دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکیه‌گاهی مطمئن

همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می شود… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
تکیه‌گاهی مطمئن
تکیه‌گاهی مطمئن

قال الله تعالی :

کلّ شی‌ءٍ هالکٌ إلاّ وجهه …

(سوره قصص آیه 88)

ترجمه :

همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می شود…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

تکیه‌گاهی مطمئن

مهمترین راهی که قرآن برای نزاهت روح فرا راه سالکان کوی لقای حق ارائه می‌کند این است که سالک از شهود غیر خدا مبرّا و تائب شود. حکم خدا این است که ازغیرخدا کاری ساخته نیست؛ چنانکه در سوره «قصص» می‌فرماید: ﴿کلّ شی‌ءٍ هالکٌ إلاّ وجهه له الحکم وإلیه تُرجعون﴾[1]؛ هر چیزی جز خدا و وجه او، «هالک» است و اگر هلاکت آن، امروز برای افراد عادی، روشن نیست، فردا که پیشگاه حقیقت، ظاهر می‌شود برای همگان مشهود خواهد شد.

خدای سبحان پس از این که در این آیه کریمه، یک قضیه سلبی، یعنی ﴿کلُّ شی‌ءٍ هالکٌ إلاّ وجهَه﴾ را ذکر می‌کند، می‌فرماید: ﴿لَه الحکم﴾؛ اگر غیر خدا هالک است، پس حاکم نیست و اگر حاکم نبود، هیچ کس تحت حکومت او نیست و اگر باید به محکمه حاکم، مراجعه کرد و غیر از خدا احدی حاکم نیست، پس باید به محکمه خدا رجوع کرد. از این رو می‌فرماید: ﴿وَإلیه ترجَعون﴾ و این، مهمترین عامل نزاهت و آرامش روح است.

علّت ناآرامی افراد عادی آن است که به چیزی تکیه می‌کنند که خود تکیه‌گاهی ندارد. به همین جهت به عنوان ضرب‌المثل می‌گویند: «الغریق یتشبَّثُ بکُلِّ حشیش»؛ انسان غرق شده، به هر گیاهی تکیه می‌کند و دست می‌اندازد تا نجات پیدا کند؛ زیرا خیال می‌کند آن گیاه، در دریا ریشه دارد و قوی است. کسانی که در محبّت دنیا غرق شدند، دست و پا می‌زنند و هر لحظه، احساس خطر می‌کنند و به این و آن متمسّک می‌شوند و به زرق و برقها تکیه می‌کنند تا از اضطراب برهند، ولی نمی‌توانند.

قرآن کریم درباره افرادی که گرفتار آتش دوزخ می‌شوند، می‌فرماید: ﴿وَرضوا بالحیوة الدّنیا واطمَأَنّوا بها﴾[2]؛ اینها به دنیا بسنده کرده، راضی و مطمئن شدند، در حالی که دنیا متاع فریب است: ﴿وَمَا الحیوة الدّنیا إلاّ متاعُ الغرور﴾[3]، دنیا متاع فریب است و انسان را می‌فریبد و اگر غریق به فریبگاه تکیه کند، قطعاً نمی‌آرمد.

این که مردان الهی مطمئنّند برای آن است که به حقّ متکی هستند و حق، ثابت مطلق است: ﴿ذلکَ بأنَّ الله هو الحقّ﴾[4]. برای رسیدن به این مقام والا، باید از هر گناهی توبه کرد. انسان گناهکار، شرمنده است؛ زیرا با این که چیزی مانع قدرت خدا نبود، خداوند به او مهلت داد تا گناه کند و فوراً او را کیفر نکرد و آبروی او را هم نزد دیگران نبرد.

اگر چنین حالتی برای انسان رخ دهد، از گناه پشیمان می‌شود و این اوّلین قدم است. آنگاه سعی می‌کند گناه نکند و گناهِ گذشته را جبران کند و اگر همین راه را ادامه دهد، به جایی می‌رسد که دیگر نام گناه را بر لب جاری نمی‌کند و یاد گناه را در دل خطور نمی‌دهد و آنگاه که به بارگاه خداوند بار می‌یابد، اصلاً توجّه به این ندارد که قبلاً گناه کرده است، چنانکه بهشتیان بعد از ورود به بهشت، گناهان گذشته را به خاطر نمی‌آورند؛ زیرا همین تذکّر گناه، خود شرم‌آفرین است و در بهشت هیچ اندوه و شرمی نیست.

مردان الهی نیز تذکّر گناه را عیب می‌دانند. چون مایه شرم است و آنان هم اکنون به حضورِ اله، بار یافته‌اند. البته در ابتدا و اواسط راه، تذکّر گناه، فضیلت است؛ زیرا انسان را وادار به توبه و انابه می‌کند، لیکن در پایان راه که مشمول لطف ویژه الهی شده‌اند، گناه قبلی مورد نسیان قرار می‌گیرد و منشاء این نسیان هم اِنساء الهی است و این اِنساء هم از بارزترین نمادهای عنایت خدا به عبد تائب است؛ زیرا اگر نسیان ذَنْب نباشد، هماره بنده تائب با تذکّر گناه پیشین شرمنده است و همین شرمندگی رنج توانفرساست.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 168-169
    پی نوشت:
  • [1] . سوره قصص، آیه 88.
  • [2] . سوره یونس، آیه 7.
  • [3] . سوره حدید، آیه 20.
  • [4] . سوره حج، آیه 62.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS