28 بهمن 1395, 4:17
«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مىباشد. چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى شود، به اين ماه مبارك رمضان گفتهاند. پيامبر اكرم (ص) ميفرمايد: اگر مردم قدر ماه مبارك رمضان را ميدانستند، ميگفتند: اي كاش همه سال رمضان بود. در اين ماه خوابت، نفس كشيدنت، عبادت است. آقا اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) ميفرمايد: فضيلت ماه مبارك رمضان بر بقيه ماهها مثل فضيلت ما امامهاست بر بقيه مردم. هيچ كسي، هيچ شخصيتي، با پيامبر و اهل بيت و چهارده معصوم عليهم السلام قابل قياس نيست. در روايات ميفرمايد: ما را با هيچ كسي قياس نكنيد. يعني فضيلت ماه مبارك رمضان را با بقيه ماهها مقايسه نكنيد. [1]پيامبر اكرم(ص) فرمود: محروم، شقي و بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه مبارك محروم بشود. قدر اين مجالس، اين حالات، اين گريهها را بدانيد. گاهي يك قطره اشك، يك درياي آتش را خاموش ميكند. روايت داريم: روز قيامت يك بنده گنهكاري را ميآورند كه خيلي گناهش زياد بوده است. همانطوري كه دوربين ميتواند عكس و صورت و تصوير ما را ضبط و بعداً پخش كند، خدا اين قدرت را دارد كه به اعضاي ما اين قدرت را بدهد كه خود اعضا و جوارح ما فيلمبرداري بكنند يا به نطق بيايند. «أنْطقناالله الّذي أنْطق كُلّ شيء»[2] انسان به اعضا و جوارحش ميگويد چرا عليه من شهادت ميدهيد؟ «لِم شهِدْتُمْ علينا»[3] ميگويند: اين كار خدا بود. اين مژههاي چشم ميگويند: بار پروردگارا ما هم يك شهادتي داريم. يك شبي اين بنده تو بلند شد، به ياد گناهانش افتاد و ناله كرد. آن قدر گريه كرد كه ما تر شديم. خداي متعال ميفرمايد: چون كه اين از خوف من گريه كرده، او را به طرف بهشت برگردانيد. درياي رحمت الهي به موج ميآيد و اين بنده را برميگردانند.
حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مىكند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندام هاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آنها را به كارهايىگيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوشهايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به دين لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آن چه منع شده ره نسپاريم و تا شكم هايمان جز آن چه را تو حلال كرده اى در خود جاى ندهد، و زبان هايمان جز به آن چه تو خبر داده اى و بيان فرموده اى گويا نشود... » [4]امام سجاد (ع)ميفرمايد: خدايا اگر من را نهيبم بزني، ردم بكني، در را هم ببندي. «لا كففت عن تملقك»[5] من چاپلوسي ميكنم. به در خانه ات اينقدر سر ميسابانم، اينقدر ناله ميزنم كه به رويم باز كني. چون معرفت در قلب من آمده كه تو خيلي، كريم و بزرگوار هستي.
به خدا قسم ما جز خدا، كسي را نداريم. يك لحظه نفسمان بند بيايد، ما را در خانه نگه نميدارند. فوري ميبرند در سردخانه ميگذارند. به ياد بياوريم آن زماني كه ما را در كفن ميپيچند و در چالهاي به نام قبر ميگذارند. آنجا چه کسی به درد من و شما ميخورد. اين كاغذها و اعلاميهها و قبرها را نگاه بكنيد، نصف افرادي كه ميميرند يا ميانسال هستند يا جوان. لذا هر سال را احتمال بدهيد، سال آخر باشد. براي توبه و استغفار سنگ تمام بگذاريم. به ياد بياريم آن زماني كه ما را در چاله قبر تك و تنها رها ميكنند و ميروند. چه کسی به درد ما ميخورد؟ «الهي و ربي من لي غيرك»[6] غير از خدا، غير از اوليای خدا، چه کسی به درد ما ميخورد؟ جز خدا و اوليای خدا هر كس و هر چيزي هست، ما از آنها جدا ميشويم. همان پدري كه يك عمر در اين خانه خون دل خورده و زحمت كشيده، همان مادري كه شصت سال هفتاد سال واقعاً خون جگر خورده براي بچههايش، اما وقتي كه نفسش بند آمد همان دختر ميترسد كه در خانه او را نگه دارد.
ما مثل يك شمع ميمانيم كه در شرف آب شدن و خاموش شدن هستيم. اين شمع دارد تمام ميشود. اگر با اين شمع يك چراغ ديگري براي آن عالم روشن كردي، كردي. نكردي در ظلمات و تاريكي ميماني. از روزي كه ما به دنيا آمديم با سرعت به طرف آخرت و مرگ ميرويم. آخرت و مرگ هم به طرف ما ميآيد. چه قدر زود به هم ميرسيم. عن قريب است كه از ما اثري باقي نباشد. بياييم به فكر آخرت باشيم و زاد و توشه تهيه كنيم.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان