دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در عینیت جامعه

No image
در عینیت جامعه

در عینیت جامعه

در زندگى روشى زاهدانه و عارفانه داشت و وقتى از دنیا رفت جز تفنگ، پوستین، عصا، ساعت و تعدادى کتاب از خود چیزى بر جاى ننهاد در وصیتنامه خود نوشت :

خانه گلین و تیر کلافىِ قم هم از آن من نیست و باید در خصوص تصرف در کتابها و خانه از امام امت و حضرت آیت الله گلپایگانى اجازه گرفت.

همواره در متن جامعه قرار داشت و در سوگ و سور مردم شریک بود. او در حقیقت نماد و نماینده یکایک مردم به شمار مى رفت و این تجلى یک امت در پیکره یک مرد تا آنجا پیش رفت که هر قشر و صنف او را از خود و خود را از او مى دانستند.

متواضع بود و کم سخن، ناگفته هایش بیش از گفته هایش بود. کارهایش را خود انجام مى داد، غذایش ساده و درب خانه اش در طول شبانه روز به روى همه باز بود. اهل تهجد و شب زنده دارى بوداما از هر گونه تظاهر و ظاهر سازى دورى مى جست و در عین حالى که بر قله اجتهاد، زهد و عرفان قرار داشت، با زبان ساده و عامیانه با مردم سخن مى گفت. به سادات احترامى ویژه مى گذاشت. اگر احساس مى کرد که پرداخت کنند وجوهات شرعى نظرى دارد، از پذیرفتن آنها خوددارى مى کرد.

حلقه وصل میان مسئولین و مردم به شمار مى رفت و این از ویژگیهاى منحصر به فرد او به شمار مى رفت.

هرگاه با عامه مردم خلوت مى کرد، مردم را به پیروى از قانون و احترام به قانونگذاران دعوت مى کرد و مى گفت : «اینها مهمان شما هستنداز شهرهاى دور براى کمک به شما آمده اندبه آنها احترام بگذارید.» گاه با سخنانى ملیح به معترض نسبت به مسئولین مى گفت : « بگو ببینم تو براى انقلاب چه کرده اى؟»

هر گاه با مسئولین مى نشست، دردمندانه مى گفت : از یاد نبریم ,,,,اینها ولى نعمتهاى ما هستند. اینها ما را به اینجا رسانده اند.

از خودگذشتگى و به خدا پیوستگى، او را به مرزى رسانده بود که از اهانت به خود مى گذشت اما اهانت به نظام و مسئولین را تحمل نمى کرد.

اجازه نمى داد کسى باورها و اعتقادات مردم را به مسخره بگیرد، با خرافه زدایى و پالایش و پیرایش اعتقادات مردم درد شناسانه و درمان گرایانه برخورد مى کرد. بر این عقیده بود که باید نخست زمینه پذیرش و آنگاه، جایگزینى به فراخور زمان و مکان ایجاد کرد تا فرهنگ پویا و زاویه هاى واقعى در متن جامعه شکلى نهادینه به خود گیرد.

در مسیر ناب سازى فرهنگ برخورد فیزیکى را جایز نمى دانست. و آن را جزو وظایف و رسالتهاى روحانیت مى دانست. همین نگرش و روش و منش، او را در زمره محییان دین با روشِ خاص خود قرار داده است که روشى صد در صد موفق در راستاى اهداف اسلام و انقلاب بود.

امر به معروف، نهى از منکر، اقامه نماز، رسیدگى به اختلافها و شکایتهاى مردم، دستگیرى از مستمندان، حمایت از روحانیت و مسئولین نظام، پشتیبانى از حزب الله برنامه هر روز زندگى او بود.

خاطرات و خطرات این فصل از زندگى آیت الله حیدرى از جذاب ترین و شیرین ترین حکایات مردانى است که حماسه حضور و در عینیت بودن جامعه را بر کنج عزلت و عافیت ترجیح دادند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS