دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با کسروى

No image
مبارزه با کسروى

مبارزه با کسروى

به دنبال تعلیم و تدریس، مبارزه دیگر استاد با کسروى و پوچ سرایى هاى او شروع مى شود.

سید احمد کسروى [10] در ایّام جوانى بر اثر اختلافاتى که بین او و برخى روحانیان در حوزه تبریز پیش آمد، از سلک روحانیت خارج شد و کینه آنان را به دل گرفت. او دنبال فرصت مناسبى مى گشت تا انتقام خود را باز ستاند. بعد از شهریور 1320ش. این فرصت را به دست آورد و به طور علنى و آشکارا، فعالیّت هاى ضدّ دینى را شروع کرد. او تا قبل از سال 1310ش. دو نشریه به نام هاى «پرچم» و «پیمان» منتشر کرد و در این نشریات، ضمن ترویج مرام و مسلک بى محتواى خود به پشتیبانى و حمایت هاى بیگانگان و رضا شاه، به مقدسات مذهبى شیعه توهین مى کرد و چون بازارش نزد عدّه اى سست عقیده یا مأمور، گرم شد و رونقى پیدا کرد، ادعاى نبوّت کرد، و در صدد برآمد با طرح عنوان مرام «پاک دینى»، زبان فارسى را از الفاظ عربى و بیگانه پاک کند. با آن که از سوى برخى علما و و نویسندگان دینى، با گفته ها و نوشته هایش مقابله مى شد و پاسخ هاى مستدل به او مى دادند، امّا او با روش ناسزاگویى و سفسطه کارى، به راه خود ادامه مى داد. کسروى با نفوذ در دانشکده پزشکى مشهد و تبلیغات خود، موجب اغوا و گمراهى عدّه اى از دانشجویان آن جا گردید. استاد براى مقابله با او، یک روز از دانشجویان آن دانشکده دعوت کرد و به آنها پیشنهاد داد که مى خواهد در باره کسروى با آنان صحبت کند. با تشکیل این جلسه، استاد برخى از تناقض گویى هاى کسروى را (که از آثار و نوشته هایش از قبل جمع آورى کرده بود)، به همراه برخى از ادّعاهایش براى دانشجویان توضیح داد و با استدلال، آنها را ردّ کرد و با تکرار این جلسه، استاد توانست هم عدّه اى از فریب خوردگان و گمراه شدگان را نجات دهد و هم جلوى تبلیغات و ماجرا - جویى هاى کسروى را بگیرد.[11] او یک تنه در استان خراسان برخاست و در انجام رسالت خویش، آن گونه محکم و استوار و متناسب آن عصر فعالیّت کرد، که این حزب و سایر احزاب نتوانستند در این خطّه کارى از پیش ببرند.

پایان دوران معلّمى و تدریس استاد، دوره تدریس در دانشکده الهیّات و معارف اسلامى مشهد بود. این دانشکده از آغاز تأسیس (1337 ش.) به مدت سه سال پذیراى تدریس درس هاى تفسیر قرآن و ترجمه و شرح نهج البلاغه به وسیله استاد براى دانشجویان آن جا بود.

استاد شریعتى در سال 1341 ش. از خدمات دولتى بازنشسته شد و در سنگرى دیگر به فعالیّت هاى خود ادامه داد. غالب دبیران، معلّمان و تحصیل کرده هاى امروزى مشهد، شاگردان دیروز استاد مى باشند که از آن دوران خاطراتى خوش و مطالبى گفتنى دارند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS