29 دی 1395, 9:15
ما هميشه به ديگران غبطه ميخوريم و تمام داشتههاي خود را ناديده ميگيريم، مگر اينكه كسي را ببينيم كه از موهبتي محروم است آن موقع شايد كمي خدا را به خاطر داشته هايمان شكر كنيم. ما فراموش ميكنيم كه نبايد به حال كسي غبطه بخوريم، از ياد ميبريم كه بايد از همان چيزي كه هستيم و داريم نهايت استفاده را بكنيم و شاد باشيم و خدا را شكر كنيم.
شكر و سپاس به عنوان فضيلتي اخلاقي مورد تاييد و تاكيد عقل و عقلا است. هر انساني به حكم عقل به اين نتيجه ميرسد كه ميبايست در برابر افرادي كه به گونهاي كاري يا نعمتي را به وي ميدهند شكر كند. در هنجارشناسي نيز كه در حوزه علوم تربيتي و اجتماعي از آن بحث ميكنند، سپاسگزاري به عنوان عملي مفيد و سازنده و ابزاري تشويقي مورد توجه است. بي گمان هر كسي در هر مقام و منزلت علمي و اجتماعي كه باشد اين انتظار را دارد كه در برابر كار پسنديده و نعمتي كه داده است از وي تشكر شود. بسياري از اوقات ديده شده است كه ناسپاسي به معناي عدم تشكر از سوي مقابل معنا شده است. اين موضوع واكنش احساسات و عواطف شخص را برانگيخته و از انجام اعمال نيك و رفتار پسنديده سرباز زده است؛ زيرا عدم ابراز تشكر را به معناي ناسپاسي تعبير و تفسير نموده است. درباره اهميت و آثار سپاسگزاري همين اندازه بس كه خداوند از انسانها خواسته است تا در برابر نعمت وجود و ديگر نعمتهاي خدادادي شكرگزار باشند. با آنكه خداوند بينياز پرستش و سپاس است ولي به عنوان وظيفه و تكليف از انسانها خواسته است تا شاكر و سپاسگزار باشند. از اينجا ميتوان پي برد كه سپاس و شكرگزاريها چه جايگاه و ارزش و اعتباري در آموزههاي وحياني دارد.
چرا خداوند از انسان خواسته است تا سپاسگزار باشد و با آنكه او بينياز مطلق است، وظيفه انسان را شكرگزاري دانسته است؟ سپاسگزاري چه اهميت و چه كاركردهايي در حوزه اعتقادي و اجتماعي دارد؟در آيات بسياري از قرآن به مساله سپاس و شكر اشاره شده و از مردمان خواسته شده است كه نسبت به نعمت و نيز نعمتدهنده شاكر باشند. قرآن با توجه به روحيات آدمي به اين نكته اشاره ميكند كه آدمي نسبت به نعمت و نعمتدهنده شكرگزار نيست و به جاي اينكه سپاس گزار نعمتدهنده باشد يا كفران نعمت نكند، ناسپاسي ميكند. خداوند درقرآن اشاره ميكند كه: «اعملوا آل داود شكرا و قليل من عبادي الشكور «اي آل داود شكر (اين همه نعمت را) به جا آوريد، هرچند كه شمار كمي از بندگان من شكرگزارند.» (سبا آيه13) در آيه 243 سوره بقره نيز به اين مساله تاكيد كرده و ميفرمايد: ولكن اكثرالناس لايشكرون؛ با اين همه، بيشتر مردمان سپاس گزار نيستند. خداوند با اينكه به مردمان نعمتهاي بسياري بخشيده كه ميتوان از همه مهمتر به نعمت وجود و آفرينش آنان اشاره كرد، با اين همه مردمان، قدر و ارزش نعمتهاي الهي را ندانسته و كفران نعمت ميورزند و نسبت به نعمتدهنده شاكر و سپاس گزار نيستند. قرآن ميفرمايد: خداوند نسبت به مردمان داراي فضل است ولي بيشتر مردم سپاسگزار نيستند (يونس آيه60 و نيز غافر آيه 61). در تفسير و تحليل قرآني، انسان داراي فرزانگي و حكمت، انساني شاكر و سپاسگزار است؛ زيرا نسبت به نعمت و سپاسگزاري نعمتدهنده آگاهي و شناخت دارد و ارزش و قدر نعمت و نعمتدهنده را ميشناسد و ميداند. اينگونه است كه انسانهاي حكيم و فرزانه با شناختي كه از خود و هستي و نعمت وجود و ديگر نعمتهاي الهي دارند همواره سپاسگزار نعمت و نعمتدهنده هستند (لقمان آيه12). انسانهاي مومن كه به ايمان واقعي دست يافتهاند، مردماني خردمند و فرزانهاند و همواره قدر نعمت را شناخته و ارزش و جايگاه تشكر را ميدانند. براي آنان تفاوتي نيست كه اين نعمتي كه به ايشان داده شده و نيازي كه از اين راه برآورده گرديده ازسوي نعمتدهنده اصلي بوده يا اينكه از طريق واسطه خير بوده است. آنان همان اندازه كه شاكر نعمت هستند شاكر و سپاس گزار نعمتدهنده و واسطه فيض و نعمت نيز هستند.
شكر نعمت به شكل عملي از ارزش و جايگاه برتري برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شكر زباني، به عمل نيز شكرگزار باشد. برخي گفتهاند كه تعبير قرآن درباره مواهبي كه به دودمان حضرت داوود (ع) داده شده و ميفرمايد: اي آل داود شكرگزاري كنيد. به كار بردن واژه اعملوا در جمله: اعملوا آل داوود شكرا، نشان ميدهد كه شكر، بيشتر، از مقوله عمل است و بايد آن را در لابهلاي اعمال انسان ارائه داد و شايد به همين دليل قرآن تعداد شكرگزاران واقعي را اندك شمرده است. در آيه23 سوره ملك بعد از آنكه نعمتهاي بزرگي همچون آفرينش گوش و چشم و دل را برميشمرد اضافه ميكند: قليلا ما تشكرون؛ كمتر شكر او را به جا ميآوريد و نيز در آيه73 نمل ميفرمايد: ولكن اكثر هم لايشكرون، بيشتر آنها شكرگزاري نميكنند. اينها همه بيانگر آن است كه شكر واقعي به معناي عمل است نه زبان و گفتار كه از آن به تشكر خشك و خالي زباني ياد ميكنند. خداوند پس از فرمان به شكر، ميفرمايد: اما عده كمي از بندگان من تشكر ميكنند بديهي است كه منظور از شكرگزاري تنها شكر با زبان باشد مساله مشكلي نيست تا عاملان به آن قليل بوده باشند، بلكه منظور شكر در عمل است، يعني استفاده از مواهب در مسير همان اهدافي كه به خاطر آن نعمتها آفريده و اعطا شدهاند و مسلم است كساني كه مواهب الهي را عموما در جاي خود به كار ميگيرند و به درستي از آن استفاده ميكنند مردمان اندكي بيش نيستند.
در حديثي از امام صادق (ع) ميخوانيم: كسي پرسيد آيا شكر پروردگار حدي دارد كه اگر انسان به آن حد برسد شاكر محسوب شود؟ فرمود: آري. سوال كرد: چگونه؟ فرمود: «يحمدالله علي كل نعمه عليه في اهل و مال، و ان كان فيما انعم عليه في ماله حق اداه؛ خدا را بر تمام نعمتهايش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستايش كند، و اگر در اموالي كه به او داده حقي باشد ادا نمايد.» در حديث ديگري از حضرت ميخوانيم: «شكر النعمه اجتناب المحارم؛ شكر نعمت، پرهيز از گناه است» و نيز در حديث ديگري از آن حضرت (ع) آمده است كه فرمود: «فيما اوحيالله عز و جل الي موسي: يا موسي! اشكرني حق شكري، فقال يا رب! و كيف اشكرك حق شكرك و ليس من شكر اشكرك به الا و انت انعمت به علي؟ قال يا موسي! الان شكرنتي حين علمت ان ذلك مني!؛ خداوند متعال به موسي وحي كرداي موسي! حق شكر مرا بجاي آور، عرض كرد: چگونه حق شكر تو را بجا آورم در حالي كه هر شكري بجا آورم به خاطر آن نعمت تازهاي به من داده اي؟» فرمود: اي موسي الان شكر مرا بجاي آوردي، چون ميداني همين توفيق نيز از من است!»
توجه به اين نكته نيز لازم است كه تشكر و قدرداني از كساني كه وسيله نعمتي براي انسان هستند نيز شعبهاي از شكر خداست، چنان كه امامسجاد(ع) ميفرمايد: روز قيامت خداوند متعال به بعضي از بندگانش ميگويد: آيا شكر فلان كس را بجاي آوردي عرض ميكند: پروردگارا! من شكر تو را به جاي آوردم، خداوند ميفرمايد: چون شكر او را بجا نياوردي شكر مرا هم بجا نياورده اي! سپس افزود «اشكر كمالله اشكر كم للناس؛ شكرگزارترين شما در پيشگاه خدا كسي است كه از نعمتها و زحمات مردم بيشترين قدرداني و شكرگزاري را به عمل آورد.
خدا را اينبار به خاطر داشتههايم شكر ميكنم و نه به خاطر نداشته هايم. به خاطر نعمتهايي كه وجود فقط يكي از آنها مايه مباهات به عالميان است. شكر اينها كه امروز داريم نه فقط به زبان كه به مبارزه عملي بر ما واجب است. همواره باید در عمل سپاسگزار نعمتهایی بود که خداوند متعال به ما ارزانی داشته است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان