دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبادا دل روزه داری بشکند

No image
مبادا دل روزه داری بشکند

کلمات کلیدی :

نویسنده :

مبادا دل روزه داری بشکند

قلبها مهربانند و سخنها سنجیده مبادا دل روزه داری بشکند

واژه انفاق ، ایثار و توجه به زیردستان که بروز و ظهورش به عنوان یک حقیقت در مکتب ولایت متجلی شده است تنها اختصاص به ماه مبارک رمضان ندارد بلکه در این ماه شدت می یابد . ائمه خدا به عنوان بهترین الگوی ایثار و انفاق در هر جامعه ای بوده و هستند. خداوند می فرماید : «اگر بنا دارید انفاق کنید آن چیزی را که از همه بهتر است انفاق نمائید.»

ماه مبارک فرصتی است برای همدردی و همراهی با نیازمندان ، مستمندان و فقیران . در این ماه دلهای برای کمک کردن و یاری رساندن آماده تر می شود و در این شبها افراد نابسامان زیادی هستند که صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند. وظیفه یکایک ما است که با تحقیق محل زندگی آنان را بیابیم . فراموش نکنیم که رسالت سنگینی بر دوش یکایک ما قرار داد و بخاطر آن بازخواست خواهیم شد. در این ایام یکایک ما باید شریک و غم و غصه یکدیگر باشیم و به یاری آنان بشتابیم ، با مال و ثروت و امکانات خود به آنان کمک کنیم . حقوق سائل و محروم را بپردازیم و از دادن خمس و زکات اموال خویش دریغ نکنیم .

طبق حدیث شش منزل برای انسانهای خداجو و موحد وجود دارد یکی از این منازل ، منزل کشت و دیگری برداشت است . منزل کشت دنیاست و منزل برداشت هم قیامت است . فردای قیامت یکی از سوالاتی که خداوند از تک تک ما خواهد کرد، این است : «من خدا گرسنه بودم ، چرا سیرم نکردی؟ »

آنجا بنده خدا می گوید : «سبحان الله . شما و گرسنگی . خطاب می رسد : همسایه دیوار به دیوارت ، پسر عمویت ... وضعیفت خوبی نداشت . چرا کمکشان نکردی ؟ می گویند روز امیرالمومنین (ع) با گرسنگی وارد خانه شد و از همسرش فاطمه زهرا (س) تقاضای طعام کرد. در خانه چیزی نبود . حضرت رفت تا با وجهیه که در دستش بود غذا تهیه کند.

در راه به اولین کسی که برخورد کرد مقداد بود. یکی از مجاهدین خوب درگاه خداوند و یک شخصیت آبرومند که هیچگاه از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود. امام ، چهره مقداد را درهم دید وقتی علت را جویا شد متوجه اوضاع بد مالی او گردید. حضرت وجه موجودش را به مقداد داد تا به زندگی آبرومندش سرو سامان دهد.

حالا ببینید در ازای این قضیه چه رخ می‌دهد. خداوند می فرماید:« آیا دلالت کنم شما را در شاهراهی که شما را نجات بدهد. می گوید اول ایمان به خدا بعد انفاق در راه اقدس احدیت . » حضرت به مسجد می آید با دست خالی . چگونه باید به خانه باز گردد . فورا آن تشکیلاتی که باید به کار بیافتد، به حرکت در می آید . جبرئیل بر رسول اکرم (ص) نازل می شود و می گوید: امروز شما میهمان حضرت زهرا (س) هستید. پیغمبر بزرگوار بعد از آن که سر از عبادت برداشتند به مولا علی (ع) گفتند که امروز پیغمبر خدا میهمان شماست . امیرالمومنین سکوت کرد و حرفی نزد . پیغمبر فرمودند : چرا سکوت کردی . مثل اینکه راضی نیستی من به خانه ات بیایم . عرض کرد : خانه ، خانه شماست . من از خودم اختیاری ندارم . وقتی به منزل رسیدند، طبقی از طعام های بهشتی در کنار سجاده فاطمه زهرا (س) قرار داشت .

مولا علی (ع) نگاهی پر معنا به بی بی انداخت . پیغمبر خدا در پاسخ گفت : در عوض آن انفاقی که تو در راه خدا به آن انسان آبرومند کردی ، به خواست خداوند در درون خانه ات جبران شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS