دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش اخلاقی عفو و گذشت‌

یکی از بزرگترین فضایل اخلاقی که در قرآن کریم و روایات مورد تأکید فراوان قرار گرفته، مسئله «عفو و گذشت» است.
ارزش اخلاقی عفو و گذشت‌
ارزش اخلاقی عفو و گذشت‌
نویسنده: رضا جاودان

یکی از بزرگترین فضایل اخلاقی که در قرآن کریم و روایات مورد تأکید فراوان قرار گرفته، مسئله «عفو و گذشت» است. قرآن کریم در یکی از آیات درباره عفو می‌فرماید:

«الَذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَراءِ وَ الضَراءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ الناسِ»

کسانی که از مال خود به فقرا در حال وسعت و تنگدستی انفاق می‌کنند و خشم و غضب فرو می‌نشانند و از بدی مردم در می‌گذرند»(آل عمران: 134).

ما اگر بخواهیم خداوند از گناهانمان درگذرد، باید نسبت به دیگران عفو و گذشت داشته باشیم:

«وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا اَ لاتُحِبُونَ اَنْ یغْفِرَ اللهُ لَکُمْ»

و باید عفو کنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟»(فصلت: 34).‌

سئوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود، این است که آیا این فضیلت اخلاقی ارزش مطلق دارد یا نسبی؟ به دیگر سخن، آیا انسان در همه جا و تحت هر شرایطی باید از دیگران عفو کند یا خیر؟ گذشته از بحث نسبیت که در فلسفه اخلاق مطرح است و براساس آن ارزش‌ها کلاً تابع موضوعاتشان قلمداد می‌شوند، باید گفت، گاهی یک کار، مصداق چند عنوان واقع می‌شود. اگر عفو از کسی، موجب تضییع حقوق فرد یا افراد دیگری شود، حکم متفاوتی پیدا می‌کند. مثلاً، اگر فردی با دیگری در مالی شریک است و شخصی در آن مال خیانت کرده، در اینجا اگر بخواهد او را مورد عفو و بخشش قرار دهد، به شریک خود ظلم کرده است؛ چرا که ممکن است وی از این اقدام راضی نباشد. در اینجا، گذشتن از حق خود، موجب تضییع حق دیگری می‌شود که از نظر شرع و اخلاق پسندیده نیست. همچنین گاهی عفو یک گناهکار، موجب گستاخی وی می‌گردد؛ یعنی موجب می‌شود که آن شخص، کار زشت و ناپسند خود را تکرار نماید. فلسفه عفو و گذشت این است که انسان خاطی متنبه شده، خود را اصلاح نماید و دشمنی او به دوستی تبدیل گردد: فَإِذَا الَذِی بَینَکَ وَ بَینَهُ عَداوَةٌ کَاَنَهُ وَلِی حَمِیمٌ؛ بنابراین اگر عفو موجب جری‌تر شدن فرد گناهکار گردد، نباید از او گذشت نمود. به طور کلی، انسان در این کار باید همواره مصالح خود و جامعه را در نظر داشته باشد. بر این اساس، همیشه معلوم نیست که عفو بهترین راه باشد؛ مثلاً ممکن است تنبیه و مجازات فردی که حقوق دیگران را پایمال نموده است، موجب جلوگیری از تکرار آن کار بد شود. اصولاً یکی از فلسفه‌های احکام مجازات در اسلام، همین نکته است که فرد و جامعه ـ هر دو ـ اصلاح شوند. اینکه اسلام در برخی از موارد دستور داده حد فرد گناهکار در ملاعام جاری شود، برای این است که دیگران هم عبرت بگیرند و مرتکب چنین کاری نشوند. اجرای حدود الهی موجب رحمت و حیات جامعه می‌شود. قرآن هم بر این مسئله تاکید می‌نماید:

«وَ مَنْ یتَعَدَ حُدُودَ اللهِ فَاُولئِکَ هُمُ الظالِمُونَ»

آنان که از احکام خدا سرپیچی می‌کنند، آنها به حقیقت ستمکارانند»(بقره: 229).

البته در مواردی که مصالح اسلام و جامعه اسلامی اقتضا کند، حاکم شرع (ولی فقیه) حق دارد حدود را ببخشد. بنابراین فلسفه اجرای حدود، دیات و قصاص این است که از شیوع فساد در جامعه جلوگیری گردد. در روایات آمده است که برکت اجرای یک حد از حدود الهی در جامعه، از باران وسیعی که بر زمین ببارد و همه جا را سرسبز و خرم نماید، بیشتر است. مسئولان نظام اسلامی باید این نکته را در نظر داشته باشند که عفو و گذشت از کسانی که به بیت المال خیانت کرده‌اند، چه بسا در برخی موارد، خود خیانتی بزرگ به جامعه و مردم می‌باشد. قرآن کریم در مورد کسانی که مرتکب عمل منافی عفت شده‌اند و چهار نفر شاهد عادل هم درباره کار زشت آنها شهادت داده‌اند، می‌فرماید:

«آنها را جلوی مردم تازیانه بزنید، مبادا تحت تاثیر عواطف خود قرار بگیرید و از اجرای حد چشم پوشی نمایید: وَ لاتَاْخُذْکُمْ بِهِما رَاْفَةٌ فِی دِینِ اللهِ؛ و در دین خدا نسبت به آن دو دلسوزی مکنید»(نور: 2).

رعایت مصالح جامعه از حفظ آبروی دو نفر که اعمال منافی عفت انجام داده‌اند، بسیار مهم‌تر است؛ چه بسا فواید اجرای حدود الهی از عفو و بخشش برخی گناهکاران بسیار بیشتر باشد. حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) در وصیت خود به عبدالله بن جندب می‌فرمایند:

وَ اعْفُ عَمَنْ ظَلَمَکَ کما اَنَکَ تُحِبُ اَنْ یعْفی عَنْکَ؛

از کسی که به شما ستم کرده است گذشت کنید، همان طور که دوست دارید دیگران از شما گذشت کنند. البته همان گونه که اشاره شد، باید به این نکته توجه داشته باشیم که ما حق نداریم کسانی را که در بیت المال خیانت کرده‌اند مورد عفو و بخشش قرار دهیم؛ ما فقط می‌توانیم از حق خود بگذریم. نکته دیگر، مسئله «حق الله» و «حق الناس» است. اگر کسی نسبت به دیگری مرتکب جنایتی شده و حتی مورد بخشش آن شخص هم قرار گرفته باشد، الزاماً مورد بخشش خداوند قرار نمی‌گیرد. به دیگر سخن، با گذشت صاحب حق، حق خدا بخشیده نمی‌شود. حق خدا با توبه و پذیرش آن از سوی پروردگار، بخشیده می‌شود. بنابراین، در این موارد علاوه بر اینکه باید رضایت مردم را جلب نماییم، باید از درگاه خداوند نیز طلب عفو و بخشش نماییم تا خالق هستی هم از گناه ما درگذرد.

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خطبه 236 نهج البلاغه : ياد مشكلات هجرت

خطبه 236 نهج البلاغه موضوع "ياد مشكلات هجرت" را مطرح می کند.
No image

خطبه 237 نهج البلاغه : سفارش به نيكوكارى

خطبه 237 نهج البلاغه موضوع "سفارش به نيكوكارى" را بررسی می کند.
No image

خطبه 238 نهج البلاغه بخش 1 : وصف شاميان

خطبه 238 نهج البلاغه بخش 1 موضوع "وصف شاميان" را مطرح می کند.
No image

خطبه 240 نهج البلاغه : نكوهش از موضع گيرى‏ هاى نارواى عثمان

خطبه 240 نهج البلاغه موضوع "نكوهش از موضع گيرى‏ هاى نارواى عثمان" را بررسی می کند.
No image

خطبه 241 نهج البلاغه : تشويق براى جهاد

خطبه 241 نهج البلاغه به موضوع "تشويق براى جهاد" می پردازد.

پر بازدیدترین ها

No image

حکمت 9 نهج البلاغه : روش زندگى با مردم

حکمت 9 نهج البلاغه موضوع "روش زندگى با مردم" را بررسی می کند.
No image

حکمت 127 نهج البلاغه : ضرورت ياد مرگ

حکمت 127 نهج البلاغه موضوع "ضرورت ياد مرگ" را بیان می کند.
No image

حکمت 21 نهج البلاغه : روش گرفتن حق

حکمت 21 نهج البلاغه موضوع "روش گرفتن حق" را مطرح می کند.
No image

حکمت 12 نهج البلاغه : نعمت ها و نا سپا سي

حکمت 12 نهج البلاغه به موضوع "نعمت ها و نا سپا سي" می پردازد.
No image

حکمت 139 نهج البلاغه : علمى، اخلاقى، اعتقادى

موضوع حکمت 139 نهج البلاغه درباره "علمى، اخلاقى، اعتقادى" است.
Powered by TayaCMS