دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن و مساله عدالت اقتصادى

No image
قرآن و مساله عدالت اقتصادى نویسنده: خلیل منصورى

غرض از بعثت و فرستادن پیامبران و کتاب هاى آسمانى این بود که مردم را به عدالت عادت دهند و حقوق آنان را به ایشان بشناسانند تا خود مردم به اقامه عدالت و گرفتن حقوق خویش اقدام کنند.

عدل به عنوان یکى از اصول بنیادین اسلام، مفهومى است که در ابعاد گوناگون خود را نشان مى دهد. گنجاندن عدل الهى در اصول دین، نگرش اسلام و قرآن و جایگاه ارزشى عدل را مى نمایاند. موضوع عدالت، طلب و دفاع از آن به عنوان یک اصل مهم دینى و به نصّ قرآن کریم یگانه هدف اجتماعى پیامبران الهى و کتاب هاى آسمانى است; و راز نزول «کتاب» و «میزان» تحقق یافتن همین هدف بسیار مهم است; و هر کس به واقع پیرو دین باشد، باید در راه ایجاد عدالت به هرگونه که مى تواند، بکوشد.
خداوند مى فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وأنزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وأنزلنا الحدید فیه بأس شدید ومنافع للناس» به راستى ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنان کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم خود به قسط و عدالت قیام کنند و آن را برپا دارند و براى اجراى آن آهن را نیز فرود آوردیم که سخت و استوار است و مى توان از آن بهره برد، چه براى دفاع و گرفتن حق و چه براى سودها و منافع دیگرى که در آن براى مردمان است.
بنابراین غرض از بعثت و فرستادن پیامبران و کتاب هاى آسمانى این بود که مردم را به عدالت عادت دهند و حقوق آنان را به ایشان بشناسانند تا خود مردم به اقامه عدالت و گرفتن حقوق خویش اقدام کنند; و آهن را فرستاد تا بندگان در دفاع از اجتماع صالح و بسط عدالت و کلمه حق از آن بهره گیرند.
قرآن براى پیامبران اهداف متعددى را ذکر مى کند; این اهداف، ابعاد متعدد زندگى انسان را در بر مى گیرد، و هدف هاى فرهنگى، اخلاقى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى را شامل مى شود. چنانچه در سوره جمعه مى فرماید: «هو الذى بعث فى الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة» او کسى است که از میان مردم درس نخوانده پیامبرى فرستاد تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنان را تزکیه کند و کتاب و حکمت بیاموزد.

و یا مى فرماید: «ویضع عنهم أصرهم والاغلال التى کانت علیهم» پیامبر آمد تا بارهاى سنگین را از دوش آنان بردارد و غل و زنجیرهایى که بر دست و پا و گردنشان بود، بشکند، و خود آن حضرت به عنوان فرستاده الهى هدف از بعثت خویش را تکمیل ارزشهاى اخلاقى مى داند «بعثت لأتمم مکارم الأخلاق».

و در این جا قرآن هدف دیگرى را مطرح مى سازد که به نظر جامع و کامل مى نماید; چون عدل و قسط، قرار دادن هر چیز در سر جاى خود است; پس استفاده درست از هر چیزى عین عدل و قسط است که هدف بعثت واقع شده است و این گونه نیست که تنها به مسأله عدالت اقتصادى بسنده کرده باشد.

مطرح شدن «میزان» نیز دلیل بر آن نیست که بُعد اقتصادى مسأله بر دیگر ابعاد مى چربد، بلکه از آن جایى که براى هر چیزى تراز و معیار و میزان سنجش است تا درست به کار رود، مفهوم میزان یک مفهوم عام است که در بر گیرنده همه ابعاد اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و اخلاقى و حتى نظامى است.حرکت در مدار عدل نیازمند میزان و معیار است که خداوند با فرو فرستادن میزان آن را بیان مى دارد. شاخصه هاى عدالت در هر چیزى نیازمند آن است که پس از مطرح شدن ارزیابى و سنجش شود، در قیامت که «میزان» نهاده مى شود، مفهوم خاصى است که بیانگر «عدل» خداست نه ارزیابى و سنجش وزنى چیزى.

بنابراین مفهوم قسط و میزان یک مفهوم عام و فراگیرى است که همه ابعاد زندگى انسانى را در بر مى گیرد. از این رو مى توان گفت که هدف همه پیامبران بیان حقایق و عدل و مشخص کردن میزان بود تا مردم خود با آگاهى از حقوق خویش و داشتن معیار و میزان اقدام به اجرا و اقامه عدل و قسط همه سویه در همه ابعاد نمایند و در این راه از آهن و شدت آن برخوردار گردند و در کارزارهاى علیه نابرابرى هاى فرهنگى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى از آن بهره گیرند.

نکته جالب دیگر در جمله «لیقوم الناس بالقسط» این است که از «خود جوشى مردم» سخن مى گوید; و نمى فرماید: هدف این بوده که پیامبران انسان ها را وادار به اقامه و برپایى قسط و عدالت نمایند، بلکه مى گوید: هدف این بوده است که مردم خود به عنوان مجریان قسط و عدل به پا خیزند و آن را به اجرا درآورند. یعنى مردم باید برپایه تعالیم پیامبران آن چنان ساخته شوند که خود مجرى عدالت گردند و این راه را با پاى خویش بپویند.

و از آن جایى که به هر حال در یک جامعه انسانى هر قدر سطح اخلاق، اعتقاد و تقوا بالا باشد، باز افرادى پیدا مى شوند که سر به طغیان و گردنکشى و تکاثرطلبى بر دارند و مانع اجراى قسط و عدل شوند، لذا در ادامه آیه مى فرماید: ما آهن را نازل کردیم که در آن قوت شدیدى است. این قوت و قدرت براى این است که «مردم» از آن بهره گیرند و در برابر قاسطین و تکاثر گرایان و مستکبران، از فرعونیان و قارونیان و بلعمیان (بلعم باعورا) عناصر سه گانه زر و زور تزویر بایستدند، در روایتى از امیر المؤمنان(ع) در تفسیر این آیه نقل شده که فرمود: یعنى السلاح و غیر ذلک منظور اسلحه و مانند آن است

این آیه ترسیم گویایى از دیدگاه اسلام و قرآن در زمینه تعلیم، ترتیب، گسترش عدل و داد و اجراى قسط در جامعه انسانى اسلامى است.

نخست از «بینات» و دلایل روشن و «کتب آسمانى» و «معیار سنجش ارزشها» و «بیان احکام و قوانین» کمک مى گیرد تا پایه هاى انقلاب و دگرگونى فکرى و فرهنگى را بنا گذارد و از عقل و منطق بهره مى جوید تا بینش عقلانى را حاکم سازد.

اما اگر در هر صورتى و به هر علتى ـ این ها مؤثر نیفتاد و کار به بن بست کشید و زورمندان قلدرى پیدا شدند که نه در برابر بینات سر تسلیم فرود آوردند و نه براى کتاب و میزان ارزشى قایل شدند; در این جا نوبت به «حدید» که در آن «بأس شدید» است مى رسد تا با سلاح آهنین بر مغز این گردنکشان بکوبند تا در برابر قسط و عدل تسلیم شوند. مردم در این راه نباید کوتاهى کنند بلکه باید انقلاب و قیام و نهضت داشته باشند و در راستاى عدل و قسط قیام کنند; چنان چه اسوه و الگوى مسلمانان، پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: بعثت بالسیف بین یدى الساعة حتى یعبد الله وحده لا شریک له وجعل رزقى تحت ظل رمحى من در آستانه رستاخیز مبعوث به شمشیر شده ام تا مردمان خداى یگانه را پرستش کنند و روزى من در سایه نیزه من است.

پس مؤمن موظف است تا در مقابل گروه قاسط و عدالت خوران و قسط گریزان با اسلحه بایستد و حق خود را بستاند; و در این حالت است که امام باقر(ع) مى فرماید: الخیر کلّه فى السیف وتحت السیف وفى ظل السیف همه خوبى ها در شمشیر و زیر شمشیر و در پایه شمشیر است; زیرا اهل زر و زور و تزویر هرگز به نرمى و تسامح و مدارا به راه نمى آیند و دست از ظلم و ستم و بى عدالتى نمى شوشیند.

بنابراین چنان چه رهبران الهى در یک دست کتاب آسمانى براى آگاهى و بینش دادن به حقوق مردم و در دست دیگر شمشیر براى تحقق و اجراى حقوق ایشان و دفاع از حق به دست مى گرفتند مؤمنان نیز باید چنین کنند تا حق خویش را از اصحاب سه گانه زر و زور و تزویر بستانند. چون اصولاً آنان زورگویانى هستند که تسلیم منطق نمى شوند و به حق گردن نمى نهند.

اصل بنیادین «عدالت» به عنوان رکن بنیادین و هدف والاى قرآنى، اصلى است که هیچ مسلمانى نمى تواند نسبت به آن بى تفاوت باشد و براى زنده کردن آن نکوشد و مردم را در جهت طلب آن و قیام براى آن آگاه نسازد.

بنابراین گفتن، نوشتن و طلب عدالت و ایجاد آگاهى در مردم درباره آن و شناساندن دو ضد ویرانگر بنیادهاى عدالت یعنى تکاثر و فقر و مبارزه با آن دو، و جانبدارى قاطع از تعدیل مالکیت ها و توزیع عادلانه امکانات و ثروت در میان مردم و نظارت بر بازارها و نرخ ها و جلوگیرى از تورم و احتکار و نفى ستم هاى اقتصادى، به منظور تحقق عدالت و بازگشت به دین خدا، یک تکلیف شرعى است، بلکه مى توان آن را به عنوان هدف و تکلیف اصلى و واجب بنیادین که مایه حیات دیگر تکالیف و احکام الهى است، برشمرد، چنانچه معصوم (ع) مى فرماید: العدل حیاة الأحکام .

مبارزه با قاسطین و طلب و اقامه عدالت تکلیفى است که هیچ مسلمانى نمى تواند درباره آن از خود کوتاهى نشان دهد. اهمیت آن به حدّى است که موجب سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه است، چنانچه ترک آن موجب شقاوت فرد و جامعه و خروج مسلمانان از دین مى گردد. مبارزه جدى، قاطع و هماره با دو معضل و غده سرطانى تکاثر و فقر، باعث اصلى سامان یافتن جامعه ایمانى و بقاى اسلام و مسلمانى است، چون جامعه تنها با عدالت احیا مى شود و دین و احکام دین تنها از راه ایجاد عدالت ترویج مى گردد و زنده مى ماند. اگر عدالت تحقق نیابد، نه دین ترویج مى شود و نه جامعه اى مى ماند.

این وظیفه بزرگ براى عموم مسلمانان است که هیچ کس نمى تواند در آن سستى، تعلل و اهمال روا دارد; ولى دو دسته هستند که نسبت به قضایاى انسانى، مصالح و مفاسد اجتماعى و عدالت معاشى و بسامانى و نابسامانى اوضاع مردم و جامعه، مسؤولیتى بیشتر و سنگین تر دارند، بلکه صلاح و فساد جامعه دینى و همه امور اجتماع به عملکرد و موضع گیرى ایشان بستگى دارد: 1) عالمان دینى 2) مسئولان و کارگزاران حکومتى.

پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: صنفان من أمّتى اذا صلحا صلحت أمّتى واذا فسدا فسدت امّتى. قیل یا رسول الله! ومَن هما؟ قال: الفقهاء والأمراء .

دو دسته از مسلمانان و امت من هرگاه درست شوند، مسلمانان درست مى شوند و امت و جامعه به صلاح مى رسند و هرگاه فاسد شوند امت و جامعه فاسد مى شوند. گفتند: اى پیامبر خدا! این دو دسته کیانند؟ فرمود: عالمان و حاکمان.

از مهم ترین نشانه هاى صلاح عالمان، عمل کردن به پیمان الهى است. همان پیمانى که خداوند از آنان خواسته است تا با ستم ها و ظلم ها بستیزند و با بیدادهاى مالى و اقتصادى مقابله نمایند و در برابر تفاوت هاى فاحش و داشتن هاى بسیار و نداشتن هاى سقوط آور و شقاوت بار بر آشوبند و براى برانداختن اوضاع ضد عدالت استفاده کنند: أن لا یُقارّوا على کظّة ظالم ولا شعب مظلوم . از دیدگاه امیر مؤمان اصلاحات جز در سایه عدالت در حق ملت امکان پذیر نیست. کسانى که با حرکت هاى عدالت خواهانه میانه اى ندارند و براى عدالت همه سویه تلاش نمى کنند، نمى توانند خود را اصلاح طلب بدانند، اصولاً ملّت و جامعه به عدالت اصلاح مى شود و اصلاح حوزه عمومى جز به اقامه عدالت از سوى حوزه خصوصى امکان پذیر نیست: الرعیةُ لا یُصلحها الا العدل چون اصلاح اجتماعى نیز با حضور ظلم و ستم، فقر و محرومیت، استثمار، بهره کشى و تکاثرطلبى سازگار نیست; ظلم و بیداد در همه جنبه هاى سیاسى، اجتماعى، قضایاى و اقتصادى، با اصلاحات سازگارى ندارد.

1 ـ حدید، آیه 25 .

2 ـ ر.ک: المیزان، ج 19، ص 300 ترجمه فارسى.

3 ـ جمعه، آیه 2 .

4 ـ اعراف / 157 .

5ـ بحار الانوار، ج 71، ص 373 .

6ـ نور الثقلین، ج 5، ص 250 .

7ـ ر.ک: نمونه، ج 23، ص 372 .

8 ـ تفسیر مراغى، ج 27، ص 183 .

9 ـ فروع کافى، ج 5، ص 8 .

10 ـ غرر الحکم،

11 ـ خصال، ج 1، ص 37 .

12 ـ نهج البلاغه.

منبع : اندیشه قم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS