دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عرفان عملی

No image
عرفان عملی

كلمات كليدي : عرفان، خضر، سالك، عرفان عملي

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

یکى از علومى که در دامن فرهنگ اسلامى زاده شد و رشد یافت و تکامل پیدا کرد علم عرفان است. که به عنوان یک دستگاه علمى و فرهنگى داراى دو بخش است: بخش عملى و بخش نظرى.

بخش عملى عبارت است از آن قسمت که روابط و وظایف انسان با خودش و با جهان و با خدا بیان مى‌کند و توضیح مى‌دهد. عرفان در این بخش مانند اخلاق یک «علم‌» عملى است که علم «سیر و سلوک‌» نامیده مى‌شود. در این بخش از عرفان توضیح داده مى‌شود که «سالک‌» براى اینکه به قله منیع انسانیت، یعنى «توحید» برسد از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلى را باید به ترتیب طى کند و در منازل بین راه چه احوالى براى او رخ مى‌دهد و چه وارداتى بر او وارد مى‌شود. عرفا از انسان کاملى که ضرورتا باید همراه «نوسفران‌» باشد گاهى به «طایر قدسى‌» و گاهى به «خضر» تعبیر مى‌کنند.

این بخش از عرفان، بخش عملى عرفان است از این نظر مانند علم اخلاق است که درباره «چه باید کرد»ها بحث مى‌کند با این تفاوت که:

اولا عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث مى‌کند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است و حال آنکه همه سیستمهاى اخلاقى ضرورتى نمى‌بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند، فقط سیستمهاى اخلاقى مذهبى این جهت را مورد عنایت و توجه قرار مى‌دهند.

ثانیا سیر و سلوک عرفانى - همچنانکه از مفهوم این دو کلمه پیداست - پویا و متحرک است، برخلاف اخلاق که ساکن است. یعنى در عرفان سخن از نقطه آغاز است و از مقصدى و از منازل و مراحلى که به ترتیب سالک باید طى کند تا به سرمنزل نهایى برسد.

از نظر عارف واقعا و بدون هیچ شائبه مجاز، براى انسان «صراط‌» وجود دارد و آن صراط را باید بپیماید و مرحله به مرحله و منزل به منزل طى نماید و رسیدن به منزل بعدى بدون گدز کردن از منزل قبلى ناممکن است.

لهذا از نظر عارف روح بشر مانند یک گیاه و یا یک کودک است و کمالش در نمو و رشدى است که طبق نظام مخصوص باید صورت گیرد. ولى در اخلاق صرفا سخن از یک سلسله فضائل است از قبیل راستى، درستى، عدالت، عفت، احسان، انصاف، ایثار و غیره که روح باید به آنها مزین و متجلى گردد. از نظر اخلاق، روح انسان مانند خانه‌اى است که باید با یک سلسله زیورها و زینتها و نقاشیها مزین گردد بدون اینکه ترتیبى در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا انتها یابد؟ مثلا از سقف شروع شود یا از دیوارها و از کدام دیوار؟ از بالاى دیوار یا از پایین؟

در عرفان برعکس، عناصر اخلاقى مطرح مى‌شود اما به اصطلاح به صورت دیالتیکى،یعنى متحرک و پویا.

ثالثا عناصر روحى و اخلاقى محدود است به معانى و مفاهیمى که غالبا آنها را مى‌شناسد، اما عناصر روحى عرغانى بسى وسیعتر و گسترده‌تر است. در سیر و سلوک عرفانى از یک سلسله احوال و واردات قلبى سخن مى‌رود که منحصرا به یک «سالک راه‌» در خلال مجاهدات و طى طریقها دست مى‌دهد و مردم دیگر از این احوال و واردات بى‌خبرند.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

این کتاب با هدف عرضه صحیح و دفاع معقول اندیشه عرفانی و زدودن پیرایه‌های موهم، موهن و فراگیر عرفان و معنویت‌های نوظهور...

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS