دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنگ خیبر

No image
جنگ خیبر

كلمات كليدي : خیبر، پیامبر(ص)، یهودیان مدینه، علی(ع)، بنی‌قین قاع، بنی‌نضیر، یوشع بن نون یهودی، قلاع هفت گانه، مرحب، فتح فدک

نویسنده : سيد محمدحسيني

جنگ خیبر

پس از فراز و نشیب‌های فراوان، پایه‌های حکومت اسلامی در مدینه استقرار یافت؛ یهودیان مدینه و اطراف آن که در واقع به علت نقض پیمان خود که با پیامبر خدا (ص) بسته بودند، دچار سرنوشتی شوم شده بودند، در پی آن تعدادی از آنها کشته و برخی از قبایل نیز مانند "بنی‌قین قاع" و "بنی‌نضیر" به منطقه "خیبر" کوچانده شدند. به تدریج دشمنی‌ها آشکار شد، تا آنکه در سال هفتم هجری، پیامبر خدا (ص) پس از "صلح حدیبیه" فرصتی یافت تا با بازماندگان یهودیان در جزیرة العرب به نبرد بپردازد.

موقعیت جغرافیایی و اقتصادی و اجتماعی خیبر

"خیبر" سرزمینی است در هشت منزلی مدینه و در راه شام، واقع در جلگه وسیع و حاصل‌خیزی در شمال مدینه و ساکنان یهودی آن در امور زراعت و جمع ثروت و تهیه سلاح و طرز دفاع، مهارت کاملی داشتند؛ آمار جمعیتی آنها حدود بیست هزار نفر بود که در میان آنها مردان جنگاور و دلیر فراوان به چشم می‌خورد.

در زبان یهودی خیبر به معنی «حصن» است. البته به گفته "یاقوت حموی" به این منطقه به خاطر وجود قلاع 7 گانه "خیابر" نیز می‌گفتند.[1] "حصن ناعم"، ("حصن تموص" یا "حصن ابی الحقیق")، "حصن السلالم"، "حصن الشق"، "حصن النطاه"، "حصن الوطیح"، "حصن الکتیبه" هفت قلعه "خیبر" بود که در سال 7 هـ.ق در جنگ خیبر با رشادت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فتح شد.

نبرد خیبر

بی‌اعتمادی ناشی از تحرکات ناجوانمردانه یهودیان خیبر، پیامبر خدا (ص) را بر آن داشت تا پس از رهایی از جریان"صلح حدیبیه" برای ریشه کن ساختن این عنصر فساد به سمت آنان حرکت کند.

از سویی در این زمان بود که پیامبر خدا (ص) نامه‌هایی برای دولت‌های بزرگ مجاور مانند "کسری ایران" و "قیصر روم" نوشته بود که با لحنی قاطع آنان را به دین اسلام دعوت نمود. اینکه در این میان این دولت‌ها از هم پیمان دیرینه خود در جزیرة العرب یعنی یهودیان برای ضربه زدن به حکومت اسلامی استفاده کرده باشند، هیچ بعید به نظر نمی‌آید. بر همین اساس پیامبر خدا (ص) در صدد خلع سلاح چنین عامل فسادی برآمد.[2]

پیامبر خدا (ص) به همراه لشگر اسلام که 1600 نفر بود و 200 سواره داشت به سمت خیبر به راه افتاد. در تاریخ حرکت آنان مورخان اسلامی وحدت نظر ندارند؛ به عنوان نمونه "ابن هشام" تاریخ حرکت مسلمانان را ماه محرم می‌داند[3] ولی "ابن سعد" تاریخ حرکت را در جماد الاولی سال هفتم می‌داند.[4] "آیت الله جعفر سبحانی" می‌گوید: پیامبر (ص) سفیرانی را در ماه محرم به "حبشه" فرستاده بود تا آنکه مهاجران به "حبشه" را به این نبرد فرا خواند و مهاجران به همراه سفیران در جمادی‌الاخر سال هفتم برای نبرد خیبر به پیامبر (ص) پیوستند. بنابراین قول دوم می‌تواند صحیح‌تر باشد.[5]

اتخاذ مواضع سیاسی توسط وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) در بر پایی این نبرد آن هم پس از رهایی از شر مشرکان مکه با صلح حدیبیه از نکات بسیار زیبای تاریخ اسلام است. زیرا، فکر پیامبر با بستن پیمان حدیبیه، از ناحیه جنوب (قریش) آسوده بود. ایشان می‌دانست که اگر حرکتی به سمت یهود آغاز کند، قریش دست کمک به سوی یهود دراز نخواهد کرد. در این بین ایشان بر تاکتیک استتار در نبرد نظامی تأکید داشتند به این صورت که محل استقرار آنان برای حملات غافل‌گیرانه باید مخفی می‌ماند و همچنین برای گمراه کردن دشمن، قبل از هر اقدامی منطقه مورد نظر باید محاصره می‌شد.[6] شاید گروهی تصور کردند که منظور پیامبر (ص) از این راهپمائی به سوی شمال، سرکوبی قبائل «غطفان» و «فزاره» - که همدستان یهود در جنگ احزاب بودند – می‌باشد. پیامبر، وقتی به بیابان «رجیع» رسید، محور حرکت ستون را به سوی خیبر قرار داد، و بدین‌وسیله ارتباط این دو متحد را از هم گسست، و از اینکه قبائل مزبور به یهودیان خیبر کمک کنند، جلوگیری نمود. با اینکه محاصره خیبر قریب یک ماه طول کشید، با این حال، قبائل مزبور نتوانستند، متحدان خود را یاری نمایند.[7]

حمله مسلمانان به قلاع یهودیان خیبر آغاز شد. مسلمانان توانستند پس از فتح قلعه‌ها یکی پس از دیگری بیشتر قلعه‌ها را فتح کنند؛ اولین قلعه‌ای که فتح شد، «حصن ناعم» بود و سپس "حصن قموص" که بزرگترین قلعه گشوده شد. پس از فتح 5 قلعه مسلمانان به طرف دو قلعه باقی مانده "وطیح" و "سلالم" حمله کردند اما با مقاومت شدید یهودیان مواجهه شدند. بنا به تصریح اکثر منابع تاریخی که این واقعه را از فضایل آن حضرت نقل می‌کنند، پس از آنکه "ابوبکر" و "عمر" از فتح قلعه دست خالی برگشتند.[8] پیامبر (ص) فرمود: فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که حمله می‌برد و فرار نمی‌کند و خدا و رسولش او را دوست می‌دارند، او هم خدا و رسولش را دوست می‌دارد، و خدا خیبر را بدست او می‌گشاید.[9] روز بعد همه جمع شدند تا ببینند این افتخار نصیب چه کسی می‌شود. لذا حضرت فرمود: علی کجاست؟ گفتند: او چشم درد دارد و استراحت می‌کند. حضرت فرمود تا او را حاضر کردند. آنگاه دستی به چشم علی (ع) کشید و البته در نقل‌هایی دیگر آمده که آب دهان مبارک را بر چشمان علی (ع) زد و سلامت او را از خدا خواست،[10] و چون بهبود یافت پرچم را به او سپرد. حضرت به دستور پیامبر (ص) نمایندگانی را برای دعوت یهودیان به اسلام فرستاد اما با عدم پذیرش آنان حضرت تا پای قلعه پیش رفت. نبرد حضرت با "حارث" برادر "مرحب" و در نهایت پیروزی بر "مرحب" که از سرداران بزرگ سپاه یهود بود از افتخارات مولای متقیان (ع) و شیعه به شمار می‌آید.[11]

داستان حماسه علی (ع) در کندن درب قلعه از فضایل برجسته آن حضرت است. مرحوم شیخ مفید (ره) در این باره از آن حضرت چنین نقل می‌کند: ‌من در خیبر را کنده به جای سپر به کار بردم و پس از پایان نبرد آن را مانند پل به روی خندقی که یهودیان کنده بودند، قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب کردم! مردی پرسید آیا سنگینی آن را احساس نمودی؟ گفتم به همان اندازه سنگینی که از سپر خود احساس می‌کردم.[12]

اما جریان فتح "فدک" که بدون درگیری و با مصالحه انجام شد، بعدها در تاریخ اسلام به یکی از مسایل مهم و مورد نزاع میان اهل بیت و حاکمان قرار گرفت. "فدک" سرزمین آباد و پر محصولی بود در نزدیکی "خیبر" و با مدینه حدود 140 کیلومتر فاصله داشت. "بلاذری" در این باره چنین می‌نویسد: گویند که رسول الله (ص) در بازگشت از خیبر "محیصة بن مسعود انصاری" را نزد اهل فدک فرستاد و ایشان را به اسلام دعوت کرد. رئیس آنان مردی بود که به وی "یوشع بن نون یهودی" می‌گفتند. پس ایشان با رسول الله (ص) صلح کردند، بر این اساس که نصف خاک فدک را به وی دهند و این از آنان پذیرفته شد و بدین‌سان نیمی از "فدک" مخصوص رسول الله (ص) گردید، زیراکه مسلمانان به خاطر آن اسبی و اشتری نتاخته بودند و آنچه فوائد آن بود برای مسافران درمانده صرف می‌شد.[13]

"یوشع بن نون یهودی" که ریاست دهکده را عهده‌دار بود، نبرد را صلاح ندانست و صلح و تسلیم را برگزید، و قرار شد نیمی از حاصل زمین، سالیانه در اختیار پیامبر قرار بگیرد و آنان تحت سطره اسلام و امنیت حاصل از آن زندگی کنند. در دین اسلام سرزمین‌هایی که بدون حمله نظامی به دست مسلمانان می‌افتد، فیء نام دارد و در اختیار شخص پیامبر و امام پس از اوست. بر این اساس، پیامبر، فدک را به دخترش فاطمه (علیها السلام) بخشید و از این بخشش دو هدف داشت:

1. زمامداری مسلمانان پس از پیامبر با حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) بود؛ این منصب به هزینه نیاز داشت و فدک می‌توانست تأمین کننده‌ی آن باشد.

2. زندگانی خاندان پیامبر از جمله دختر و فرزندانش حسنین (علیهما‌السلام) باید به صورت آبرومندانه اداره می‌شد و فدک در این زمینه نیز به کار می‌آمد.

پس از کشمکش‌های فراوان در این نبرد با پیروزی مسلمین به پایان رسید. در پایان به طور اجمال می‌‌توان دستاوردهای این نبرد را برای مسلمین چنین دانست:

1-آرامش در شهر مدینه برقرار شد.

2- آوازه اسلام به عربستان و کشورهای دیگر رسید.

3- جنگ خیبر مقدمه فتح مکه گردید.

4-بر اثر فتح خیبر، مسلمانان صاحب زمین و ثروت شدند.

5- با فرستادن بخشی از غنائم جنگی؛ مثل خوار و بار و خرما برای مساکین مکه، توجه آنها به اسلام جلب شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS