دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه قدرشناسی در روابط اجتماعی

No image
جایگاه قدرشناسی در روابط اجتماعی

در روایات اسلامی‌به سپاس از مردم و خوبی‌های آنها سفارش شده و از ناسپاسی و قدرناشناسی نكوهش شده و ناسپاسان به عنوان رهزنان خیر قلمداد شده اند. در برخوردهای اجتماعی یكی از عوامل محبت آفرین و تحكیم روابط، داشتن حالت و روحیه سپاسگزاری و قدردانی و حق شناسی نسبت به مردم است. همواره سپاس و تشكر، در مقابل نعمت است. نعمت و احسان هم یا مستقیماً از سوی خدا به ما می‌رسد، یا بندگان خدا واسطه خیرند و نیكی بر دست آنها جاری می‌شود و ما از نیكوكاری‌ها و یاری‌ها و مساعدت‌های مردم بهره مند می‌شویم و نعمت الهی از این طریق شامل ما می‌گردد.این تصور که شكر خدا با سپاس از مردم منافات دارد اشتباه است، بلكه گاهی شكر الهی در سایه تقدیر و تشكر و حق‌شناسی از مردم تحقق می‌پذیرد و خداوند به این گونه سپاسگزاری‌ها راضی است بلكه به آن دستور می‌دهد. پس، بحث شكر اختصاص به زبان ذاكر و قلب شاكر و سجده شكر در برابر نعمت‌های الهی و در پیشگاه خداوند متعال ندارد، بلكه جلوه ای از شكر هم در ارتباط با نعمت‌ها و نیكی‌ها است كه از مردم به ما می‌رسد و نسبت به آنان هم باید شاكر باشیم.

 جلوه‌های نعمت

در شكر گام اول شناختن نعمت‌هاست، و گام دوم شناخت ولی نعمت. از این دو شناخت،حالتی در قلب انسان نسبت به نعمت و دهنده نعمت پدید می‌آید كه او را نسبت به نعمت و صاحب آن، قدردان و ستایشگر و سپاسگزار می‌سازد. برای اینكه بنده‌های شكوری باشیم، ابتدا باید نعمت‌های خدا را كه از آن برخورداریم، چه نعمت‌های آشكار و روشن چه نعمت‌های پنهان و ناشناخته بشناسیم، تا حق نعمت‌ها را ادا كنیم.در سپاسگزاری نسبت به مردم نیز توجه به نعمت‌های مادی و معنوی كه از دیگران به ما می‌رسد، گام نخست پیدایش حالت سپاس نسبت به آنان است. فرهنگ تقدیر و تشكر و زبان سپاس و حق شناسی از نیكی‌ها و نیكوكاران از تعالیم اسلام و برنامه‌های دینی است و هر چه این فرهنگ در بین مردم رواج یابد، كمكی به توسعه خیرات و افزایش و تداوم نیكوكاری و احسان در جامعه است.

 سپاس از مردم

در مقابل نیكی‌هایی كه از دیگران به ما می‌رسد سه حالت می‌توانیم داشته باشیم؛مكافات و جبران كه عالی‌ترین برخورد است. شكر و سپاس، با زبان و قلم. ناسپاسی و قدرنشناسی كه بدترین برخورد است.از حضرت علی(ع) روایت است كه فرمود: بر عهده كسی است كه به او انعام و احسانی شده، اینكه به خوبی و به نحو شایسته، بر نعمت دهنده نیكی كند و نعمت و احسان او را جبران نماید. اگر از جبران عملی ناتوان بود با ستایشی شایسته و ثنای نیك برخورد كند، اگر از ستایش زبانی هم ناتوان بود حداقل نعمت را بشناسد و به نعمت دهنده محبت داشته باشد. اگر این را هم ندارد و نتواند،پس شایسته آن نعمت نیست.در روایتی هم از امام باقر(ع) روایت شده كه هر كس آن گونه كه به او نیكی شده رفتار كند، مكافات و جبران كرده است و اگر ناتوان باشد، شاكر است و اگر شاكر باشد بزرگوار است. از حضرت رضا(ع) روایت است؛ هر كس مخلوق‌های نعمت دهنده را سپاس نگوید،خدا را سپاس نگفته است.این حقیقت،به تعبیرهای گوناگون و به صور مكرر در روایات اسلامی‌ آمده است. ناسپاسی از مردم موجب دلسردی و سلب انگیزه از آنان می‌شود. البته وظیفه كسی كه احسان و نیكی به مردم می‌كند آن است كه به خاطر خدا خدمت كند و انتظار پاداش هم از خدا داشته باشد و قدر نشناسی مردم او را سرد نكند.در نهج البلاغه آمده است كه لا یزهد نك فی المعروف من لا یشكره لك؛ كسی كه سپاسگزار نیكی‌های تو نیست تو را در انجام كار معروف و شایسته بی رغبت نسازد. این، یك سوی قضیه است، اما در سوی دیگر وظیفه مردمی‌ قرار دارد كه از خدمات و احسان‌ها برخوردار می‌شوند. مردم اگر با سپاس و تقدیر، اهلیت و شایستگی خود را نشان ندهند موجب سلب نعمت و موجب منصرف شدن نیكوكاران از عمل خیر می‌گردند و این نوعی رهزنی در كار خیر است كه در روایات نیز آمده است.از امام صادق(ع) روایت است: خدا لعنت كند رهزنان معروف و نیكی را، رهزن خیر كسی است كه به او خوبی می‌شود و او ناسپاسی و كفران می‌كند، در نتیجه آن نیكوكار را مانع از آن می‌شود كه به دیگری نیكی كند.در نتیجه می‌توان گفت تباه شدن عمل صالح و ضایع شدن احسان و نیكی گاهی هم از همین رهگذر است.

 

سخنی پیرامون تلقین

در قرآن کریم دو آیه هست که اشاره به احوال قیامت دارند: «اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ؛ آن گاه که واقعه قیامت اتفاق افتد، واقعه ای که دروغی در وقوعش نخواهد بود».(واقعه: 1 و 2) زمخشری در شرح آیه شریفه «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ» می گوید: این آیه که می فرماید: «کذبی در وقوعش نیست» در مقام اشاره به موضوع «تلقین» است. تلقین به عنوان یک ابزار مهم تربیتی، آثار انکارناپذیری در زندگی انسان ها بر جای می‌گذارد. گاه آدمی را بر انجام برخی کارها باانگیزه و توانا می سازد و گاه او را دچار ضعف و سستی می کند. اگر نوع تلقین پدر و مادر و مربی فرد، منفی باشد و همواره به او بگویند: تو به جایی نخواهی رسید، تو بی لیاقت و بی استعداد هستی و نیز سخنانی مانند اینها، این شخص تأثیرات ناگوار چنین تلقینی را در زندگی آینده اش درک خواهد کرد. زیرا این باور در او شکل می گیرد که به جایی نخواهد رسید و در نتیجه، دست از هر گونه تلاش بر می‌دارد و به سکون فکری و عملی می رسد. در مقابل، اگر با تلقین مثبت، به توانایی ها و شایستگی های کودک یا نوجوان و جوان تأکید شود و ارزش او را به خودش یادآور شد، بی گمان به دلیل ایجاد باور مثبت در شخص، انگیزه و توان بسیار بالایی را برای رسیدن به آرزوهای بلندش به دست خواهد آورد. گاه این تلقین از سوی خود شخص به خویشتن صورت می گیرد که این نوع عملکرد نیز تأثیر پیشین را بر جای می گذارد. زمخشری درباره تأثیر تلقین بر زندگی انسان می گوید: حتی اگر حادثه ای برای آدمی پیش آید، هر شخص برای آنکه بتواند از عهده آن برآید و خود را آرامش دهد، به خود تلقین کند و مکرر بگوید: این حادثه چیزی نیست و چندان اهمیت ندارد و جهان از این حادثه ها زیاد دیده است. در حقیقت بر اثر این تلقین، تسلی

می یابد و به تدریج آرام خواهد شد، با آنکه واقعیت آن است که حادثه، بزرگ و قابل توجه بوده است.  

 

منابع: بحار الانوار، ج 8.  میزان الحكمه، ج 5.  نهج الفصاحه، حدیث 1202.  اصول كافی، ج 2، ص 99.  نهج البلاغه،حكمت 195. وسائل الشیعه، ج 11. بحار الانوار، ج .68

 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS