دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یهود در عصر پیامبر

یهودیان عصر پیامبر با اینکه به ظهور پیامبر از پیش آگاهی داشتند، اما چنین می‌پنداشتند که پیامبری ظهور خواهد نمود که از نسل اسحاق است نه اسماعیل.
No image
یهود در عصر پیامبر

نویسنده: ساناز علیمحمدی

یهودیان عصر پیامبر با اینکه به ظهور پیامبر از پیش آگاهی داشتند، اما چنین می‌پنداشتند که پیامبری ظهور خواهد نمود که از نسل اسحاق است نه اسماعیل. بدین ترتیب آنان با مشاهده اینکه رسول خدا از نسل پیامبران بنی اسرائیل نیست اساس نبوت پیامبر را منکر شده و نه تنها به دعوت ایشان لبیک نگفتند بلکه از همان آغاز دعوت پیامبر شمشیر از رو بسته هر چه توانستند برای ضربه زدن به اسلام کوشیدند.

آنچه در این میان خشم و کینه یهود را نسبت به اسلام و پیامبر فزونی می‌بخشید دعوت آن حضرت از یهودیان برای پذیرش دین اسلام بود که چنین امری بر آنها سخت گران می آمد واین امر را به منزلة زیر سئوال بردن سیادت و برتری یهود قلمداد می کردند وبر آنها که خود را اهل کتلب می نامیدند بسیار ناگوار بود که مردی از میان مردمی غیر از نسل آنان برخاسته و ایشان را دعوت به اسلام نماید.

با اینکه رسول خدا با مهر و عطوفت مثال زدنی آنان را به دین اسلام دعوت نمود و حتی پیمانی با آنها منعقد ساخت اما دیری نگذشت که یهودیان مدینه شیطنت را آغاز نموده به انحای مختلف در برابر پیامبر و مسلمانان قرار گرفتند. آنان ابتدا با طرح شبهات بی اساس و سئوالات نابجا تلاش نمودند تا پیامبررا در زحمت اندازند. اما توطئه هایشان ثمر چندانی نبخشید.

ایجاد شکاف و تفرقه میان مسلمانان از سوی یهودیان در تاریخ اسلام داستان دراز دامنی است که نمونه‌های فراوانی از آنها ثبت شده است در اینجا به اختصار یکی از آنها را بازگو می نماییم تا گوشه‌ای از توطئه های یهودیان عصر پیامبر را بیان کنیم. یکی از یهودیان سال خورده به نام شاس بن قیس که از مسلمانان کینه به دل داشت، بر انجمنی متشکل از یاران پیامبر که از دو قبیله اوس و خزرج بودند گذر کرد، زمانی که صمیمیت و الفتی را که در سایه اسلام در میان آنان پدید آمده بود را مشاهده نمود، جوانی یهودی را به میان آنان فرستاده و او را مامور نمود با یادآوری جنگ‌ها و کینه‌های سابق میان اوس و خزرج سعی در ایجاد نزاع بین آنان نماید، یهودی مذکور با یادآوری یکی از جنگ‌های واقعه بین اوس و خزرج به نام «بعاث» این توطئه را عملی کرد و دیری نکشید که اوس و خزرج در مقابل یکدیگر قرار گرفتند که البته با درایت پیامبر توطئه خنثی گردید. گذشته از این توطئه‌ها در درون مدینه یهودیان خیانت‌های متعددی را علیه پیامبر و مسلمانان انجام دادند که نمونه‌های بارز آنها خیانت این گروه در جریان جنگ‌های میان مشرکین مکه و مسلمانان بود که همواره علی رغم وجود پیمان بین ایشان و مسلمانان در جبهه مشرکین قرار می گرفتند و علیه مسلمانان وارد کارزار می شدند.

فتنه‌ها و خیانت‌های یهودیان مدینه به قدری بالاگرفت که پیامبر عطوفت همیشگی را کنار نهاد و در غزوات متعددی چون بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه و خیبر به نبرد با آنان شتافته و شکست های سنگینی بر آنها وارد آورد. یهودیان که با فتنه‌های خود بدانچه می‌خواستند دست نیافتند، و از سوی دیگر قادر به تحریف قرآن کریم نیز نشدند. توطئه‌ای دیگر ساخته و اقدام به جعل احادیث نمودند. آنان اشخاصی چون کعب الاحبار، وهب بن منبه و عبد الله بن سلام را مامور نمودند تا با تظاهر به مسلمانی در میان مسلمانان رخنه نموده و توطئه های خود را به اجرا گذارند.

مقاله

نویسنده ساناز علیمحمدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS