دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبانی مشترک اخلاق دینی

No image
مبانی مشترک اخلاق دینی قاعده طلایی: یک اصل جهانشمول
هنگامی که یک کودک بودید ممکن است یک اسباب بازی را از هم بازی خود قاپیده باشید و هم بازی شما بلافاصله شیون کرده است. پس از این ، سخن مادر و پدر یا معلمتان شنیده اید که : " آیا دوست داری کسی با تو همین کار را بکند؟"!
این نجوا برایتان آشنا نیست؟ درسی که بزرگسالان در صدد بودند به ما بیاموزند همان بود که در مغرب زمین به عنوان" قاعده طلایی" شهره است. این قاعده به افراد توصیه می کند که فراتر از خودخواهی و خودمحوری خویشتن روند و تذکارمان می دهد که هرچه به ما صدمه بزند به دیگران نیز صدمه خواهد زد؛ همان طور که هرچه خوشایند ما باشد برای دیگران نیز خوشایند است.
تقریبا در همه ادیان ، اخلاقیات فردی با این اصل ساده شروع می شود: با افراد چنان رفتار کنید که مایلید با شما آنگونه رفتار شود. از این جنبه، قاعده طلایی، بنیادین ترین اصل فضایل فردی به شمار می رود و ایمانها همه نوعی تفسیر از این پیام جهانشمول به شمار می روند:
- هیچ یک از شما مومن به حساب نمی آید مگر آنکه برای مومنان دیگر آن چیزی را بخواهد که برای خود می خواهد. ( اسلام)
- به دیگران آسیب نرسان ، با فکر و عمل بدان ها صدمه ای وارد نکن و واژه ای مگو که باعث درد و رنج آنها شود. ( هندوییسم)
- آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند ( مکتب کنفسیوس).
اگر می خواهی با تو بدرفتاری نشود با کسی بدرفتاری نکن ( ایین زردشت)
.با عشق به هم نوعان و خدا نجات خواهیم یافت ( مکتب سیک)
برای الگو شدن ، انسان نه باید صدمه ای به دیگران بزند و نه باعث صدمه زدن به دیگران شود. من و دیگر انسانها مثل هم هستیم. بنابراین نباید اجازه داد کسی به دیگری آسیب رساند و نه از وی آسیب ببیند. اصل مهم این است ( مکتب بودیسم)
- فرد نباید با دیگران چنان رفتار کند که مورد تآیید خودش نیست. این مبنای اخلاق است. هر رفتاری که این مبنا را نداشته باشد خودخواهانه است.( مکتب هندوییسم)
همسایه تان را به اندازه خودتان دوست بدارید( یهودیت) .
چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند ( مسیحیت)
شفقت ورزی
واژه " شفقت ورزی" به معنای " رنج بردن" است. شفقت ورزی بدان معناست که شما می توانید درد و رنج دیگران را احساس کنید. در مسیحیت ، یهودیت و اسلام شفقت ورزی نشان دهنده آن است که چگونه مومنان از مهربانی بی پایان خداوند به بندگانش تقلید می کنند. هرچند که قابلیت انسانها برای شفقت ورزی و مهربانی به اندازه قابلیت خداوند در این زمینه نیست مومنان می توانند این قابلیت خود را تقویت کنند، حتی زمانی که این کار سخت است. چراکه این مشی آنها را به خدا نزدیکترمی سازد.یکی از آموزه های محوری بودیسم هم "کارونا" است که این به معنای فهم و همدلی با رنج همه موجودات زنده است. کارونا دلیل بازگشت آنها که بصیر شده اند به دنیا به شمار می آید تا دیگران را تعلیم دهند. آنها بدان جهت که شفقت ورزند به جهانی برمی گردند چون ساکنان آن بدانها نیاز دارند. در هندوییسم شفقت ورزی" دایا" نامیده می شود و همراه با بخشش و تسلط بر نفس ، سه فضیلت اصلی هندوییسم به حساب می آید.
فروتنی
در ادیان ابراهیمی ، فروتنی نشانه احترام به خدا و آگاهی به این نکته است که خیرات از خدا به بندگانی ارسال می شود که شکرگزاری را وظیفه خود می دانند. به طور مثال در یهودیت ، حضرت موسی به جهت این فروتنی مورد توجه است.
مسیحیت هم عبارت دینی مشخصی با این عنوان دارد که : اصل آن است که آنها که چیزی در اختیار دارند آرامی و تواضع خود را حفظ کنند. پیام مسیح در این عبارت که در ادیان دیگر نیز وجود دارد این است که جهان مادی قدرت و ثروت را به رسمیت می شناسد اما جهان دینی آنهایی که جهان مادی را نادیده گرفته اند بالا می برد و ارتقا می دهد. بنابراین تواضع صرفا یک فضیلت محسوب نمی شود بلکه فضیلتی سلبی مقابل آنها که جهان غیردینی را به رسمیت می شناسند به حساب می آید.
در اسلام ( که خود این واژه تسلیم شدن معنا می دهد ) فروتنی یک اصل مهم است. مسلمانان آگاهی خود از عظمت خداوند و موقعیت بشر در جهان را در قالب پنج اصل نشان می دهند و هر اصل بر نظم مناسب جهان تآکید می کند.
تائوییسم هم به مومنان گوشزد می کند که حیرانی و تحیر قابل توجهی بر اندیشه های آنها تفوق دارد. یعنی هنگامی که انسان بر بزرگی جهان غور روا می دارد موقعیت خود را در قبال ستارگان و کل جهان در می یابد و به دامن فروتنی پناه می برد.
در بودیسم هم از طریق فروتنی است که انسان خشم و غضب را رها می سازد و آزاد از تعلقها و رنج می زید.
امید
بسیاری از متون مقدس اسلامی، مسیحی و یهودی و همچنین ایینهای دیگر واجد اصل امیدند. امید در مسیحیت یکی از سه فضیلت اصلی به حساب می آید. ( دو اصل دیگر ایمان و عشق هستند) در اسلام امید بدان معناست که خدا از آنچه رخ می دهد آگاهست و هرچه رخ می دهد دلیلی دارد و پاداش و عذاب اعمال در نظر گرفته می شوند.
در ادیان امید با توجه به محدودیتهای انسانی قابل توجیه است.بیشتر انسانها چیزی از آینده نمی دانند و بدین جهت از آینده واهمه دارند. امید اما ترس انها را کم می کند . در ادیان امید ارتباط تنگاتنگی با آنچه بعد از مرگ رخ می دهد دارد. برای مسیحیان امیدی که افراد را نجات می دهد امید به ظهور مجدد مسیح در زندگی ابدی و در بهشت است. این امید است که مسیحیان را در جهانی که پر از امور مادی و غیراخلاقی است حفظ می کند.
در آیین زرتشتی، اسلام - و کمتر از آنها یهودیت - امید همان زندگی و شکلی از وجود پس از مرگ است. باور به جهان پس از مرگ یک فضیلت به حساب می آید و دانستن اینکه مرگ پایان امور نیست به انسانها مدد می رساند باور داشته باشند که هیچ مشکلی دایمی نیست و آنها برای همیشه از کسانی که دوستشان دارند جدا و دور نخواهند بود.
البته تذکار این نکته ضروری است که ادیان ابراهیمی تنها ادیانی نیستند که در آنها امید به عنوان یک ارزش مطرح می شود. در بودیسم هم امید از این اندیشه سرچشمه می گیرد که هر فردی می تواند به بصیرت دست یازد.
امید دینی به مثابه گونه ای خوشبینی به حساب نمی آید.خوشبینی رویکردی است که امور را بزرگتر از آنچه هستند نشان می دهد. امید دینی اما در واقع بر مبنای این ایده ساخته می شود که امور چندان فربه نیستند اما ما قادر به مشاهده کل ماجرا نیستیم. این نقص شناخت انسانی با امید تلاقی پیدا می کند و در این دیدگاه جهان پیچیده تر از آن است که ما از چشم انداز محدود خود بتوانیم کل آن را دریابیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS