دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترک معصیت و گناه

مخفی نماند بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات و سکنات و تکلّمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت مَلِکُ المُلُوک جَلَّ جلالُهُ نیست، و به خرافات ذوفیه اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است،
ترک معصیت و گناه
ترک معصیت و گناه

الحمدلله رب العالمین و الصلوة والسلام علی محمد وآله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

مخفی نماند بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات و سکنات و تکلّمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت مَلِکُ المُلُوک جَلَّ جلالُهُ نیست، و به خرافات ذوفیه اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است، چنان‌که روش نادانان و صوفیان – که خداوند خوارشان سازد – راه رفتن جز دور گشتن را موجب نمی‌شود حتی شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمۀ اطهار صلوات الله علیهم آورده باشد، باید بفهمد از حضرت احدیت دور خواهد شد، و همین‌طور در کیفیت ذکر به غیر آن‌چه که از معصومین علیهم‌السلام واردشده است عمل نماید.

بناءً علی هذا باید مقدم بدارد شرع شریف را و اهتمام نماید هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده، و آن‌چه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده‌ام این است که اَهَمّ اشیاء از برای طالب قرب، جِدّ و سعی تمام در ترک معصیت است.

تا این خدمت را انجام ندهی نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فایده‌ای نخواهد بخشید، چرا که پیشکش و خدمت کردن کسی که با سلطان در مقام عصیان و انکار است بی‌فایده خواهد بود، نمی‌دانم کدام سلطان اعظم از این سلطان عظیم‌الشأن است، و کدام گفتگو و ستیزه کردن، نزاع و جدال، قبیح‌تر از نزاع با اوست.

پس از آن‌چه ذکر کردم که بدان که محبت الهی را خواستن با مرتکب شدنت به معصیت، امری بسیار فاسد است. چگونه بر تو پوشیده است که معصیت سبب نفرت و بیزاری است ونفرت با محبت جمع نمی‌شود. و هرگاه در نزد تو ثابت شد که ترک معصیت، اوّل و آخر و ظاهر و باطندین است مبادرت به مجاهده و کوشش نما و با کوشش تمام از ابتدای بیدار شدنت از خواب در همۀ لحظه‌ها تا زمان خوابیدن، به مراقبت مشغول شو و در محضر مقدس الهی با ادب، ملازم باش و بدان که تو با تمام جزء جزء و ذرّه‌ذرّۀ وجودت اسیر قدرت خداوند هستی و احترام محضر شریف او را مراعات کن و «او را چنان عبادت کن گوییا او را می‌بینی پس اگر او را نمی‌بینی او حتماً تو را می‌بیند» و دائماً متوجه بزرگیِ او و حقارتِ خود و بلندیِ او و پستیِ خود و عزّت او و ذلّت خود و بی‌نیازیِ او و حاجتمندی خود باش و از زشتیِ غافل بودنت از او، غافل مباش با این‌که او دائماً‌ به تو توجّه دارد، و در برابر او چون بنده‌ای ذلیل وناتوان بایست و هم‌چون سگی نحیف در زیر قدم‌های او دُمْ جنبانی کن، آیا این شرف و افتخار تو را کافی نیست که در بردنِ نام بزرگش به زبانِ ناپاک تو که کثافاتِ آن را ناپاک کرده، به تو اِذن و اجازه فرمود؟

پس ای عزیز چون این کریم رحیم، زبان تو را مخزن کوه نور یعنی ذکر اسم شریف قرار داده، بی‌حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات وقاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیّت و غیر آن‌ها از گناهان نمودن، مخزن سلطان باید محلّش پر عطر و گلاب باشد، نه مجلس مَمْلُوّ از قاذورات، و بی‌شک چون دقت در مراقبت نکرده‌ای نمی‌دانی که از جوارح سَبْعَه یعنی گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‌ها می‌کنی، و چه آتش‌ها روشن می‌نمائی، و چه فسادها در دین خودت برپا می‌کنی، وچه زخم‌های منکره به شمشیر و نیزه زبانت به قلبت می‌زنی، اگر نکشته باشی، بسیار خوب است.

پس بشتاب به سوی توبۀ راستین، سپس بشتاب در کوشش و مراقبت اگر چه بی‌مراقبت مشغول به ذکر و فکر بشود، بی‌فایده خواهد بود، اگر چه حال هم بیاورد، چرا که آن حال دوام پیدا نخواهد کرد، گول حالی را که ذکر بیاورد، بی‌مراقبه نباید خورد.[1]

    پی نوشت:
  • [1] . بهاری همدانی، محمدباقربن محمدجعفر؛ تذکرة المتقین ،تهران، نور فاطمه (سلام الله علیها)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS