دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ولایت؛ برترین رکن دین

ارتباط توحید و ولایت و جایگاه رفیع ولایت در تکمیل و تتمیم توحید، حقیقتی است که در لسان روایات به انحاء گوناگون مورد اشاره و تاکید قرار گرفته است.
ولایت؛ برترین رکن دین
ولایت؛ برترین رکن دین

نویسنده: علی مهدوی

شرح مختصری بر حدیث معروف «سلسله الذهب»

ارتباط توحید و ولایت و جایگاه رفیع ولایت در تکمیل و تتمیم توحید، حقیقتی است که در لسان روایات به انحاء گوناگون مورد اشاره و تاکید قرار گرفته است. حضرت امام رضا (ع) در حدیث مشهور به «سلسله الذهب»، از قول خدای سبحان، کلمه توحید «لااله الالله» را دژِ مستحکمِ نجات دهنده از عذاب الهی معرفی کرده و پذیرش ولایتِ خود را شرط دخول در حصن توحید، دانسته است: «... الله جل جلاله یقول: لااله الالله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی... بشروطها و انا من شروطها»[1]. سرّ ناگسستنی بودن ارتباط توحید و ولایت آن است که انکار ولایت به انکار رسالت برمی گردد و انکار رسالت به انکار توحید یا نقص در آن می‌انجامد، از این رو قرآن کریم، توحیدِ منکران رسالت را ناقص می‌داند: «و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شیء»(انعام/91)، چنانکه اطاعت در برابر رسول خدا را، فرمان پذیری از خدا می‌داند: «من یطع الرسول فقد اطاع الله»(نساء/80). در روایات نیز، این پیوند گسست ناپذیر مورد توجه و اهتمام ویژه واقع شده است. امام باقر (ع) به ابوحمزه فرمودند: «عبادت واقعی از آنِ خداشناس است، اما کسی که خدا را نمی‌شناسد، او را این گونه (مانند عامه از مردم) گمراهانه عبادت می‌کند. ابوحمزه گفت: فدایت شوم، معرفت خدا چگونه است؟ حضرت فرمود: «این است که آدمی خدا و رسولش را تصدیق کند و با پذیرفتن ولایت و امامت حضرت علی (ع) و سایر پیشوایان هدایت، از دشمنانشان بیزاری بجوید»[2]. از امام صادق (ع) نیز روایت شده است: «لایعرف الله عز و جل إلابسبیل معرفتنا؛ خداوند جز از طریق معرفت ما شناخته نشود»[3]. این پیوستگی توحید و رسالت و امامت، به گونه‌ای است که به فرموده امام باقر (ع) در عالم ذرّ، در کنار پیمان بر توحید، میثاق بر رسالت و ولایت نیز گرفته شده است: «إن الله اخذ میثاق شیعتنا بالولایه و هم ذرٌ یوم اخذ المیثاق علی الذرّ و الإقرار له بالربوبیه و لمحمد بالنبوه»[4] همچنین تصریح فرموده است که منکران ولایت ما کسانی هستند که در آنجا نیز آن را نپذیرفتند: «... ثم دعاهم الی الاقرار بالنبیین فاقرّ بعضهم و انکر بعضهم؛ ثم دعاهم إلی ولایتنا فاقر بها والله من احب و انکرها من ابغض؛ خداوند ایشان را به اقرار نسبت به پیغمبران دعوت کرد، برخی اقرار و برخی انکار نمودند، آن گاه به ولایت ما دعوتشان کرد، به خدا سوگند، کسی بدان اقرار کرد که خدا او را دوست داشت، و کسی آن را انکار کرد که خدا او را دشمن داشت»[5]. در دعایی که از امام صادق (ع) وارد شده و بعد از نماز عید غدیر خوانده می‌شود، حضرت اقرار به ولایت امیرالمومنین علی (ع) را نه تنها موجب اکمال دین و اتمام نعمت می‌داند، بلکه آن را متمم توحید و اخلاص معرفی می‌کند: «بر یگانگی و وحدانیت تو این گونه با اخلاص شهادت می‌دهم که تو خدایی هستی که غیر از تو معبودی نیست و محمد (ص) بنده و رسول تو و علی بن ابی طالب (ع)، امیر مومنان است و اقرار به ولایت او جلوه اقرار به توحید، اخلاص در وحدانیت، کمال دین و اتمام نعمت و فضیلت بر جمیع مخلوقات تو است. به راستی که تو گفتی و به حق گفتی که: الیوم اکملت لکم... خدایا، حمد و سپاس از آنِ توست که بر ما منت نهادی و اخلاص بر وحدانیت خود را به ما عطا کردی، آن گاه که ما را به موالات ولی خودت که هادی بعد از نبی منذر تو است، هدایت کردی و به سبب ولایت او راضی شدی که اسلام، دین پسندیده باشد»[6].
بنابراین، توحید بی ولایت، توحید نیست و با هیچ ضمیمه‌ای از اخلاق یا اعمال صالح نمی‌توان آن را جبران نمود، همان گونه که نماز بی‌رکوع، سجود یا سایر ارکان، نماز نیست و به هیچ وجه نمی‌توان آن را با ضمایمی همانند سجده سهو، نماز احتیاط و ... تصحیح کرد. امام باقر (ع) از قول خدای سبحان نقل کرده است: «هر کس که ولایت پیشوای ستمگری را بپذیرد، بدون تردید گرفتار عذابم خواهد شد، نه توحید نفعی به او می‌رساند و نه اعمال عبادی. در مقابل، پذیرش ولایت امام عادل، موجب برخورداری از عفو و رحمت من خواهد شد، هر چند لغزشهایی در اعمال و عباداتشان باشد»[7]. همچنین فرمودند: «اسلام بر پنج پایه استوار است، نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و هیچ یک از آن ارکان به پای رکن رکین ولایت نمی رسد». زراره می‌گوید: پس از اینکه امام باقر (ع) ارکان پنجگانه اسلام را بیان کرد از آن حضرت پرسیدم: کدام یک از این ارکان برتر است؟ حضرت فرمودند: ولایت برترین پایه است؛ زیرا ولایت در میان ارکان دین، نقش کلیدی دارد و امام راهنمای دین است. سپس فرمودند: اگر کسی تمامی شبها به نماز ایستد و همه روزها را روزه بدارد و همه اموالش را صدقه بدهد و هر ساله حج خانه خدا کند، اما ولایت ولی خدا را نشناسد تا آن را بپذیرد و همه کارهایش را با راهنمایی او انجام دهد، از طرف خدا هیچ ثوابی ندارد و از اهل ایمان نیست[8].

بی شک پیمودن صراط مستقیم توحید در سیر علمی و سلوک عملی، بسیار ظریف و حساس است، به گونه ای که لحظه ای غفلت و اندکی زلّت موجب خروج از راه مستقیم توحید و غلتیدن در بیراهه شرک می‌شود. از این رو در روایات آمده است: «الاشراک فی الناس اخفی من دبیب النمل علی المسح الاسود فی اللیله المظلمه؛ نفوذ شرک در مردم ظریف تر و مخفی تر از اثر راه رفتن مورچه بر روی جسم سیاه رنگ در شب تاریک و ظلمانی است»[9]. اینکه قرآن کریم بیشتر مدعیان ایمان و توحید را گرفتار شرک و دوگانه پرستی می‌داند: «و ما یومن اکثرهم بالله الاو هم مشرکون»(یوسف/106)، به خاطر همین ظرافتی است که در مرزبندی توحید و شرک وجود دارد. بی تردید، تبیین زوایای توحید و یکتاپرستی و تشریح مرز جدایی آن از شرک در میدان علم و گسترة عمل، تنها از عهده کسانی بر می‌آید که با تلاشی صادقانه برای رسیدن به اخلاص در توحید، مقام مخلِصان را پشت سر گذاشته و به مدد یگانه هستی بخش، به مقام مخلَصان رسیده باشند؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره، اهل بیت (ع) با عنوان «و المخلَصین فی توحید الله» توصیف شده‌اند. با این بیان، سرّ تاکید روایات بر محوری بودن اصل ولایت و امامت، و متوقف بودن قبولی اعمال بر پذیرش ولایت ائمه هدی علیهم السلام، دانسته می‌شود، چه اینکه بدون پذیرش ولایت و بهره‌مندی از هدایت آنان، اعمال انسان مشوب به شرک بوده و مورد قبول درگاه الهی نخواهد بود. افزون بر این، بیانات رسا و بلند ائمه اطهار (ع) درباره خداشناسی و مباحث توحیدی، مخصوصاً بیانات عمیق امیر بیان در نهج البلاغه و غیر آن، از چنان اوج و عظمتی برخوردار است که اگر ائمه (ع) نمی‌بودند، این معارف بلند هرگز به دست نمی‌آمد و جامعه بشری، نه تنها توان پشت سرگذاشتن کلاس‌‌های آغازین توحید را نداشت، بلکه از جهل مرکب خویش نیز خارج نمی‌شد و نمی‌توانست بفهمد که چنین معارف عمیقی وجود دارد. بیان این معارف عمیق و دقیق از سوی اهل بیت (ع)، سبب شد که آنان به عنوان ارکان توحید شناخته شوند: «و ارکاناً لتوحیده»(زیارت جامعه کبیره).

از مجموع آنچه گذشت می‌توان دریافت که ولایت، مکمل و متمم توحید است و بدون پذیرش ولایت، توحید و به تبع آن اعمال عبادی انسان، ناقص و مورد قبول درگاه خداوند نخواهد بود.

    پی نوشت:
  • [1].التوحید، شیخ صدوق، ص25
  • [2]. الکافی، ص254، باب معرفه الامام و الرد الیه
  • [3]. همان، ج1، ص184
  • [4]. همان، ج2، ص318
  • [5]. همان
  • [6]. نورالثقلین، ج1، ص589
  • [7]. الکافی، ج2، ص 206
  • [8]. بحارالانوار، ج65، ص332
  • [9]. بحارالانوار، ج75، ص371
    روزنامه رسالت، شماره 7107، 24/7/89، صفحه 6

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
Powered by TayaCMS