دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ پذیری (acculturation)

هماهنگ شدن شخص با رسوم و اخلاق زندگی اجتماعی را فرهنگ پذیری می‌گویند و دگرگونی‌هایی که در فرهنگ یک گروه به هنگام تماس با گروهی دیگر پدید می‌آید، را نیز با این واژه مطرح می‌کنند.
No image
فرهنگ پذیری (acculturation)

فرهنگ‌پذیری (acculturation)

هماهنگ شدن شخص با رسوم و اخلاق زندگی اجتماعی را فرهنگ پذیری می‌گویند و دگرگونی‌هایی که در فرهنگ یک گروه به هنگام تماس با گروهی دیگر پدید می‌آید، را نیز با این واژه مطرح می‌کنند.

از تماس مستقیم و پیوسته افراد گروه‌هایی که از فرهنگ‌های مختلف برخوردارند، فرهنگ‌پذیری به وجود می‌آید. این تماس‌ها موجبات دگرگونی‌های بعدی را در گونه‌های اوّلیۀ فرهنگ یکی از دو گروه و یا هر دو فراهم می‌سازد. به خصوص هنگام مشخص ساختن مرحلۀ نوین فرهنگی در حیات گروه فروتر، که تحت تاثیر گروه فراتر قرار گرفته است و یا وقتی که فرهنگ یک گروه ضعیف در بطن فرهنگ گروهی قوی جای می‌گیرد، این اصطلاح به کار می‌آید.

اقسام فرهنگ پذیری:

الف- فرهنگ‌پذیری یک سویه: مثل کودکی که تازه در جامعه و فرهنگی‌ زاده می‌شود پدیده‌های فرهنگی، ارزش‌های اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، آرمان‌ها، آداب و عادات و بسیاری از خاصّه‌های فرهنگی از هر جهت او را در بر می‌گیرند و کودک به تدریج آن‌ها را می‌آموزد و چون خود چیزی ندارد که به جامعه بدهد آن‌ را فرهنگ‌پذیری یک سویه می‌گویند.

ب- فرهنگ‌پذیری دو سویه: وقتی شخصیت فرد قوام یابد، خاصّه‌های فرهنگی جامعه را در خود جمع می‌کند و شخصیت او براساس آن عناصر شکل می‌گیرد. بعد از گذشت زمان متمادی، هم او عناصری از فرهنگ خود را به جامعۀ مقصد منتقل می‌کند و هم جامعه عناصری را به او انتقال می‌دهد. این انتقال دو سویه در تبادل فرهنگی بین دو کشور نیز مشاهده می‌شود، وقتی دو فرهنگ با هم تبادلات تجاری یا اجتماعی دارند، در معرض تغییرات و تأثیرات فرهنگی هستند.

فردی که در روستا متولّد می‌شود و رفت و آمدی با محیط بیرون ندارد، تمام هنجارها و ارزش‌ها و آداب و نمادهای روستا را می‌آموزد و با آن زندگی می‌کند. همین شخص اگر باقیماندۀ عمر خود را در شهر سپری کند، فرهنگ شهری نیز در او تأثیرگذار بوده و او شخصیتی دو فرهنگی خواهد بود.

اگر چه این شخص تمام ارزش‌های شهر را نمی‌پذیرد و بعضی ارزش‌ها و هنجارهای خود را نیز منتقل می‌کند؛ ولی هرگز به طور خالص فرهنگ شهر یا روستا در او یافت نمی‌شود و او از هر دو فرهنگ عناصری را می‌گیرد و عناصری را رها می‌کند و به عبارتی یک فرهنگ پذیری دو سویه دارد.

جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن (socialization)

یعنی انتقال فرهنگ از جامعه خودی و نسل حاضر به نسل جدید که از طریق آموزش و نهادهای آموزشی رسمی و به طور آگاهانه (از طریق تربیت والدین و خانواده) و یا ناآگاهانه (از راه دیدن و شنیدن و برخورد با آموزه‌های فرهنگی) صورت می‌گیرد. ولی فرهنگ‌پذیری انتقال عناصری از نظام فرهنگی دیگران و بیگانگان به افراد جامعه است که گاهی در برخورد دو فرهنگ، یکی از فرهنگ‌ها به دلیل محدودیت و ضعف فرهنگی، فرهنگ جامع دیگر را می‌پذیرد و هیچ تأثیری به آن فرهنگ نمی‌گذارد که در این صورت فرهنگ‌پذیری یک سویه اتفاق می‌افتد؛ مثل پذیرش فرهنگ اسلام و ایران از سوی مغول‌ها. و گاهی فرهنگ‌پذیری دو سویه است که پاره‌ای از عناصر فرهنگی جامعه میزبان را می‌پذیرند و پاره‌ای از عناصر فرهنگ خود را نیز منتقل می‌کنند.

منابع:
  • 1)وثوقی، منصور، نیک‌خلق، علی‌اکبر؛ مبانی جامعه‌شناسی، چاپ 12، تهران: خردمند، 1377، ص 132- 129.
  • 2)کوئن، بروس، ترجمۀ توسّلی و فاضل، چاپ 16، تهران: سمت، 1384، ص 69.
  • 3)شایان‌مهر، علیرضا، دائرة‌المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران: کیهان، 1377، ص 402.
  • 4)بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران: کیهان، 1377، ص 3-2.
  • 5)کافی، مجید؛ مبانی جامعه‌شناسی، چاپ اول، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1385، ص 66، 64،63.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS