دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنیازدگی از نگاه نهج‌البلاغه

خبرگزاری فارس: یکی از بیماری‌هایی که بر انسان حادث می گردد دنیا زدگی و مساله دنیا است در نهج‌البلاغه چه بسیار علیه دنیا و دنیاطلبی و دنیافریفتگی و علیه خطرات و کمین‌های دنیا هشدار داده شده است و یکی از بخش‌های مهم نهج‌البلاغه زهد آن است. یکی از بیماریهایی که بر انسان حادث می گردد دنیا زدگی و مساله دنیا است در نهج البلاغه چه بسیار علیه دنیا و دنیاطلبی و دنیافریفتگی و علیه خطرات و کمینهای دنیا هشدار داده شده است و یکی از بخشهای مهم نهج البلاغه...
No image
دنیازدگی از نگاه نهج‌البلاغه

دنیازدگی از نگاه نهج‌البلاغه خبرگزاری فارس: یکی از بیماری‌هایی که بر انسان حادث می گردد دنیا زدگی و مساله دنیا است در نهج‌البلاغه چه بسیار علیه دنیا و دنیاطلبی و دنیافریفتگی و علیه خطرات و کمین‌های دنیا هشدار داده شده است و یکی از بخش‌های مهم نهج‌البلاغه زهد آن است. یکی از بیماریهایی که بر انسان حادث می گردد دنیا زدگی و مساله دنیا است در نهج البلاغه چه بسیار علیه دنیا و دنیاطلبی و دنیافریفتگی و علیه خطرات و کمینهای دنیا هشدار داده شده است و یکی از بخشهای مهم نهج البلاغه زهد آن است، این زهد برای چیست این کدام واقعیت آن دوران را نشان می دهد آن دورانی که پیغمبرش می گفت : « الفقر فخری » و افتخار می کرد که فقیر است مردمش افتخار می کردند که به مال دنیا آلوده نیستند ابوذرها و سلمانها و عبدالله بن مسعودها و اصحاب صفه شان جزو اشراف آن امت بودند و اصلا به دنیا و طلا و نقره و زر و زیور وزخارف مالی اعتنایی نداشتند. اصلا زخارف مالی در برابر زخارف غیرمالی چیزی به حساب نمی آمد که پیغمبر « صلی الله علیه و آله و سلم » فرمود : اشراف امتی اصحاب اللیل و حمله القرآن اشراف امت من اشراف جامعه اسلامی آنهایی هستند که شب با خدا سر و کار دارند و خدمت و عبادت میکنند. آنهایی که با قرآن آشنا هستند. در جامعه اسلامی چه حادثه ای روی داده که از صد کلمه سخنان امیر المومنین « علیه السلام » تقریبا پنجاه کلمه اش درباره زهد است . این که نهج البلاغه پر است از زهد و ترغیب به زهد چه چیز را نشان می دهد بله بیماری را نشان می دهد این نسخه امیرالمومنین « علیه السلام » که اینقدر راجع به دنیا گرم و پرشور و پرهیجان و زیبا و بلیغ حرف می زند نشان می دهد که مردم بدجوری گرفتار دنیا شده بودند بیست و سه سال پس از رحلت پیامبر « صلی الله علیه و آله وسلم » بدجوری مردم اسیر شده بودند و این دست گره گشا سعی می کند گره های این کمند را از دست و پای آنها باز کند. در نهج البلاغه وقتی ما به ذکر دنیا می رسیم اوجی می بینیم احساس می کنیم کلام امیرالمومنین « علیه السلام » در باب دنیا اصلاح یک لحن دیگر است البته از صدها نمونه که در این زمینه وجود دارد من نتوانستم که این چند سطر را یادداشت نکنم و اینجا نخوانم از بس زیباست . « فان الدنیا رنق مشریها ردغ مشرعها یونق منظرها و یوبق مخبرها غرور حائل و ضو افل ظل زائل و سناد مائل حستی اذا انس نافرها و اطمان ناکرها قمصت بارجلها و قنصت باحبلها و اقصدت باسهمها و اعلقت المر اوهاق المنیه قائده له الی ضنک المضجع و وحشه المرجع » . ببینید چقدر زیبا است البته قابل ترجمه نیست باید بلغا و شعرا بنشینند کلمه کلمه اینها را بسنجند و ترجمه کنند آن که توجه انسان را جلب می کند یعنی توجه من را جلب کرد این بود که وقتی درباره دنیا صحبت می کند می فرماید : « غرور حائل وضو افل و ظل زائل و سناد مائل » . بعد نکته ای را ذکر می کند « حتی اذا انس نافرها » آنچنان دنیا با جلوه هایش و فریبندگیهایش خودنمایی می کند که آنان که از دنیا می گریختند و از آن وحشت داشتند به آن انس می گیرند « و اطمان ناکرها » آنها که حاضر نبودند به دنیا دست بزنند در کنار دنیا احساس آرامش می کنند. این همان بیماری است یعنی همان انسانهایی که در دوران پیغمبر « صلی الله علیه وآله و سلم » خانه و زندگی و باغهای مکه و ثروت و تجارت و حتی زن و بچه را رها کردند و برای اسلام در کنار پیامبر « صلی الله علیه وآله و سلم » به مدینه آمدند با گرسنگی ساختند با سختی ساختند همین ها بیست سی سال پس از رحلت پیامبر « صلی الله علیه وآله وسلم » وقتی از دنیا می روند طلاهایی را که از اینها مانده برای تقسیم بین وارث باید با تبر بشکنند اینها مصداق « حتی اذا انس نافرها و اطمان ناکرها » است . این اوج سخن امیرالمومنین « علیه السلام » است و این یک نمونه از سخنان آن حضرت در مورد دنیاست . یک موضوع دیگر که در نهج البلاغه بارها تکرار شده است تکبر است . یعنی همان که محور اصلی خطبه قاصعه است و البته مخصوص خطبه قاصعه هم نیست خیلی جاها هست مساله تکبر یعنی خود را از دیگران بالاتر دانستن همان افتی است که اسلام را و نظام سیاسی اسلام را منحرف کرد خلافت را به سلطنت تبدیل کرد یعنی به کلی نتایج زحمات پیامبر « صلی الله علیه و آله و سلم » را تقریبا در برهه ای از زمان از بین برده است . این است که امیرالمومنین « علیه السلام » در نهج البلاغه به آن بسیار اهمیت می دهد. در همین خطبه قاصعه ای که می دانید و معروف است امیرالمومنین « علیه السلام » چقدر زیبا و پر مغز و برانگیزاننده و هشداردهنده سخن گفته است . قسمتی از آن خطبه این است : « فالله الله فی کبر الحمیه و فخرالجاهلیه فانه ملاقح الشنان و منافخ الشیطان التی خدع بها الامم الماضیه و القرون الخالیه حتی اعنقوا فی حنادس جهالته و مهاوی ضلالته ذللا عن سیاقه سلسا فی قیاده ... الا فالحذر الحذر من طاعه ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حسبهم و ترفعوا فوق نسبهم » . این هشدار امیرالمومنین « علیه السلام » است افراد جامعه را از دو چیز به شدت پرهیز می دهد : یکی از تکبر و کبر ورزیدن و خود را برتر از دیگران دانستن . دوم از قبول این تصور غلط از دیگران یعنی نه خودتان خود را از دیگری بالاتر بدانید نه این تصور غلط را اگر دیگری داشت شما قبول کنید. اینها ضامن اجرای اخلاق اسلامی بین مردم و بین مسئولان در جامعه اسلامی است . امیرالمومنین « علیه اسلام » تاکید می فرماید که هرگز از دیگران ترفع و تکبر قبول نکنید و حضرت امیرالمومنین « علیه السلام » نه خودش کبر می ورزید و نه از کسی کبر و خیلا را قبول می کرد. این هم حاکی از این است که آن روز این بیماری و در واقع هر دو بیماری وجود داشته است برای این که مسلم بشود بروید تاریخ را نگاه کنید آنها که به تاریخ آن دوره آشنایند می دانند که سهمگین ترین بیماری مردم آن روز همین دو چیز بوده : عده ای خودشان را بالاتر از دیگران می دانستند قریش از غیرقریش وابستگان به فلان قبیله عربی از وابستگان به فلان قبیله دیگر. و متاسفانه این بیماری و این که کسانی خود را برتر از جمعی دیگر بدانند بعد از پیغمبر « صلی الله علیه و آله و سلم » خیلی زود پیدا شد. و نتیجه این حال همان بود که امیرالمومنین « علیه السلام » فرمود : « فانه ملاقح الشنان ... » (محل ولادت و رویش اختلاف و جدایی است ) وقتی کسی خودش را بالاتر از دیگری دانست قشری خودش را از قشر دیگر بالاتر دانست آن روز اول اختلاف است اول جدایی است وقتی به این نکات در سخنان امیرالمومنین « علیه السلام » توجه کنید. منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

خبر گزاری فارس-روزنامه جمهوری اسلامی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS