دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرح صدر در سیره نبوی

No image
شرح صدر در سیره نبوی

كلمات كليدي : شرح صدر، سيره، پيامبر، سختي، صبر

نویسنده : گلشاد حيدري

شرح در لغت به معنای باز کردن، گشادن، ظرفیت بخشیدن، و روشن و آشکار ساختن است.[1]

کلمه شرح در اصل به معنای ولو کردن گوشت و امثال آن است. وقتی گفته می‌شود، «شرحت اللحم و شرحته»،[2] یعنی گوشت را ولو و گسترده کردم.

معنا و مفهوم شرح صدر

صدر به معنای سینه و قفس قلب می‌باشد که در اینجا مراد از شرح صدر یا سعه صدر معنای مادی و لغوی آن نیست، بلکه مقصود از صدر، قلب است، در معنای کنایی آن. یعنی روح انسان، بنابراین شرح صدر یک امر روحی و معنوی است نه یک امر مادی و جسمانی و هیچ چیز چون روح انسان قابل شرح نیست و قلب و روح آدمی، بیشترین قابلیت شرح را دارد.[3]

بنابراین در اصطلاح به معنای گستردگی سینه به نورالهی و آرامش روحی و روانی از جانب خداست.[4] از آنجا که حضرت در دعوتش با سختی‌ها و مشکلات فراوان همراه بود، باید صبر و تحملی عظیم می‌داشت تا می‌توانست در مقابل دشمنان و مشکلات ایستادگی کند به همین علت خدا به حضرتش فرمود: «الم نشرح لک صدرک»[5] خداوند خطاب به رسولش می‌فرماید که ما قلب و روح تو را در مقابل دشمنان و سختی‌های دعوت بزرگ و پر تحملل قرار دادیم تا بتوانی موفق شوی.

نقش شرح صدر در دعوت رسول‌خدا

وقتی پیامبر(ص) در میان مشرکان قریش برای هدایت و رهبری آنان برگزیده شد پیدا بود که جز با شرح صدر نمی‌توانست با آن لجاجت اعراب جاهلی و بدوی کنار بیاید و بدون صبری عظیم نمی‌توانست در مقابل این همه دشمنی و آزار دوام بیاورد، بلکه به کمک همین شرح صدر بود که توانست آن همه نامردمی و سختی را تحمل نماید و با آن همه مشکلات و کار شکنیها کنار بیاید و از پا ننشیند، راز موفقیتش صبر و تحمل بود که در سایه شرح صدر از خود نشان می‌داد.

مشرکان مکه او را مسخره می‌کردند، کودکان و غلامان را به آزار رساندن به آن حضرت تشویق و تحریک می‌کردند تا حدی که وقتی آن حضرت به سجده می‌رفت، شکنبه و سرگین حیوانات را بر سر و روی و شانه‌های آن حضرت می‌ریختند تا جایی که در مقابل این اهانت قریش شکایت به ابوطالب عمویش برد، ایشان نیز به سراغ آنان رفته و ضمن تهدیدشان به غلامش دستور داد تا شکنبه و سرگین را بر یکایک آنان بمالد.[6]

این صبر و تحمل و پافشاری پیامبر در دعوت حق در مقابل این همه آزار و اذیت، بسیاری از مشرکان را به حقیقت دعوت آن حضرت آگاه ساخته بود؛ ولی همان روحیه لجاجت جاهلی آنان مانع از پذیرفتن دعوت آن حضرت می‌شد و این چنین آن حضرت برای به نتیجه رساندن رسالت الهی از پا نمی‌نشست، چنانکه «با چنان جفا و انکار که از قوم خویش می‌دید، پیوسته از نصیحت ایشان باز نمی‌ایستاد و ایشان را به اسلام دعوت می‌کرد و شرط شفقت ایشان را در دین و دنیا به جای آوردی».[7]

شرح صدر مهم‌ترین ابزار مدیریت

بهترین وسیله اداره امور داشتن شرح صدر است؛ زیرا آنکه سینه‌اش گشاده است، تنگناهای کار در برابرش گشوده می‌شود و این چنین مهمترین آلت و ابزار در مدیریت است.

منشأ شرح صدر

منشأ شرح صدر، سعه وجودی انسان است. هر کس سعه وجودی دارد بر اراده‌های قلبی خود چیره است و ناملایمات و سختی‌ها و همچنین خوشی‌ها و شادیها نمی‌تواند وی را تحت تأثیر قرار دهد. آنکه سعه وجود دارد، هیچ چیز از ظرف وجودش لبریز نمی‌شود.

نمونه‌هایی از شرح صدر رسول‌اکرم(ص)

آن حضرت در اداره امور بردباری و شکیبایی خاصی داشت، چنانکه در توصیف ایشان آمده است که «کان اوسع الناس صدراً».[8] رفتار پیامبر در خانه و اجتماع حاکی از سعه صدر بسیار ایشان بود، چنانکه هیچ وقت به خاطر خودش خشمگین نمی‌شد و کسی را سرزنش نمی‌کرد و آرامش و وقار خود را از دست نمی‌‌داد. چنانکه انس بن مالک در مورد آن حضرت می‌گوید: «پیامبر هرگز در مورد کاری که کرده بودم نفرمود: چرا چنین کاری کردی یا در مورد آنچه ترک کرده بودم نفرمود چرا چنان کردی؟»[9] همچنین «هرگز مرا دشنام نداد، تنبیه نکرد، سرزنشم ننمود، برایم چهره درهم نکشید، و در کاری که مرا فرمان داده بود و من کوتاهی کرده بودم، مؤاخذه‌ام نکرد و زمانی که یکی از اهل خانه مرا به سبب کاری مورد مؤاخذه قرار می‌داد، آن حضرت می‌فرمود: رهایش کن که اگر شدنی بود انجام گرفته بود».[10]

این رفتارهای پیامبر همگی نشان از شرح صدر آن حضرت بود و بر اساس همین شرح صدر و بزرگواری بود که پس از غزوه حنین در سال هشتم هجری وقتی رسول‌خدا غنایم را تقسیم می‌کرد، مردی از بنی‌تمیم به نام «حرقوص بن زهیر» که از نحوه تقسیم غنایم ناراضی بود به آن حضرت توهین نموده و ایشان را غیر عادل خطاب کرد، و برخی از اصحاب قصد کشتن وی را داشتند، اصحابش را از کشتن وی نهی نمود.[11]

یا وقتی در جریان غزوه «ذات الرقاع» در سال چهارم هجری فردی به نام «غورث بن حارث» با شمشیر آخته قصد کشتن آن حضرت را داشت؛ ولی وقتی حضرت بر وی غلبه یافت، از او گذشت و رهایش کرد[12] و این چنین با گذشت و سعه صدر خود باعث تألیف قلوب دوست و دشمن به خود می‌شد.

نشانه‌های شرح صدر

آن حضرت در جواب اصحابش که نشانه‌های شرح صدر را می‌پرسیدند، فرمود: «التجافی عن دار الغرور و الانابة الی دار الخلود، و الاستعداد( الاعتداد) للموتِ قبلَ نزوله (الموت)».[13]

[نشانه‌های شرح صدر] جدا شدن از سرای غرور و توجه به سرای جاوید و آماده شدن برای استقبال از مرگ پیش از نزول مرگ است. در واقع نشانه شرح صدر، آزادی از منشأ همه تباهیها، یعنی دوستی دنیا می‌باشد.

ثمرات شرح صدر

شرح صدر، ثمرات و نتایج بسیاری دارد که به چند نمونه آن اشاره می‌شود.

1- گشادگی چهره: زیرا بر اثر گشادگی قلب و دل انسان، همه اعضا و جوارح تابع آن هستند که بیشتر از همه در گشادگی چهره جلوه می‌یابد، چنانکه رسول‌خدا که مظهر تام شرح صدر بود، چنین توصیف شده است « متبسم‌ترین مردم و گشاده روترین و خوشروترین آنها بود».[14]

2- عطوفت و لطف: یکی دیگر از نتایج شرح صدر، عطوفت و مهربانی با دیگران است، زیرا آن کس که روحش بزرگ باشد، مهر و عطوفتش شامل دیگر افراد نیز می‌شود و پیامبر(ص) نمونه تمام عیار عطوفت و مهربانی بود، چنانکه گفته شده «کان رسول الله... من اشد الناس لطفاً بالناس»[15] رسول‌خدا بیشترین نرمی و مهربانی و خوشرفتاری را نسبت به مردم داشت.

خصوصاً که حیطه مسئولیت و مدیریت آن حضرت بسیار زیاد بود، عطوفت و لطفش نیز زیاد بود؛ زیرا به وسیله همین لطف و مهربانی سبب جذب دل‌های بسیاری می‌شد.

3- عیب پوشی: یکی از نشانه‌های اشخاصی که شرح صدر یافته باشند، این است که پرده دری نمی‌کنند، کسی را رسوا نمی‌کنند و رفتار آنان را حمل بر صحت می‌نمایند، همانگونه که آن حضرت از اعمال منافقین باخبر بود؛ ولی آبروی آنان را نمی‌برد و به روی خود نمی‌آورد و این عیب‌پوشی حضرت به سبب شرح صدرش بود تا آنجا که می‌فرمود: «من ستر اخاه المسلم فی الدنیا، ستره الله فی الدنیا و آلاخره».[16]

4- بردباری، شکیبایی و فرو خوردن خشم: بردباری و شکیبایی در برابر مصائب و مشکلات و سختی‌ها از دیگر نشانه‌های شرح صدر است و نمونه بارز آن پیامبر بود که در مقابل همه سختی‌ها و آزارهای دشمنانش، بیشترین صبر و شکیبایی را از خود نشان می‌داد، چنانکه خود آن حضرت می‌فرماید: «بعثت للحلم مرکزاً و للعلم معدناً و للصّبر مسکناً»[17]

برانگیخته شده‌ام که مرکز بردباری و معدن دانش و مسکن شکیبایی باشم.

زیرا هر انسانی که سینه‌اش مالامال از نور علم و حکمت و دانش باشد، کانون بردباری و شکیبایی است. در مورد بردباری آن حضرت گفته‌اند: «کان رسول‌الله اصبر الناس علی اوزار (اقذار) الناس»[18]رسول‌خدا از همه خلق بر گناهان(هرزگیهای) مردم شکیباتر بود.

5- انصاف: از دیگر نشانه‌های شرح صدر و یکی از لوازم اساسی مدیریت و رهبری داشتن انصاف و عدالت است. آن حضرت انصاف را حتی در نگاه کردن به اصحابش نیز رعایت می‌کرد. تا آنجا که گفته‌اند: «کان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه فینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسویه».[19] رسول‌خدا نگاه‌های خود را میان اصحابش تقسیم می‌کرد و به این و آن به طور مساوی می‌نگریست.

6- آرامش و وقار: از دیگر نشانه‌های شرح صدر آرامش و وقار است؛ زیرا قلبی که به نور حق و ایمان گشاده می‌شود، آرامش و وقار می‌یابد؛ زیرا به دلیل ایمان، دل و روحش از دنیا و غیر خدا آزاد می‌شود و هیچ دلبستگی به آن ندارد و همین باعث آرامش روحی و وقار می‌شود و پیامبر با وقارترین مردم در مجلس خویش بود «کان النبی أوقر الناس فی مجلسه».[20]

مقاله

نویسنده گلشاد حيدري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS