دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تغییر اخلاق؛ ممکن یا ممتنع؟

پذیرش تغییر اخلاقی و یا عدم آن، نقش بسیار مهمی را در مباحث اخلاقی و تربیتی از خود نشان می‌دهد.
تغییر اخلاق؛ ممکن یا ممتنع؟
تغییر اخلاق؛ ممکن یا ممتنع؟
نویسنده: مصطفی یاسینی

درباره فلسفه اخلاق

پذیرش تغییر اخلاقی و یا عدم آن، نقش بسیار مهمی را در مباحث اخلاقی و تربیتی از خود نشان می‌دهد. زیرا اگر کسی بر این پندار باشد که اخلاق آدمیان به هیچ وجه قابل تغییر و دگرگونی نیست و هیچ نوع اختیار در تربیت و یا تغییر اخلاقی وجود ندارد، تمام آنچه را که تاکنون درباره اخلاق از جانب دانشمندان ارائه گردید لغو و بیهوده خواهد بود و بلکه نه تنها لغویت اخلاق بلکه تمام برنامه‌های تربیتی انبیای و کتابهای آسمانی و قوانین مجازات و تعزیرات و قراردادهای اجتماعی برای تشویق نیکان و تنبیه بدان بیهوده و لغو خواهد بود و حال آنکه از بدیهیات روش عقلای جهان و در راس آنها انبیا الهی که از جانب خدای متعال برای هدایت بشر مبعوث شده‌اند پذیرش تغییر و دگرگونی حقایق ارزشی و اخلاقی است چه اینکه در حدیث معروف از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من تنها برای تکمیل فضایل و کرامت‌های اخلاقی مبعوث شده ام». و در تعبیر دیگری فرموده است: «بعثت بمکارم الاخلاق و محاسن ها»؛ و در بیانی از امیرالمومنین علی (ع) آمده است: «اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ و انتظار ثواب و عقابی نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضایل اخلاقی برویم چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند». از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرموده اند: «خداوند سبحان فضایل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده به همین سبب که هر یک از شما دست به اخلاقی بزند که او را به خدا مربوط سازد». ‌

در زمینه تغییر اخلاق یا امتناع آن از تادیب و زوال آن، مباحث فراوان و گوناگونی مطرح شده است. برخی مانند رواقیون از حکما، انسان را به طبع نیکو می‌دانند و معتقدند همه مردم در فطرت بر طبیعت خیر آفریده شده اند و غزالی نیز به این گروه پیوسته و معتقد است گوهر انسان از سنخ عالم فرشتگان است و در نتیجه پاک و خیر آفریده شده و اگر آدمی از صفت بدی برخوردار باشد در عالم ملکوت از همراهی و موافقت فرشتگان محروم می‌ماند و لذا باید با ریاضت‌ها و مجاهدت‌ها خود را به توحید که مقام «لااله الاالله» می‌باشد برساند و در چنین حالتی است که به غیر از طاعت پروردگار و تقاضا از او به امر دیگری نمی‌پردازد و خود را به حقیقت حق می‌رساند.

گروهی در مقابل این عده معتقدند که طبیعت انسان بر شر آفریده شده و در عین حال پذیرش خیر را با تعلیم و تربیت امری ممکن می‌دانند و برخی مانند جالینوس بعضی از مردم را به طبع خیر و بعضی را به طبع اهل شر و بقیه مردم را قابل هر دو طرف می‌داند و این در واقع شبیه آن چیزی است که از رضی الدین نیشابوری نقل شده است، چنانکه اخلاق خوب را میراث حضرت آدم(ع) به صاحبان خلق‌های پسندیده و اخلاق بد را میراث شیطان به انسانهای شرور دانست. افرادی مانند ارسطو بر این عقیده‌اند که مکارم اخلاق به تادیب و تعلیم تعلق دارد و چیزی از خلق طبیعی نیست بلکه پذیرش تعلیم عادت طبیعی اوست، مانند عادت آتش که به بالاشعله می‌کشد یا سنگی که به هوا انداخته شود میل به پایین دارد. عرفا نیز باورشان این است که اخلاق امری کسبی است و مکارم اخلاق را با تعلیم و تربیت دست یافتنی می‌دانند و لذا این نظریه را درست نمی‌دانند که آدمی به طبع خوب یا بد آفریده شده باشد. مولف فرائد السلوک که از عرفای قرن هفتم است بر این نکته تاکید می‌ورزد چه اینکه اکثر صوفیه نیز مانند وی به کسبی بودن خلق اعتقاد دارند و بر این باورند که با برنامه و سیر و سلوک می‌توان به اکتساب مکارم دست یافت و خلقی را ملکه نفسانی خود قرار داد. از کسانی که کسبی بودن خلق را مطرح کرده اند می‌توان از ابوالقاسم قشیری، غزالی، عین القضات همدانی و سهروردی نام برد.‌

در مجموع آنچه که درباره تغییر پذیری و عدم تغییر پذیری اخلاق آدمیان مطرح می‌باشد در سه نظریه خلاصه می‌شود.

رویکرد اول:

عده‌ای معتقدند که اخلاق قابل تغییر نیست زیرا آنان که دارای اخلاق زشتی هستند، انسانهای بدگوهر و بدطینت اند و عوض نمی‌شوند و بر فرض اگر تغییر یابند سطحی و ناپایدار است و خیلی زود به حالت اول خود بر می‌گردند. از جمله دلایل این گروه این است که ساختمان جسم و جان رابطه نزدیکی با اخلاق دارد و در حقیقت اخلاق هر کسی تابع چگونگی آفرینش روح و جسم است و چون روح و جسم آدمی عوض نمی‌شود، اخلاق او نیز قابل تغییر نخواهد بود. و از دلایل دیگر اینکه به واسطه عوامل خارجی از قبیل تادیب و نصیحت و اندرز دگرگون می‌شود و زمانی که این عوامل زایل شود انسان به اخلاق اصلی خود باز خواهد گشت، درست مانند سردی آب که به وسیله عوامل حرارت از بین می‌رود و هنگامی که آن عوامل از بین برود، حرارت را پس داده به حال اول باز خواهد

پاسخ دلیل اول این است که روح همه انسانها در گرایش‌های فضیلت خواهی امری مشترک است و هنگام تولد، همه از آن گرایش‌ها و حتی بینش‌های فطری برخوردارند و در حقیقت این سرشت ابتدایی که از آن به فطرت یاد می‌شود در همه بشر موجود می‌باشد و این گونه نیست که روح آدمیان به عنوان یک لطیفه ربانی از فضیلت خواهی به عنوان یک گرایش مقدس و منزه از امور مادی بی بهره باشد و لذا اخلاق تابع استعدادهایی است که خدای متعال در اختیار هر انسانی قرار داده و این شرایط تحول و تغییر اخلاقی به عنوان شرط عام در همه انسانها موجود می‌باشد فقط باید با بسترسازی و سلوک اخلاقی خود را به این جایگاه برساند و از مواهب فضیلت و کرامت‌های اخلاقی برخوردار شود. پس با توجه به اینکه انسان از موجودات استکمالی است باید زمینه را برای شکوفایی ظرفیت‌ها و استعدادها فراهم سازد و ارسال رسل و انزال کتب و نیز عقل به عنوان حجت درونی برای راهنمایی و هدایت مسیر آدمیان از طرف خدای متعال قرار داده شده تا در مسیر شناخت دچار مشکل و بحران نگردد. لذا با این توضیح مختصر، سستی دلیل اول بر عدم تغییر اخلاق کاملا روشن شده است.

و اما پاسخ دلیل دوم این است که اولاً اخلاق فقط رفتار ظاهری نیست بلکه ریشه در جان و نفس آدمیان دارد و به صورت ملکات نفسانی در او ریشه دوانده است و ثانیاً این گونه نیست که صاحب فضیلت اخلاقی در صورتی که عوامل خارجی آن صفات نفسانی زایل شود آن خلقیات را از دست بدهد، زیرا آن صفات جزء ملکات نفسانی شده و در رفتار آدمیان ظهور و بروز خواهد نمود و امکان زوال ملکات نفسانی امری دشوار خواهد بود.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS