مثل خاک قبر و ضریح و... و آثار دیگر صالحین که مورد اول جایز و مورد دوم حرام می باشد و چون الان پیامبر زنده نیست نمی توان از آثار متصله به او تبرک جست، پس هم اکنون مساله تبرک کلا منتفی می باشد و تبرک حتی به قبر پیامبر نیز صحیح نمی باشد. آنها می گویند «ان ما یفعله من یعتقد فی الأشجار والقبور والأحجار من التبرک بها العکوف عندها والذبح لها هو الشرک ولا یغتر بالعوام.[3]»این که کسی کاری انجام دهد در رابطه با درختان و قبرها و سنگها که بخواهد از آنها تبرک بجوید و ماندن نزد قبرهای صالحین و قربانی کردن برای صالحین اینها همه شرک می باشد. آنها برای این حکم و فتوایی که داده اند به ادله ای متمسک شده اند و آن عبارت است از:

1.بخاطر این که تبرک در واقع اثبات تاثیر کسی غیر از خدا در اشیا می باشد و غیر از خداوند هیچ کس در اشیا تاثیر گذار نیست[4].

2.این که قدمای مسلمین همچنین عملی را انجام نمی دادند و به قبور و آثار صالحین متبرک نمی شدند و چون تبرک به قبور در سیره صحابه نبوده است پس این عمل بدعت بوده و حرام می باشد.

3.این که منع از عمل بخاطر آن است که ممکن است این عمل منجر به شرک گردد و بخاطر این که از این شرک جلو گیری شود ما کل این عمل را منع می کنیم[5].

حال به بررسی این نظریات و ادله می پردازیم تا ببینیم که کدام صحیح بوده و کدام قابل نقد می باشد. در مورد اول باید گفت که وهابیت نتوانستند. بین پرستش و تعظیم فرق بگذارند و به همین دلیل در این اشتباه بزرگ افتاده و ادعا کرده اند که این کار شرک می باشد و هیچ مسلمانی از تبرک قصد پرستش و یا این که آن شخص را سبب تاثیر در اشیا بداند، نمی کند بلکه آن مومن را بلحاظ اعمال و جایگاهی که نزد خدا دارد واسطه قرار داده است پس دلیل اول به خودی خود باطل می باشد. اما دلیل دوم که گفته اند صحابه عظیم الشان پیامبر هیچ کدام دست به تبرک نمی زدند ادله بسیاری بر این مطلب هست که فقط توجه شما را به دو روایت در این زمینه جلب می کنیم. در کتب شیعه و سنی روایت شده است که :

«وَ رُوِیَ أَنَّهَا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهَا أَخَذَتْ قَبْضَةً مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ ص فَوَضَعَتْهَا عَلَى عَیْنَیْهَا وَ أَنْشَدَتْ.»‌

مَا ذَا عَلَى الْمُشْتَمِّ تُرْبَةَ أَحْمَدَأَنْ لَا یَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِیَا

صُبَّتْ عَلَیَّ مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَاصُبَّتْ عَلَى الْأَیَّامِ صِرْنَ لَیَالِیَا.[6]

روایت شده است که حضرت فاطمه زهرا (س) بر سر قبر پدر رفته و قبضه ای از خاک قبر پدر را بر داشتند و بر روی چشمان خود گذاشتند و این اشعار را سرودند :

چه می شود بر آن کسی که خاک قبر احمد را ببوید دیگر تا زنده است مشکهای گران قیمت را نبوید. مصیبتهایی بر من وارد شد که اگر به روزهای روشن وارد می شد به شب تار تبدیل می شدند.

آیا شما معنایی جز تبرک از این روایت برداشت می کنید .

و دیگر این که یک روز مروان بن حکم وارد مسجد شد و دید مردی صورت بر قبر پیامبر(ص) نهاده است. مروان گردن او را گرفت و گفت می دانی چه می کنی او سر برداشت و معلوم شد که ابو ایوب انصاری است. گفت من نزد سنگ نیامده ام و نزد پیامبر آمده ام .[7] و روایات دیگر مثل روایت بلال حبشی که ابن اثیر در اسد الغابه و ابن عساکر در تاریخ شام و دیگران نیز نقل کرده اند و علاقمندان می توانند مراجعه نمایند. و اما در مورد سوم که گفته بود ممکن است این عمل منجر به شرک گردد و به همین جهت ممنوع می باشد باید گفت به مجرد این احتمال نمی توان حکم به حرمت آن نمود. زیرا ممکن است که اعمال دیگر هم منجر به شرک شود پس باید همه اعمال را حرام دانست . یک فقیه آگاه هیچ وقت این چنین حکم نمی کند. تازه از تمام این مسائل و روایات نیز بگذریم ما در آیات قرآن در رابطه با تبرک آیه داریم و آن هم نه تبرک شخص پیامبر اسلام بلکه شخص دیگر. مثل:

«اذْهَبُواْ بِقَمِیصىِ هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلىَ‌ وَجْهِ أَبىِ یَأْتِ بَصِیرًا وَ أْتُونىِ بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِین.[8]

«که حضرت یوسف می فرماید، پیراهن مرا ببرید و بر دیدگان پدرم بیفکنید تا او دیدگان خود را باز یابد.»

یعقوب هم پیراهن یوسف را بر دیدگان خود می گذارد و دردم بینایی خود را باز می یابد .

«فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَئهُ عَلىَ‌ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا.[9]»

«اما هنگامی که بشارت دهنده آمد،آن پیراهن را بر صورت او افکند.ناگهان بینا شد.»

این هم یک نوع تبرک که یک طرف آن نیز شخص نبی مکرم اسلام نیست. حال واقعا اگر وهابیها این جا را با دقت و تامل بنگرید خواهند گفت که، حضرت یعقوب در اینجا مشرک شده است چون تبرک به غیر اموال پیامبر کرده است یا واقعا مطلب چیز دیگری است . پس در نتیجه به جرات می توان گفت تبرک معنایی جز طلب خیر و برکت نداشته و از نظر شرع مقدس اسلام تبرک به آثار صالحین نه نتها ممنوع نمی باشد بلکه شیوه و سیره صحابه بزرگ رسول خدا نیز بوده و هیچ مشکلی از نظر شرعی بر آن مترتب نیست. واین دو آیه بر آن(تبرک) دلالت دارد.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS