دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنی قینقاع

No image
بنی قینقاع

كلمات كليدي : قرآن پژوهي، بني قينقاع، عبدالله بن ابي، پيمان شكني

نویسنده : علی محمودی

بنی قینقاع در اصطلاح طایفه‌ای از یهودیان ساکن در مدینه بودند که در اثر پیمان شکنی از مدینه بیرون رانده شدند.

نسب بنی قینقاع:

‌دربارۀ منشأ بنی قینقاع اطلاع دقیقی در دست نیست، برخی آنان را از جمله عربهایی می‌دانند که یهودی شدند، بعضی نیز احتمال می‌دهند ایشان از یهودیانی باشند که بین سالهای 70 تا 135 میلادی به یثرب مهاجرت کردند.[1] از محل زندگی آنها نیز گزارش صریحی در دست نیست، فقط گفته شده ایشان در یثرب نزدیک به مناطق خزرجی زندگی می‌کرده‌اند،[2] زیرا با قبیلۀ خزرج، هم پیمان بوده‌اند.

بنی قینقاع با سایر قبائل یهود رقابتهایی داشتند و گاهی با یکدیگر می‌جنگیدند.[3] حرفۀ این طایفه زرگری و آهنگری بود،[4] هر چند موجب رواج کشاورزی در مدینه بودند، ولی هیچ زمین کشاورزی نداشتند، گفته شده از ثروت و مکنت برخوردار بودند.[5] برخی نیز قائلند ایشان صاحب زمین کشاورزی بودند ولی اقتصاد ایشان مبتنی بر کشاورزی نبود، بازار بنی قینقاع معروف بوده و افزون بر داد و ستد، مرکز تجمع اهالی یثرب بوده و محل اطلاع رسانی محسوب می‌شد.[6]

پیامبر اسلام (ص) همچون دیگر قبائل یهود با ایشان پیمان صلح بسته بود و به آنان اجازۀ داد و ستد در مدینه داده شده بود و همچنین آنان می‌توانستند در مدینه بمانند به شرط آنکه کسی را بر ضد پیامبر (ص) یاری نکنند.[7]

بیش از نیمی از عالمان یهودی از بنی قینقاع هستند، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق از میان 51 عالم یهودی در میان قبائل سه گانه یهود در مدینه 28 تن را از بنی قینقاع برشمرده است.

آنها از فرصتهای گوناگون برای تردید افکنی درباورهای مسلمانان بهره می‌بردند، تردید در نزول وحی بر پیامبر (ص)، در خواست برخی معجزه‌ها، هدایت مردم به آئین یهود، بر شمردن خود به عنوان دوستان خدا و خود را امت برتر دانستن از جمله این موارد می‌باشد.[8]

یاد کرد قرآن از بنی قینقاع:

«وَاِمّا تَخافَنَّ مِنْ قَومٍ خیانَةً فَانبذْ اِلَیهِم عَلی سَواءٍ اِنَّ اللهَ لایُحِبّ الخائنینَ »[9]

«و هرگاه (با ظهور نشانه‌هایی) از خیانت گروهی بیم داشتی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند) به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است، زیرا خداوند خائنان را دوست نمی‌دارد. »

گویند این آیه در پی نگرانی پیامبر (ص) از پیمان شکنی قوم یهود، دربارۀ بنی قینقاع نازل شد.[10] بعد از بازگشت پیروزمندانۀ مسلمانان از جنگ بدر حسد و کینه یهودیان، به ویژه بنی قینقاع برانگیخته شد و بنای سرکشی نهادند، آتش فتنه زمانی روشن شد که یهودیان، یکی از زنان مسلمان را در بازارشان به گونه‌ای بسیار زننده به استهزاء گرفتند و به وی بی حرمتی کردند و یکی از مسلمانان به هواداری از وی برخاست و مرد یهودی، که عامل این فضاحت بود را کشت، یهودیان نیز این مرد مسلمان را کشتند و کار بالا گرفت.[11]

بعد از این پیمان شکنی، پیامبر (ص) بنی قینقاع را در بازار جمع کرد و از ایشان خواست اسلام آورند اما آنها این درخواست را رد کردند و به قلعه‌های خود رفتند، پیامبر (ص) با به سوی ایشان لشکر کشی کرد و قلعه‌های آنان را محاصره نمود، بعد از 15 روز محاصره، سرانجام تسلیم شدند.[12] بعد از اسارت این طایفۀ پیمان شکن، عبدالله بن ابی بزرگ منافقان، که هم پیمان آنها بود از پیامبر (ص) خواست از ایشان درگذرد با اصرار او، پیامبر (ص) به تبعید آنان رضایت داد.[13]

سرانجام بنی قینقاع:

به نظر می‌رسد که برخی قبل از تبعید، اسلام آورده‌اند، این کار برای حفظ منافع اقتصادی و اقدامات فرهنگی و سیاسی بر ضد پیامبر (ص) و برای ماندن در مدینه انجام گرفت، اما بقیه به منطقه اذراعات شام تبعید شدند.[14]

اموال ایشان به دست مسلمانان افتاد و حضرت رسول (ص) پس از برگرفتن خمس غنائم، بقیه را میان مسلیمن تقسیم کرد. گفته می‌شود این نخستین بار بود که خمس غنائم گرفته شد.[15]

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - تاریخ قرآن - اعلام و اشخاص

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS