دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشکلاتِ تحصیل

No image
مشکلاتِ تحصیل

مشکلاتِ تحصیل

دوران تحصیلات محمّد مهدى شمس الدین در نجف همراه با فقر و فلاکت بسیار زیاد بوده به گونه اى که حتى گاهى در گرسنگى کامل شبانه روزى به سر مى برده است. خودش به این دوره از زندگى خویش اشاره کرده و گفته است: از روزهاى تحصیل، بعضى از خاطرات خوش و تلخ را به یاد دارم که بسیار مناسب است طلبه هاى جوان و مبتدى آن ها را در نظر داشته باشند. من نیز هدفم از بازگویى این خاطرات از باب ذکر نعمت هاى خداوند است که به من تفضّل فرموده است. در آن ایام رسیدگى به مسایل مادى و گرفتارى هاى طلبه ها از سوى مراجع تقلید در نجف بسیار اندک بود، از این روى، بر اثر کمبود مواد غذایى، گرفتار قحطى شدیم. همچنین بر اثر کمبود، قدرت خرید لباس را نداشتیم. لباس هاى تابستانى را در زمستان به بر مى کردیم. زمستان هایى سخت بر ماگذشت در حالى که جز یک قطعه لحاف پوسیده و قدیمى پوششى نداشتیم که قسمتى از آن را در زیر خود قرار داده و با قسمت دیگر آن خود را مى پوشاندیم. زندگى سخت و فلاکت بارى داشتیم([5]).

همچنین مى گوید:

محرومیت و نیازمندى در نجف آن روز بیداد مى کرد و تا مرز گرسنگى مى خزید، چه روزها و شب ها به همین منوال به سر رسید. اگر هم چیزى براى خوردن دست مى داد در حدّ سدّ جوع بود. شاد خوارى، رویدادى نادر بود شب هاى سیاه جوع در راه یافتن مانده اى از نان خشکیده، دور از چشم دیگران به سرکشى طاقچه حجره طلاب سپرى مى شد. نان خشکیده پس از ستردن گرد و غبار در آب خیسانده مى شد امّا آن هم اندک بود... هرگاه پاپوشى مى یافتیم کم از پا برهنگان نبودیم، ولى با همه این احوال دوره پر برکتى را گذراندیم و خداوند را بر همه داده ها و تأییداتش سپاس داریم توفیق شکیبایى عنایت فرمود، سختى آن روزها تربیت روح و ریاضت جان بود و ما را براى پذیرا شدن مشیّت خود توش و توان داد... پناه ما درس، مطالعه و عتبه بوسى مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود. که گه گاه براى گریز از یکنواختى درس و بحث به مطالعه شعر، تاریخ، داستان هاى عربى یا رمان هاى ترجمه شده و خواندن روزنامه روى مى آوردیم([6]).

از دیگر مشکلاتى که این طلبه خوش فکر و جستجوگر با آن روبرو بود، سخت گیرى هایى بود که در خصوص روى آوردن طلاب به مطالعه مجله و روزنامه اعمال مى گردید، زیرا در عرف آن روز نجف این گونه مطبوعات، مظهر تجدّدمآبى و بى دینى و اثر پذیرى از فرهنگ بیگانه به شمار مى رفت. نشریات، نمایانگر تفکر نوگرایانى بود که بر خلاف احکام اسلام گام برمى داشتند و دست اندرکاران حوزه نسبت به باورهاى طلبه ها نگرانى داشتند که مبادا با خواندن مطالب این مجلات اغوا شوند([7]).

به دست آوردن استاد و مدرّس خوب و لایق نیز از دشوارى هایى بود که وى و جمعى از طلاّب خوش استعداد با آن مواجه بودند. آیت الله شمس الدین در این باره گفته است: البته به دست آوردن چنین اساتیدى (لایق و با سواد) بسیار مشکل بود و گرفتار چنین مشکلى بودیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که هرگز شاگرد نمى تواند استاد باب طبع خود را به دست آورد یا حداقل تا اندازه اى مى تواند. و تنها راه حل این است که درس هاى حوزه چه در سطح مقدمات و یا سطوح باید به صورت دسته جمعى انجام پذیرد به طورى که بیشترین تعداد طلبه ها از یک استاد و مُدرّس برجسته و خوب استفاده کنند([8]).

آیت الله شمس الدین یکى از رنج هاى دوران تحصیل را که با آن دست به گریبان بوده است، هدر دادن وقت براى فراگیرى برخى مسائل به حدّ غیر نیاز مى داند. لذا مى گوید: مدت هاى مدیدى از وقت گرانبهاى خود را صرف یک ماده و موضوعى مى کردیم که به حداقل مقدار از علم و وقت و صرف توان ذهنى نیاز داشت. وى در عین حال مى کوشید براى فهم مطالب مهم و ضرورى با دوستان خود به مباحثه و مذاکره بپردازد. خودش در این خصوص گفته است: ما در زمان طلبگى و تحصیلمان در نجف از فرصت هایى که برایمان پیش مى آمد، مانند مجالس عزادارى سیّد الشهداء(علیه السلام) و یا در دیگر مناسبت ها همانند ایّام شهادت امامان(علیهم السلام) یا ولادت آنان، استفاده مى کردیم و چون در این گونه مجالس، معمولا اساتید و بزرگان حوزه شرکت مى کردند، میان ما طلبه ها و ایشان مذاکرات و مباحثاتى انجام مى گرفت و هر کس از هر طرف اشکال و یا سؤال مى کرد و سر و صدا بلند مى شد. این گونه مجالس، بسیار با ارزش بود زیرا قدرت علمى و ذهنى طلبه را بالا مى برد و به او طریقه استدلال را مى آموخت. طبیعى بود وقتى که در مجلس، یکى از علما وجود داشت، او در نهایت دخالت مى کرد و نقاط ضعف و قوّت استدلال افراد را بیان مى داشت و اشکالات استدلال و یا سؤال و یا نحوه تقریر هر یک را روشن مى کرد([9]).

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله

مرحوم آيت الله معصومي اشكوري مردي بزرگ وصاحب كشف و شهود بود و آن گونه كه مشهور است و خود آن جناب در كتاب دو چوب و يك سنگ ذكر كرده است، اسم اعظم را مي دانست و داراي كراماتي عجيب و غريب بوده و عارف به معارف شيعه، عالم به علوم ادب و فقه و اصول و منطق و كلام و علوم غريبه بوده و آن گونه كه مشهور است، داراي طي الارض بوده است .
Powered by TayaCMS