دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همسایه

خوش همسایگی این نیست که همسایه را نیازاری، این است که با آزارش بسازی.
همسایه
همسایه

همسایه

قال الکاظمُ(ع): «لَیسَ حُسنُ الجوارِ کَفَّ الأذَی و لکِن حُسنُ الجِوَارِ الصَّبرُ عَلَی الأذَی»(ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص904)

یکی از چیزهایی که در روایات به آن اهمیت فراوانی داده شده، همسایه و رعایت حقوق همسایه است. تا آنجا که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه در آستانه شهادت خود، در وصیتش به امام حسن می‌فرماید: خدا را! خدا را! درباره همسایگان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیّت پیامبر شماست؛ همواره به خوش‌رفتاری با همسایگان سفارش می‌کرد تا آنجا که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد.[1]

امام سجاد(ع) برخی از حقوق همسایه را ذکر کرده، از بیان امام به‌خوبی استفاده می‌شود که انسان نه تنها باید در هر حالی به همسایه خود کمک کند و دلسوز و غمخوار او باشد؛ بلکه در برابر لغزش و نادانی او نیز صبر کند و حلم و بردباری خود را از دست ندهد. ایشان می‌فرمایند:

حق همسایه این است در غیابش(آبروی) او را حفظ کنی و در حضورش احترام او را نگه‌داری، در هر حالی به او کمک کنی، در پی عیب‌جویی او نباشی و در جستجوی بدی‌های او نباشی؛ اگر تصادفاً! عیبی را از او دیدی باید سینه‌ات دژی محکم و پرده‌ای مستحکم باشد که با سر نیزه هم نتوان به آن راز دست یافت. اگر به کسی رازی می‌گوید، گوش نده و در سختی‌ها او را تنها نگذار و در نعمت بر او حسادت نکن. خطا و لغزش او را نادیده بگیر و اگر نادانی کرد، بردباری کن. اگر کسی از او بدگویی کرد از او دفاع کن و نصیحت شخص فریبکار را بر او فاش کن و با او خوش‌رفتار باش.[2]

امام سجاد(ع) در دعا برای همسایگان و خویشاوندان نیز می‌فرمایند:

«وَاجعَلنِی اللّهُمَّ أجزِی بِالإحسَانِ مُسِیئَهُم و أعرِضُ بالتَّجَاوُزِ عن ظَالِمِهِم وأستَعمِل حُسنَ الظَّنِ فی کافَّتِهِم و أتَوَلَّی بِالبِرِّ عَامَّتَهُم و أغُضُّ بَصَرِی عَنهُم عِفَّهً وَألِینُ جانِبِی لَهُم تَوَاضُعاً»

خدایا مرا توفیق ده که بد کردار را به نیکی پاداش دهم و از ستمگرانشان درگذرم و با همه آنها به حسن ظنّ رفتار کنم و به نیکی، کار همه آنها را بسازم و به عفّت از آنها چشم فروپوشم و نرمی و فروتنی نمایم.[3]

آنچه از روایات استفاده می‌شود این است که انسان باید در برابر مسائل و مشکلات مربوط به همسایه خود بی‌تفاوت نباشد، بلکه همسایه خود را مثل خود و مثل یکی از اعضای خانواده خود ببیند، انسانی که خبر از همسایه خود ندارد و بی‌تفاوت از کنار مشکلات همسایه خود ردّ می‌شود مسلمان نیست.

سیدجواد عاملی فقیه معروف و صاحب کتاب مفتاح‌الکرامه، شب مشغول خوردن شام بود که صدای در را شنید. وقتی فهمید پیش‌خدمت استادش، سیدمهدی بحرالعلوم دم در است، با عجله به طرف در دوید. پیش‌خدمت به او گفت: استاد شما را خواسته، سفره غذا جلوی ایشان پهن است؛ ولی دست به غذا نزده تا شما را ببیند. جای معطّلی نبود، سیدجواد بدون آنکه غذا را به آخر برساند، با شتاب تمام به خانه استادش رفت، تا چشم استاد به او افتاد با خشم و تندی بی‌سابقه‌ای گفت: سیدجواد! از خدا نمی‌ترسی، از خدا شرم نمی‌کنی؟!

او غرق در حیرت شده بود که چه شده و چه حادثه‌ای رخ داده است؟! تاکنون سابقه نداشت استاد، این‌گونه او را عتاب کند. هر چه فکر کرد تا علّت را بفهمد، چیزی به فکرش نرسید. در نتیجه از استاد پرسید: ممکن است بفرمایید که من چه کوتاهی انجام دادم؟

- هفت شبانه روز است که فلان همسایه‌ات و خانواده‌اش گندم و برنج گیرشان نیامده، در این مدت از بقال سر کوچه خرمای زاهدی نسیه کرده و با آن شکم خود را سیر می‌کرده‌اند و امروز که رفته تا باز خرما بگیرد، قبل از آنکه اظهار کند، بقّال گفته: نسیه شما زیاد شده است. او هم بعد از شنیدن این جمله خجالت کشیده تقاضای نسیه کند، دست خالی به خانه برگشته و امشب خودش و خانواده‌اش بی‌شام مانده‌اند.

: به خدا قسم من از این جریان بی‌خبر بودم، اگر می‌دانستم به احوالش رسیدگی می‌کردم.

- همه ناراحتی من به خاطر این است که تو چرا در این مدت، از احوال همسایه‌ات بی‌خبر مانده‌ای؟ اگر با خبر بودی و اقدام نمی‌کردی که تو اصلاً مسلمان نبودی!!

بعد استاد گفت: با پیشخدمتِ من مقداری غذا و پول را بردار و باهم به در خانه همسایه‌ات برو، از احوال همسایه‌ات خبری بگیر و برگرد و از اینکه درباره او کوتاهی کرده‌ای عذرخواهی کن.

آنها به خانه آن همسایه رفتند و غذا را به او دادند، ولی همسایه سیدجواد متوجه شد که این غذا، غذایی نیست که در خانه سید جواد پخته شده باشد به‌همین دلیل رو به سید جواد کرد و گفت: تا نگویی این غذا را چه کسی برای من فرستاده، من دست به این غذا نمی‌زنم؟ سیدجواد که چاره‌ای نمی‌دید قضیه را از اول تا آخر برای همسایه‌اش تعریف کرد. مرد همسایه بعد از شنیدن ماجرا با تعجب به فکر فرو رفت و گفت: من راز خود را به هیچ کس نگفته بودم و از نزدیکترین همسایگانم پنهان کرده بودم؛ نمی‌دانم سیدبحرالعلوم از کجا مطّلع شده است؟!![4]

    پی نوشت:
  • [1]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم، نامه 47.
  • [2]. حّرانی، ابن‌شعبه؛ تحف‌العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، چاپ اول، ص588.
  • [3]. صحیفه سجادیه، ترجمه و شرح میرزا ابوالحسن شعرانی، قم، قائم‌آل محمد، 1386، چاپ ششم، دعای26، ص176.
  • [4]. مطهری، مرتضی؛ داستان راستان، تهران، صدرا، 1383، چاپ سی و پنجم، ج2، ص62.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS