دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علاج غرور

پرسش: چگونه می‌توان افراد مغرور را به تواضع دعوت و بیماری غرور آنان را معالجه نمود؟
علاج غرور
علاج غرور

پرسش: چگونه می‌توان افراد مغرور را به تواضع دعوت و بیماری غرور آنان را معالجه نمود؟

پاسخ: پاسخ این سوال را می‌توان با توجه به آیه 37 سوره «اسراء» بدست آورد، خدای متعال در این آیه به مبارزه با کبر و غرور برخاسته و با تعبیر زنده و روشنی، مومنان را از آن نهی می‌کند، روی سخن را به پیامبر (ص) کرده، می‌گوید: «در روی زمین از روی کبر و غرور، گام برمدار» (ولاتمش فی الارض مرحا). «چرا که تو نمی توانی زمین را بشکافی! و طول قامتت به کوه‌ها نمی رسد»! (انک لن تخرق الارض و لن‌تبلغ الجبال طولا). اشاره به این که: افراد متکبر و مغرور غالبا به هنگام راه رفتن پاهای خود را محکم به زمین می‌کوبند، تا مردم را از آمد و رفت خویش آگاه سازند، گردن به آسمان می‌کشند، تا برتری خود را به پندار خویش بر زمینیان مشخص سازند! ولی، قرآن می‌گوید: آیا تو اگر پای خود را به زمین بکوبی هرگز نمی توانی زمین را بشکافی، یا ذره ناچیزی هستی بر روی این کره عظیم خاکی؟ همانند مورچه ای که بر صخره بسیار عظیمی حرکت می‌کند؟ و پای خود را بر آن صخره می‌کوبد، و صخره بر حماقت و کمی ظرفیتش می‌خندد.

پس، این چه کبر و غروری است که تو داری؟! جالب توجه این که: قرآن، تکبر و غرور را که یک خوی خطرناک درونی است، مستقیما مورد بحث قرار نداده، بلکه روی پدیده‌های ظاهری آن، حتی ساده ترینش، انگشت گذاشته، و از طرز راه رفتن متکبران، و مغروران خودخواه و بی مغز، سخن گفته است، اشاره به این که: تکبر و غرور، حتی در سطح ساده‌ترین آثارش، مذموم، ناپسند و شرم آور است. و نیز اشاره به این که: صفات درونی انسان، هر چه باشد، خواه و ناخواه خود را در لابلای اعمالش نشان می‌دهد، در طرز راه رفتنش، در نگاه کردنش، در سخن گفتنش و در همه کارش! به همین دلیل، به محض این که: به کوچک ترین پدیده ای از این صفات در اعمال برخوردیم، باید متوجه شویم: خطر نزدیک شده، و آن خوی مذموم در روح ما لانه کرده است، فورا به مبارزه با آن برخیزیم. ضمنا، از آنچه گفتیم، به خوبی می‌توان دریافت: هدف قرآن از آنچه در آیه فوق آمده (همچنین در سوره «لقمان» و بعضی دیگر از سوره‌های قرآن) این است که: کبر و غرور را به طور کلی، محکوم کند، نه تنها در چهره خاصی یعنی راه رفتن. چرا که غرور، سرچشمه بیگانگی از خدا و خویشتن، اشتباه در قضاوت، گم کردن راه حق، پیوستن به خط شیطان، و آلودگی به انواع گناهان است.

توجه به سیره عملی پیشوایان

علی(ع) توجه به سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در خطبه «همام» درباره صفات پرهیزگاران می‌فرماید؛ و مشیهم التواضع: «آنها متواضعانه راه می‌روند». نه تنها در کوچه و بازار، که خط مشی آنها در تمام امور زندگی و حتی در مطالعات فکری و خط سیر اندیشه‌ها توام با تواضع است. برنامه عملی پیشوایان اسلام، سرمشق بسیار آموزنده‌ای برای هر مسلمان راستین در این زمینه است.

در سیره پیامبر(ص) می‌خوانیم: هرگز اجازه نمی‌داد، به هنگامی که سوار بود افرادی در رکاب او پیاده راه بروند، بلکه، می‌فرمود: «شما به فلان مکان بروید، من هم می‌آیم، در آنجا به هم می‌رسیم، حرکت کردن پیاده، در کنار سواره سبب غرور سوار، و ذلت پیاده می‌شود»! و نیز می‌خوانیم: پیامبر(ص) بر روی خاک می‌نشست، غذای ساده همچون غذای بردگان می‌خورد، از گوسفند شیر می‌دوشید، و بر الاغ برهنه سوار می‌شد. این گونه کارها را حتی در زمانی که به اوج قدرت رسید- مانند روز فتح «مکه»- انجام می‌داد، تا مردم گمان نکنند، همین که به جائی رسیدند، باید باد کبر و غرور در دماغ بیفکنند، از مردم کوچه و بازار و مستضعفان فاصله بگیرند، و از حال توده‌های زحمت کش بیگانه شوند. در حالات علی(ع) نیز می‌خوانیم: او برای خانه آب می‌آورد و گاه منزل را جارو می‌کرد. و در تاریخ امام مجتبی(ع) می‌خوانیم: با داشتن مرکب‌های متعدد، بیست مرتبه پیاده به خانه خدا مشرف شده می‌فرمود: من برای تواضع در پیشگاه خدا این عمل را انجام می‌دهم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS