دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل ذلت‌آور

امام عسکري(ع) فرمود:‌ ما اقبح بالمؤمن ان يکون له رغبه تذله - چه زشت است براي يک مؤمن که به چيزي ميل و دلبستگي پيدا کند که او را خوار مي‌گرداند.
عوامل ذلت‌آور
عوامل ذلت‌آور

امام عسکري(ع) فرمود:‌ ما اقبح بالمؤمن ان يکون له رغبه تذله - چه زشت است براي يک مؤمن که به چيزي ميل و دلبستگي پيدا کند که او را خوار مي‌گرداند.(تحف‌العقول ص 520) امام صادق(ع) فرمود: خداي متعال اختيار هر کاري را به مؤمن داده است مگر اختيار ذليل کردن خويش را. (ميزان‌الحکمه، ج1، ص 395)

يک انسان مؤمن در انديشه اسلامي، از عزت و کرامت برخوردار است و به تعبير قرآن، عزت اختصاصاً از آن مؤمنان است. اوست که بايد عزيز باشد. عزت، شايسته مؤمن است و مؤمن شايسته عزت است: و لله العزةً و لرسولةً و للمؤمنين.(منافقون 8) در معارف ديني از عزتمندي مؤمن با تعابير مختلفي ياد شده است، مانند: مروت، نفاست، غيرت، حريت، کرامت.(تعليم و تربيت در اسلام، ص 141)

عوامل زوال عزت

بعضي از افکار و اميال و رفتارهاي آدمي به گونه‌اي است که مي‌تواند عزتمندي او را کاهش داده و يا از بين ببرد. در اينجا به برخي از مهم‌ترين آن عوامل اشاره مي‌شود.

1) درخواست زياد از مردم موجب کاهش شديد عزت است.

گفت پيغمبر که جنت از اله

گر همي خواهي ز کس چيزي مخواه

چون نخواهي من کفيلم مر تو را

جنت‌المأوي و ديدار خدا

(دفتر6- 333-334)

2) دروغ نشانه اين است که گوينده‌اش ناتوان و ضعيف است: الصدق عز و الکذب عجز. 3) غيبت کردن نيز حاکي از نهايت ناتواني فرد است. انسان غيرتمند هيچ‌گاه پشت سر کسي بد نمي‌گويد: الغيبت جهد العاجز. 4) دمخور شدن بيش از اندازه با مردم نيز موجبات کوچکي انسان را فراهم مي‌سازد. 5) زير پا گذاشتن حق از جمله عوامل مؤثر ذلت و فرومايگي است. امام عسکري(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: هيچ عزتمندي حق را فرو نگذاشت مگر اينکه به ذلت افتاد و هيچ ذليل و ناتواني حق را نگرفت مگر اينکه عزيز و نيرومند شد. 6) خشم گرفتن و عصبانيت نيز ممکن است آدمي را وادار به کاري کند که موجب ذلت او شود و يا کاري مي‌کند که بعداً پشيمان گشته و مجبور مي‌شود که بسيار عذرخواهي کند. 7) گناه و معصيت نيز شخصيت آدمي را به ذلت مي‌کشاند.

 امام صادق(ع) فرمود: هر کس مي‌خواهد بي‌آنکه ايل و تباري داشته باشد، عزتمند شود و بدون آنکه مال و ثروتي فراهم کرده باشد، بي‌نياز باشد و بدون آنکه قدرتي داشته باشد، داراي هيبت و شکوه باشد، بايد از خواري و ذلت معصيت خدا به عزت طاعت او درآيد. خداوند به داود(ع) وحي فرستاد: اي داود؛ من عزت را در اطاعت و پيروي از خود قرار دادم ولي مردم آن را در خدمت به سلطان جست‌وجو مي‌کنند و لذا به آن دست نمي‌يابند. 8) طمع و زياده‌خواهي نيز بيش از ساير عوامل، آدمي را خوار و حقير مي‌گرداند. حضرت لقمان(ع) در اندرز به فرزند خود فرمود: اگر مي‌خواهي عزت دنيا را به دست آوري، طمع خويش را از آنچه مردم دارند ببر، زيرا پيامبران و صديقان به سبب برکندن طمع خود، به آن مقامات رسيدند. (ميزان‌الحکمه، ج2، ص 683)

يکي از بزرگان هر وقت به بازار مي‌رفت، آنچه را مي‌ديد و هوس مي‌کرد، خطاب به نفس خود مي‌گفت:‌ اي نفس، صبر کن. من خواسته‌هاي تو را بر تو حرام نمي‌کنم مگر به خاطر کرامتي که تو پيش من داري. عالمي به شخصي گفت: اگر دوست داري که طعم شيرين عبادت را بچشي و به بالاترين مرتبه آن برسي، بين خود و بين خواسته‌هاي دنيوي، ديوار آهنين بکش.(مجموعه ورام ج1 ص 93)

نقل مي‌کنند حضرت علي(ع) از جلو دکان قصابي مي‌گذشتند. قصاب گفت: گوشت‌هاي خوبي آورده‌ام. حضرت(ع) فرمود: الان پول ندارم که بخرم. گفت: من صبر مي‌کنم. امام(ع) فرمود: من به شکم خود مي‌گويم که صبر کند. 9) بيان گرفتاري و مشکلات خود به مردم از ديگر عوامل مؤثر در تحقير انسان است. امام صادق(ع) در پاسخ به فردي که از مشکلات زندگي خود شکايت مي‌کرد، فرمود: هرگز گرفتاري خود را به مردم نگو. زيرا بين آنها خوار و کوچک مي‌شوي و اين کار يعني من در زندگي شکست خورده‌ام.(تعليم و تربيت در اسلام، ص 143) 10) انجام دادن کاري که آدمي توان آن را ندارد. امام صادق(ع) فرمود: مؤمن، شايسته نيست که خود را ذليل کند. سؤال شد چگونه؟ فرمود: دست به کاري بزند که قادر به انجام آن نباشد و بدينسان سرافکنده مي‌شود.(ميزان‌الحکمه ج1 ص 395) 11) تواضع يک ارزش قلبي و باطني است: ذل في نفسک- (غررالحکم ج1 ص 432) يعني در مقابل خدا و خلق خدا نبايد متکبرانه برخورد کني. اما اگر تواضع بي‌جا بود و خود را شل وانمود کرد اين نحوه رفتار، خود از موجبات سرافکندگي است. 12) شوخي کردن، مجادله و بگومگو، پرحرفي کردن، تخلفات شرعي و قانوني و... از ديگر عوامل ضايع شدن عزت انسان است. 13) عزت و بزرگواري همه‌اش از آن خداست و اگر کسي بخواهد آن را از غير خدا به دست آورد، خوار و حقير خواهد شد.(غرر، ج1، ص 433).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

اشاره: هنر در عامترین تعریف خود، ظهور و تجلی استعدادهای فطری و زیبایی طلب انسان در قالب آثار هنری است.
وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

از جمله نهاد‌های مهم حکومتی، شورای نگهبان است که مطابق اصل ۹۱ قانون اساسی به ‌منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی تشکیل شده است.
رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

محمدحسن‏صادق‌پور

اگر در آثار دانشمندان و فلاسفه اسلامی نيك بنگريم، در كنار نظريات فلسفی انديشمندان اغلب آثاری مرتبط با علم نجوم نيز می‌توانيم مشاهده كنيم، اما اين علم چه نسبتی با فلسفه و دين دارد كه همواره ردپای آن در انديشه اسلامی وجود داشته است؟
گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

اشاره: سخن به اسماء و صفات الهی رسید و استاد مبحث دشواری را آغاز کردند که دوستداران می‌توانند در کتاب «عقل الله» دنبال کنند. با حذف آن بخش، موضوع را پی می‌گیریم. استاد ادامه می‌دهند:
مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

در قانون مجازات اسلامى براساس متون فقهى در مواردى به صورت مطلق و در مواردى به صورت نسبى و نسبت به افراد خاص، اجازه قتل و سلب حیات صادر شده است.

پر بازدیدترین ها

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی از جمله روش‌های فوق‌العاده شکایت از احکام است که راهی برای برگشت به دادگاه صادرکننده حکم قبلی محسوب می‌شود؛ با این هدف که دادگاه از رأی قطعی سابق خود بازگردد، چرا که شاکی مدعی است صدور آن رأی از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمی‌دهد که چنین حکمی باقی بماند.
تفاوت تکلیف و مسئولیت

تفاوت تکلیف و مسئولیت

یکی از اصطلاحات قرآنی، تکلیف است. تکلیف به معنای دیگری را به رنج و مشقت انداختن و به کارگیری کسی در کاری که مشقت و رنج به همراه دارد.
انواع وصیت نامه

انواع وصیت نامه

وصیت نامه سندی است قانونی که به موجب آن موصی فرد یا افرادی را مسئول اموال یا دارایی‌های خویش پس از مرگ می‌کند.
مال من، یا مال خدا

مال من، یا مال خدا

یکی از شبهات این است: اگر خدا می خواست خودش می داد؟ پس من چرا به کسی بدهم که خدا نخواسته است به او بدهد؟
اغواگری شیطان و آثار آن

اغواگری شیطان و آثار آن

نویسنده در مطلب حاضر روش‌های تماس شیطان و اغواگری‌های او و آثار این تماس را تشریح و راه‌های رهایی از وسوسه‌های این دشمن قسم‌خورده را بیان کرده است.
Powered by TayaCMS