دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماریه وفرزندش ابراهیم

No image
ماریه وفرزندش ابراهیم

كلمات كليدي : ابراهيم، پيامبر(ص)، ماريه، مشربه

نویسنده : قدسيه خدامي

پس ازاینکه "ماریه" در منطقه‌ای به نام "عالیه" که بعد از آن به مشربه امِّ ابراهیم شهرت یافت استقرار پیدا کرد، فرزندش ابراهیم در ذی حجه سال هشتم هجری به دنیا آمد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و خطاب به پیامبر گفت: «السلام علیک یا ابا ابراهیم»[1] عایشه پس از به دنیا آمدن ابراهیم گفت او شباهتی به پیامبر ندارد.[2] ابراهیم در همان سال از دنیا می‌رود و در بقیع دفن می‌شود.

برخی از تفاسیر شیعه به نقل از، علی بن ابراهیم، حدیثی از امام باقر آورده‌اند که فرمود:

«وقتی ابراهیم فرزند رسول خدا از دنیا رفت آن جناب سخت غمگین شد عایشه گفت: چه خبر شده؟ چرا این قدر بر مرگ این کودک می‌گریی او که فرزند تو نبود فرزند جریح [خادم ماریه] بود...»

این تهمت سنگین منجر به پیگیری قضیه و در نهایت برائت ماریه می‌شود، بر این اساس شیعه روایت کرده که آیات افک در برائت ماریه نازل شده است. در مقابل اهل سنت روایت کرده‌اند که آیات دربارۀ عایشه نازل شد که در جنگ بنی المصطلق از قبیلۀ خزاعه نسبت ناروا به او دادند[3] و در این باب روایات به شکل‌های مختلف از آنان نقل شده است که اشکال‌های زیادی به آن‌هاوارد است از آن جمله:

1- مناقشه در سند و متن: سند احادیث مورد نظر یا مرسل یا معلق و یا منقطع است و آنچه دارای سند متصلی است بر اساس رجال شناسی اهل سنت ضعیف است و اعتماد بر آن صحیح نیست.[4] در محتوا نیز تناقضات متعدد و غیر قابل جمع وجود دارد.

2- اختلاف زمانی نزول آیات و قضیۀ افک: آیات افک حدوداً در سال هشتم هجری نازل شده و حال آن که ماجرای افک در سال ششم و یا قبل از آن رخ داده. روایات نیز صراحت دارد که آیات در زمان وقوع افک نازل شده. پس چگونه افک در سال ششم باشد و آیات در سال هشتم نازل شود.[5] در نتیجه نسبت دادن آن به عایشه دشوار به نظر می‌آید. اما در مورد ماریه قراین نزدیکتری وجود دارد. از آن جمله:

1- سال و محل و ولادت ابراهیم همان سال نزول آیات افک است.

2- تمام کتب تاریخی اهل سنت به شکل متفاوتی جریان تهمت به ماریه را نیز نقل کرده‌اند و به این مسأله اذعان دارند که در این بین روایت واقدی به شکل ویژه‌ای قابل مطابقت با آیات افک است.

در هر حال پس از وفات پیامبر، خداوند ماریه را به جهت ولادت ابراهیم بر مردان حرام کرد[6] وی پس از آن در مشربه باقی ماند.

اگر تاریخ نتواند با داده‌های خود همسری ماریه را برای پیامبر ثابت کند، روایاتی هم چون پرده زدن و سخن گفتن از وراء حجاب، معرفی پیامبر به عنوان داماد قبطیان، و حرام شدن او بر مردان هم چون سایر زنان پیامبر این مطلب را می‌رساند که وی هم ردیف و شأن سایر همسران بوده و نزد رسول خدا جایگاه خاصی داشته است.

سرانجام وی در زمان خلافت عمر در محرم سال 16 هجری وفات یافت. عمر، مردم را برای تشییع جنازه‌ی او خبر کرد و بر وی نماز خواند و در بقیع به خاک سپرده شد.[7]



[1]- ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء ، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ج5، ص 309

[2]- همان، ج5، ص 304.

[3]- طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374، ج15، ص 145 و 146.

[4]- العاملی، جعفرمرتضی، حدیث الافک، بیروت، دارالمتعارف للمطبوعات، 1400، ص 72.

[5]- همان، ص 137.

[6]- الهمدانی، احمد بن محمد بن اسحاق، البلدان، تحقیق: یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1416، ص 116

[7]- یوسف بن عبدا...، همان، ج1، ص 50.

مقاله

نویسنده قدسيه خدامي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

شهید بهشتی در آیینه خاطرات

در سفري كه به تركيه داشتيم، در راه آنكارا در يكی از شهرهاي جنوبي شبي را گذرانديم. صبح كه مي خواستيم زودتر حركت كنيم پسر كوچكم اظهار تشنگي كرد، به مغازه اي رفتم و نوشابه اي براي او گرفتم . كيفي را كه مبلغ كمي پول و تمام اسناد - از گذرنامه گرفته تا اسناد ماشين - در آن بود در همان مغازه فراموش كردم و حركت كرديم . حدود 250 كيلومتر كه از آن محل دور شده بوديم براي خوردن صبحانه نگه داشتيم . از روي عادتي كه داشتم دست بردم تا كيفم را بردارم ديدم نيست!
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)6

زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی که با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم آقاجان مدت یک سال است که آقای مجتهدی را ندیده ام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز که ما به منزل ایشان می رویم در منزل باشند و ما را بپذیرند،در ضمن دوستی داشتم که آقا را ندیده بود، او می گفت: شنیده ام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست می گوید به منزلش که می رویم ما را بپذیرد و یک عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.
Powered by TayaCMS