27 دی 1395, 8:57
زهرا رضاییان
عدالت، مهم ترین صفت هر انسان مومن و بارزترین ویژگی حکومت دینی و مردمی است. انسان در پرتو عدالت، به والاترین اهداف رشد و توسعه دست مییابد.پیامبران بزرگ الهی علاوه بر برخورداری از مقام و موقعیت شگفت انگیز روحانی و معنوی شان، همه منادی عدالت و برپاکننده قسط و داد بودهاند. نجات بشر نیز در پی انتظاری طولانی در چارچوب عدالتی جهانی و فراگیر رقم خواهد خورد.یكی از مهمترین الگو و نمونههای بارزی که اسلام به آن اهمیت زیادی داده، برقراری عدالت در بین افراد با هویتهای مختلف است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَینِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یكُنْ غَنِیا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا»؛«اى كسانى كه ایمان آوردهاید! پیوسته به عدالت قیام كنید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان خودتان یا [به زیان] پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد؛ اگر [یكى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است؛ پس از پى هوس نروید كه [در نتیجه از حق] عدول كنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى دهید، آگاه است».(1)در این آیه شریفه، خداوند به مومنان دستور اكید میدهد كه در اجرای عدالت، كمال دقت را كنند و همیشه به حق و تنها به خاطر خدا شهادت دهند و نباید در ادای شهادت، هیچ فایده و غرض دنیایی را در نظر داشته باشند.شهادت باید واقعی باشد؛ هر چند به زیان خود شهادت دهنده یا پدر و مادر و نزدیكان او تمام شود. نباید به خاطر ثروت و ترس از قدرت ثروتمند و قدرتمند و یا به خاطر رحم و شفقت و دلسوزی نسبت به فقیر و مستمند از ادای شهادت حق خودداری شود؛ چرا كه رضای خدا بهتر از رضای ایشان است و خداوند آگاه تر به مصلحت آن میباشد. بنابر این بر شاهدان لازم است بدون رعایت هیچ گونه امر دیگری، و تنها به خاطر رضای خدا، هر چه را میدانند، مطابق واقعیت اعلام كنند. (2)
دختر دادپیشه و عدالت خواه پیامبر (ص) در ترسیم پرتوی از رهاورد زندگی ساز عدل و داد در زندگی انسان فرمود: «وَ العَدلُ تَنسیقاً لِلقُلُوب؛ و عدالت را برای پیوند قلب ها، مقرر فرمود».(3)برای موهبت ارزشمند «عدالت» وصف و تعریفی زیباتر و جامع تر و دقیق تر از این بیان نمیتوان یافت؛ زیرا همان گونه که پیوند و ارتباط دانههای تسبیح یا گردنبند به وسیله ریسمان حاصل میشود و بدون آن، دانهها از هم فرو پاشیده و نظام و هماهنگی آنها از میان میرود، عدالت نیز در جامعه دارای چنین نقش و اثری است.این عدل و داد است که در بعد فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی، منطقهای و فرا منطقهای و جهانی، دلها را به هم پیوند میدهد و نظم و هماهنگی در خانه و جامعه پدید میآورد و مهر و صفا را جایگزین پراکندگی و از هم گسیختگی، درگیری و کشتار، ترور و وحشت میسازد.(4)عدل و داد در نگرش اسلامی تنها ویژه زمامداران و فرمانداران و قاضیان نیست؛ بلکه ویژه هر انسان توحیدگرایی است که زیر سایه عدالت حرکت کند و عدالت را پیشه خود سازد و برای بقا و شکوفایی گل بوتههای مهر و محبت در دل ها، با همسر، خاندان، بستگان خویش و جامعه و جهان بر اساس عدالت و دادگری رفتار نماید.برقراری عملی عدل و داد در ظرف یک ساعت بهتر از هفتاد سال شب زندهداری در شب و روزه داری در روز است؛ همچنانکه یک ساعت حکومت ظالمانه در پیشگاه خدای عادل، بد تر از هفتاد سال گناه فردی است.
نقش رشد بخش عدالت و دادگری در انبوهی از روایات پیشوایان حقیقی دین و آموزگاران واقعی قرآن، مورد سفارش است و در آن سخنان حکیمانه، عبارتها و جمله ها، تشبیه ها و ظرافتهای دقیق و لطیفی به کار رفته است که هر کدام بسیار تفکرانگیز و درسآموز است و نشانگر رابطه شگرفی میان حاکمیت عدل و داد در جامعه از یک سو و فرود نعمتها و برکتها، قوام و دوام امور و شئون و تعالی جامعهها و رشد و شکوفایی تمدنها و فرهنگها از سوی دیگر است.در روایتی از عدالت به میزان خدا تعبیر شده است: «إِنَ الْعَدْلَ مِیزَانُ اللَّهِ الَّذِی وَضَعَهُ لِلْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَهِ الْحَقِّ فَلَا تُخَالِفْهُ فِی مِیزَانِه؛ به راستی که عدالت میزان خداست که برای زندگی شرافتمندانه مردم و برپایی و گسترش حق و فضیلت نصب فرموده است؛ بنابراین در میزان خدا مخالفت نورزید و با حاکمیت او هوس معاوضه نکنید».(5)روایت دیگری عدالت را به عنوان قوی ترین اساس و بنیاد که قوام و دوام هستی بر آن است، معرفی کرده است: «الْعَدْلُ أَسَاسٌ بِهِ قِوَامُ الْعَالَم؛ عدالت اساس و پایهای است که برپایی و ماندگاری جهان بر آن قرار دارد«.(6)در روایت دیگری آمده است: «عَدْلُ سَاعَهٍ خَیرٌ مِنْ عِبَادَهِ سِتِّینَ سَنَهً قِیامٍ لَیلُهَا وَ صِیامٍ نَهَارُهَا وَ جَوْرُ سَاعَهٍ فِی حُكْمٍ أَشَدُّ وَ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ مَعَاصِی سِتِّینَ سَنَه؛ برقراری عملی عدل و داد در ظرف یک ساعت بهتر از هفتاد سال شب زندهداری در شب و روزه داری در روز است؛ همچنانکه یک ساعت حکومت ظالمانه در پیشگاه خدای عدال، بد تر از هفتاد سال گناه فردی است». (7)بدانید كه خدا زمین را پس از مرگش زنده مى گرداند»(9) فرمود: «منظور زنده کردن زمین با باران نیست؛ بلکه خداوند مردانی را میفرستد که عدالت را زنده میکنند و با زنده شدن عدالت، زمین نیز زنده میشود. هر آینه بر پا داشتن حدود (و احکام) خدا در روی زمین، از باران چهل صبحگاه سودمندتر است.»
در برخی از گزارههای توصیفی، از عدل و عدالت به «مایه حیات و آبادانی» تعبیر شده و در مقابل، از ظلم و جور به «نشانه نیستی و مرگ» یا «در هم کوبنده و ویران کننده» یاد شده است؛ همچنانکه امام علی (ع) فرموده است: «العَدلُ حَیَاهٌ وَ الجَورُ مَمَاتٌ؛ عدالت حیات است و ظلم و جور، مرگ(اجتماعی)».(8)امام موسی کاظم (ع) در شرح و تفسیر آیه «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»؛ «بدانید كه خدا زمین را پس از مرگش زنده مى گرداند»(9) فرمود: «منظور زنده کردن زمین با باران نیست؛ بلکه خداوند مردانی را میفرستد که عدالت را زنده میکنند و با زنده شدن عدالت، زمین نیز زنده میشود. هر آینه بر پا داشتن حدود (و احکام) خدا در روی زمین، از باران چهل صبحگاه سودمندتر است».(10)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان