دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عمل صالح مورد سفارش قرآن

No image
عمل صالح مورد سفارش قرآن

از نظر اسلام، معيار براي کار خدایی، در راه خدا بودن كار و تاثيرگذاري آن در تعالي و كمال انسان به اين نيست كه آن کار تنها براي مردم نافع باشد بلكه معيار كار خدايي اين است كه انسان آن كار را براي رضاي خداوند انجام دهد و انگيزه الهي او را به انجام آن واداشته باشد. بسياري از مردم تصور مي كنند هر كاري كه براي جامعه مفيدتر باشد، ارزش معنوي آن بيشتر است و در تعالي معنوي انسان و كمالات روحي او بيشتر اثر مي گذارد و تصور مي كنند كاري براي خداست يا در راه خداست كه براي مردم نفع داشته باشد و از اين جهت بيشتر به حجم كار توجه دارند و مي گويند فلاني چقدر از سرمايه خود را صرف كرده يا بيمارستان و مسجد ساخته است. اين برداشت تا حدی سطحي‌نگرانه است. درست است كه يكي از معيارهاي كارخوب اين است كه براي جامعه و مردم مفيد باشد، اما چنان نيست هر كار خوبي كه داراي حسن فعلي است براي كننده اش كمال آفرين باشد، بلكه كاري كمال آفرين است كه علاوه بر حسن فعلي كه همان نيكويي خود عمل است داراي حسن فاعلي نيز باشد، يعني انگيزه و نيت فاعل سالم و سازنده و براي خداوند جهت‌دهي شده باشد. در راه خدا بودن، يعني كار در مسير و جهتي قرار گيرد كه غايتش خداوند باشد و تا هدف خداوند نباشد راه خدايي نمي‌شود. با دقت در آيات قرآن پي مي بريم چه‌بسا كارهايي كه به نظر ما خوبند، نه تنها از نظر قرآن ستوده شمرده نشده اند، بلكه پست و ناپسند قلمداد گرديده‌اند. از جمله انفاق به ديگران كه ما جزو كارهاي نيك و خوب مي شماريم و اگر می‌بینيم كسي كارهاي عام المنفعه انجام مي دهد او را مي ستاييم در صورتي كه برخي از انفاق‌كنندگان كه نيت خالصي ندارند مورد نكوهش قرآن هستند و در قيامت پشيمان مي شوند و حسرت مي خورند كه چرا اموالشان را براي جلب توجه مردم صرف كردند. چه بسا ممكن است در دنيا مردم او را تحسين كنند، عكسش را به در و ديوار بزنند و يا حتي مجسمه ياد بود برايش بسازند، تا همه او را به عنوان فردي خير بشناسد ولي قرآن درباره ایشان مي‌فرمايد؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد، بخششهاي خود را با منت و آزار باطل نسازيد، همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي كند. اگر انفاق از روي ريا و خودنمايي باشد و بر اين اساس ايمان به خداوند و ايمان به معاد نباشد هيچ ارزشي ندارد. پس اگر عمل ما برخاسته از ايمان و براي خداوند بود صالح مي‌شود اما اگر بدون قصد تقرب انجام گرفت و همراه با نيت هاي غير الهي بود به مانند جسمي بی روح و مرده است كه ما قالبش را درست كرده ايم، ولي جان ندارد كه موجب تحول و رشد شود و طبعا به مانند بدن بي روح و جان، مي‌پوسد و از بين مي رود. پس عملي كه روح ندارد نه تنها رشد نمي كند بلكه مفسده نيز ايجاد مي كند. بنابراين اين طرز فكر درست نيست كه هر كاري كه نفع عموم درآن است و خدمتي به اجتماع به شمار مي آيد آن را خوب و شايسته تلقي كنيم و در كنارش انگيزه و نيت را ملاحظه نكنيم.شخص ظاهربين و سطحي‌نگر حجم كار و تاثير اجتماعي آن را ملاك قضاوت قرار مي دهد، اما اين معيار الهي نيست و خداوند به حجم عمل نگاه نمي‌كند. حضرت حق نمي‌نگرد كه چقدر پول خرج شده، چقدر حركت و انرژي صرف شده بلكه مي نگرد كه چه مقدار از آن كار براي خداوند بوده است و به همان اندازه كار موجب سعادت انسان مي شود. اما در عبادات مشروط به قصد قربت حتي اگر به اندازه سر سوزني نيت غير الهي در آن باشد و كسي درآن عمل با خداوند شريك گردد، آن عمل فاسد مي شود.واجبات و مستحبات تعبدي و اعمالي كه بايد در آنها قصد تقرب داشت بايد براي خداوند خالص گردند و اگر فرد درچنين عملي خودنمايي كرد و سعي داشت براي خوشايند مردم آداب را رعايت كند، نماز را با آب و تاب خواند و هدفش جلب نظر مردم بود نه تنها عملش فاسد است بلكه حرام و موجب مؤاخذه او مي شود. حتي آن بخشي از عمل كه براي خداوند انجام گيرد باز پذيرفته نيست، چرا كه خداوند فرمود: من بهترين شريكم، كسي كه ديگري را با من در عمل خود شريك قرار دهد عملش را نمي پذيرم، جز آن عملي كه خالص باشد.در نتيجه، اگر كسي در عمل تعبدي غير خداوند را با خداوند شريك قرار داد خداوند سهم خود را به شريكش مي بخشد و در نتيجه چون عمل خالص نبوده به هدر مي رود. ممكن است پس از عمري تلاش و كوشش انسان سيه روز و بدبخت گردد، چون عمري را به تحصيل علم سپري كرده به اين خيال كه براي خداوند علم مي آموخت، اما اگر نيتش را مي كاويد پي مي‌برد كه هدف او كسب مقام يا كسب موقعيت اجتماعي بوده است و براي اين تلاش مي كرد كه مردم او را به نيكي ياد كنند و در بين مردم شهرت يابد يا به پست و مقامي برسد.

چرا این‌قدر از زندگی می‌نالیم؟

در روزگار در حال سپری شدن بسیاری از انسان ها را می‌بینیم که از زندگی خود نالان و شاکی بوده و احساس نارضایتی شدیدی از زندگی خویش دارند.می توان گفت یکی از دلایلی که باعث می‌شود نارضایتی و تشویش در زندگی به وجود بیاید این است که انسان علاوه بر اینکه نسبت به رزاقیت خداوند ایمان نداشته و مدام نگران رزق و روزی خود در آینده است قناعت ندارد و آنچه را رزق اوست کم دانسته و برای استمرار و گذران زندگی آن را ناکافی می‌شمرد. می‌توان بیشترین دلیل این مساله را چنین عنوان کرد که همواره خود را با بالاتر از خود قیاس می‌کنیم که نتیجه این مقایسه احساس ناکافی بودن و ناچیز شمردن داشته‌ها و در نهایت عدم آرامش و رضایت در زندگی است. اما در مقایسه نزولی یعنی قیاس با پایین تر و ضعیف تر از خود، داشته‌های انسان برایش نمایان می‌شود. او دیگرانی را می‌بیند که در وضع سخت‌تر و اسف بارتری زندگی می‌کنند که خود او هیچگاه در فکر و اندیشه اش نمی‌گنجد که روزی بتواند درچنین شرایط طاقت‌فرسایی حتی برای لحظه ای دوام بیاورد، پس به این نتیجه می‌رسد که به همین مقدار نیز می‌توان زندگی کرد. حضرت علی(ع) درمورد غصه نخوردن برای روزی می‌فرماید:ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روزِ نرسیده از عمر تو باشد،‌خداوند روزی تو را خواهد رساند.(حكمت267). در حكمت 379 نهج البلاغه نیز به چنین موضوعی اشاره شده است.

امام علی(ع) همچنین می‌فرماید: كسی كه به روزی خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد(حكمت349). امام علی (ع) قناعت را عاملی می‌دانند که از اندوه انسان جلوگیری می‌کند.ایشان می‌فرماید(غرر الحكم و درر الكلم 579 ):کسی که قانع باشد اندوهگین نشود. در جایی از امام تفسیر سخن خداوند که در قرآن فرموده است: فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً را پرسیدند. حضرت فرمود منظور از آن قناعت است.زیرا بدون شک زندگی باسعادت برای ما انسان ها در این دنیا همان زندگی بدون نیازمندی است و بی نیازی همان قناعت کردن است. پس غنی ترین مردم بی نیازترین آنهاست وبه همین جهت خداوند غنی ترین اغنیا است؛ واین را رسول خدا فرمودند که: بی‌نیازی به زیاد داشتن ثروت نیست بلکه بی نیازی روح آدمی است (شرح ابن ابی الحدید55/19 ). نکته بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که قناعت، احساس ناخرسندی و نارضایتی در زندگی رااز بین می‌برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS