دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رزق حلال

امام صادق(ع): ترك يك لقمه‏ حرام‏ نزد خدا، محبوب تر است از هزار ركعت نماز مستحبي
رزق حلال
رزق حلال

قال صادق(ع): «تَرْكُ‏ لُقْمَةِ حَرَامٍ‏ أَحَبُّ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي مِنْ صَلَاةِ أَلْفَيْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً»
امام صادق (ع) قرمودند: «ترك يك لقمه‏ حرام‏ نزد خدا، محبوب تر است از هزار ركعت نماز مستحبي.» (بحار الأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏90، ص373)

آیات متعدد قرآن کریم و روایات شریفه به انسان‌ها هشدار می‌دهند که چگونه شیطان از حربه روزی ناپاک برای نابودی انسانیت انسان استفاده می‌کند و این‌ که چگونه روح آدمی عجین شده با جسم اوست که اگر این جسم تغذیه‌ حلال نشده باشد، تمام هستی او را به باد می‌دهد و نرمی دل را از او می‌گیرد.

ارزش كسب حلال‏
آن‌چه در نظام اقتصادى اسلام، بيش از هر چيز اهميت دارد حلال بودن كسب و كار است؛ از اين‏رو قرآن، جمع مال از راه‌هاى نادرست را ممنوع ساخته و به پيروان خود تأكيد مى‏کند كه بنيان مالى خود را بر پايه «ايمان خالص و تقوا» استوار سازند و روزى خود را از راهى به‌دست آورند كه خداوند آن را مجاز و مباح مى‏داند؛[1]

«وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذى‏ انْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ؛[2]
«از نعمت‌هاى حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد، و از [مخالفت‏] خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد.»

کسب حلال و رقّت دل
گاهی اوقات گفته می‌شود که ما در مجالس ائمه معصومین با آن همه شور و حالی که در آن‌ها وجود دارد حاضر می‌شویم، اما از ما حتی قطره‌ای اشک سرازیر نمی‌شود یا اصلاً دلمان نمی‌شکند؛ در این‌جا انسان باید اول در درون خود کنکاش کند که آیا به این دل جلا داده است یا زنگار روزگار صفحه‌ آن را پوشانده. روزی ناپاک، هرچند به‌طور ناخواسته اثر وضعی بر معنویت انسان می‌گذارد. در کتب اخلاقی متعدد و خاطرات بزرگان آمده است که بر سر سفره‌های شبهه‌ناک نمی‌نشستند تا نکند اثر این شبهه بر دلشان قرار گیرد، لذا پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید:
من أكل الحلال أربعين يوما، نوّر اللَّه قلبه
هر كس چهل روز حلال بخورد، خدا قلب او را روشن كند.[3]

علت سفارش به لقمه حلال براى آن است كه عوامل سلامت بدن منحصر در ماديات نيست، بلكه معنويات نيز در آن تأثير دارد و مهم‌ترين آن‌ها اطمينان قلب و آرامش خاطر است كه نفوس آرامش مى‏گيرد و دل‌ها صفا مى‏يابد؛ زیرا غذاى حلال، نفس و روح را خوشنود مى‏سازد و قلب را اطمينان مى‏بخشد.[4]
علم و حكمت زايد از لقمه‏ حلال
عشق و رقّت آيد از لقمه‏ حلال
لقمه تخمست و برش انديش‌ها
لقمه بحر و گوهرش انديش‌ها[5]

امام و رزق حلال
روزى فضل بن‌ابى‌قرّه به منزل امام جعفر صادق(ع) وارد مى‏شود. امام(ع) مشغول كار و فعاليت در باغچه خودشان بودند. فضل عرض مى‏كند: فدايت شوم! اجازه دهيد من و يا غلامان شما اين كار را انجام دهيم. امام(ع) فرمود: نه، من بايد خودم انجام دهم، چون دوست دارم، خداوند مرا در حال كار ببيند كه روزى حلال را با زحمت به‌دست مى‏آورم‏.[6]

بازتاب كسب حرام‏[7]
كسب مال از راه حرام پيامدهايى در ابعاد مختلف زندگى انسان در پى خواهد داشت، از جمله:
1ـ بى‌بركت شدن عمر: حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
«مَنْ كَسَبَ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلٍّ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْبَناءَ وَ الْماءَ وَالطّينَ»[8]
هر كس مالى را از راه غيرحلال به‌دست آورد، خداوند ساختمان‌سازى، آب و گل را بر او مسلّط مى‏كند
يعنى پيوسته دنبال تعمير، تكميل و تعويض خانه مى‏رود و آسودگى از وى سلب مى‏شود و بدين گونه عمرش به فنا مى‏رود.
2ـ بى‏بركت شدن مال: حضرت امیر(ع) خطاب به «داوود» يكى از ياران خود مى‏فرمايد:
«يا داوُدُ! انَّ الْحَرامَ لا يَنْمى‏ وَ انْ نَمى‏ لَمْ يُبارَكْ فيهِ»[9]
اى داوود! مال حرام رشد نمى‏كند و اگر رشدى هم داشته باشد بركتى در آن نخواهد بود.
3ـ بى‌اثر بودن عبادت: حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد:
«الْعِبادَةُ مَعَ اكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ»[10]
عبادت همراه با تصرّف و تغذيه حرام هم‌چون بنيان ساختمان بر شن‌هاى روان است.
4ـ گمراهى ريشه‏دار: پيامدهاى كسب حرام در وجود شخص خلاصه نمى‏گردد، بلكه در نسل او نيز تداوم مى‏يابد؛ امام صادق (ع) مى‏فرمايد:
«كَسْبُ الْحَرامِ يَبينُ فِى الذُّرِّيَّةِ»[11]
كسب حرام در نسل آدمى ظاهر مى‏شود.
گر كوه ز جاى سخت به ناخن بكنى‏
زان به كه كشى منت هر دون دنى
از كسب‏ حلال‏ نان خود پيدا كن
تا فضل خدا كند تو را زود غنى[12]

[1] . علی‌اصغر الهامی‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی، اخلاق اقتصادى، ج‏1، قم، زمزم هدایت‏، ۱۳۸۸، ص37.
[2] . مائده، 88.
[3]. حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على، آرام، احمد، الحياة/ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ اول، 1380ش، ج‏4، ص650.
[4]. مستغفرى، جعفر بن‌محمد، مراغى، يعقوب و خليلى، محمد، روش تندرستى در اسلام/ترجمه طبّ‌النبي و طب‌الصادق(ع)، 1جلد، مومنين، قم، چاپ سوم، 1381ش، صص141ـ142.
[5]. ابن‌فهد حلى، احمد بن‌محمد، نائيجى، محمدحسين، آداب راز و نياز به درگاه بى‌نياز (ترجمه عدة‌الداعي)، 1جلد، انتشارات كيا، تهران، چاپ اول، 1381ش، ج‏1، ص111.
[6]. ابن‌بابويه، محمد بن‌على، صفا خواه، محمدحسين، گلچين صدوق (گزيده من لا يحضره‌الفقيه)، 2جلد، فيض كاشانى، تهران، چاپ اول، 1376ش، ج‏2، ص56.
[7]. علی‌اصغر الهامی‌نیا، نعمت‌ا... یوسفیان، تقی حسینی، اخلاق اقتصادى، ج‏1، قم، زمزم هدایت‏، ۱۳۸۸، ص39.
[8]. برقى، احمد بن‌محمد بن‌خالد، المحاسن، 2جلد، دار الكتب الإسلامية، قم، چاپ دوم، 1371ق، ج‏2، ص608.
[9]. كلينى، محمد بن‌يعقوب بن‌اسحاق، الكافي (ط‌ـ‌دارالحديث)، 15جلد، دارالحديث، قم، چاپ: اول، 1429ق، ج‏9، ص682.
[10]. بروجردى، آقاحسين، جامع أحاديث‌الشيعة (للبروجردي)، 31جلد، انتشارات فرهنگ سبز، تهران، چاپ اول، 1386ش، ج‏22، ص108.
[11]. مجلسى، محمدباقر بن‌محمدتقى، مرآة‌العقول في شرح أخبار آل‌الرسول، 26جلد، دارالكتب الإسلامية، تهران، چاپ دوم، 1404ق، ج‏19، ص89.
[12]. ميبدى، حسين بن‌معين‌الدين/زمانى، مصطفى، ديوان أميرالمؤمنين(ع)، 1جلد، دار نداءالإسلام للنشر، قم، چاپ اول، 1411ق، ص342.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS