دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه تناسخیه

No image
فرقه تناسخیه

نویسنده : حبيب عباسي

كلمات كليدي : فرق، تناسخ ، مانوية ، بيانية ، ثنوية ، جناحيه ، خطابيه

تناسخ در لغت از ریشه نسخ گرفته شده است که راغب اصفهانی در تعریف نسخ می گوید: نسخ یعنی از بین بردن چیزی به وسیله چیزی که در پی آن چیز اول در می آید چونان که خورشید سایه و سایه نور خورشید را و پیری جوانی را از بین می برد.[1]

تناسخ عبارت از اعتقاد به این است که روح به مجرد جدا شدن از بدن انسان به بدن انسان دیگر « نسخ » می شود و به بدن حیواناتی مانند چهارپایان و درندگان «مسخ»، و به بدن حیوانات پست تر و گزندگان «فسخ» و به نباتات و گیاهان و جمادات « رسخ » می گردد. گویند که در تمام مراتب چهارگانه مزبور روح آدمی حس برتری جویی و توبه از گناهان را فراموش نمی کند چنان که می تواند از پست ترین مقام حیوانی بر اثر تزکیه نفس به بالاترین مقام انسانی عروج نماید.[2]

قائلین به تناسخ قبل از اسلام

شهرستانی در این باره می گوید :

«ما من ملة من الملل وإلا و للتناسخ فیها قدم راسخ وإنما تختلف طرقهم فی تقریر ذلک.[3]»

هیچ ملتی از ملتها نیست مگر این که تناسخ در آن ریشه قوی دارد و همانا اختلاف آنها در نحوه بیان آن است.

که این کلام شهرستانی دلالت بر وجود تناسخ ،که به عنوان جزئی از اعتقادات بسیاری از ادیان و اقوام اولیه بوده است.

اعتقاد به تناسخ در آیین هندو

اعتقاد به تناسخ از دیر باز در آیین هندو وجود داشته و در حال حاضر به شکل پیشرفته ای در آیین هندو وجود دارد که از آن به سَمسَاره تعبیر می شود چنانچه سیمُن ویتمن در کتاب آیین هندو در توضیح سمساره می نویسد :

سمساره چرخه مداوم تولدهای مکرر است که نفس آدمی تا زمانی که به نجات در بَرَهمن دست نیافته در آن گرفتار خواهد ماند. اوضاع و احوال هر کس در هر تولد به واسطه اعمال او در زندگی پیشین معین می گردد. [4]

تناسخ ارواح در آیین بودا

فلسفه این عقیده در آیین بودا بر این اساس است که تکرار بازگشت این ارواح به بدنهای دیگر عقوبت و تادیب آن روح است و شیوه رهایی از این تکرار نفی و چشم پوشی از همه لذتهای دنیوی است تا انسان به مقام نیرو رسیده و از چرخه خارج شود و به مقام فنا دست بیابد.[5]

تناسخ ارواح در سمنیة

سمنیه معتقد به قدم عالم بودند و همچنین استدلال و نظریه پردازی را باطل می دانستند و گروهی از آنان قائل به تناسخ ارواح در شکلهای مختلف بودند و انتقال روح انسان به سگ و بالعکس را جایز می دانستند.[6]

تناسخ ارواح در ثنویه

همچنین فرقه تناسخیه از ثنویها، که ثنویها معتقد به دو قدیم یکی نور و دیگری ظلمت بودند[7] و این فرقه تناسخیه معتقد به تناسخ ارواح در جسدهای مختلف و انتقال ارواح از شخصی به شخص دیگر بودند و در این صورت انسان همیشه یادر حال عمل کردن است و یا در حال دیدن جزای اعمال گذشته و بهشت و جهنم در همین بدن است و بالاترین درجه درجه نبوت و پایین ترین درجه درکة حیة(به معنای مار) است .[8]

اعتقاد به تناسخ در مانویها

همچنین مانویها قائل به تناسخ می باشند؛ چرا که مانی بن ماش رهبر این گروه در برخی از کتبش نوشته است که ارواحی که از بدنها خارج می شوند دو دسته هستند ارواح صدیقین و ارواح گمراه پس ارواح صدیقین به محض خروج از اجسامشان به سمت نوری که در فلک است می روند و در آن عالم در شادی جاودان باقی می مانند و ارواح اهل گمراهی زمانی که از اجسام خارج می شوند و می خواهند که به سمت نور بروند به پایین برگردانده می شوند پس در اجسام حیوانات تناسخ پیدا می کنند تا از آلودگیها پاک شوند سپس به نور عالی ملحق می شوند .[9]

همچنین بعضی از یهود قائل به تناسخ هستند و معتقدند که در کتاب دانیال وارد شده است که خدا بخت النص را در هفت چهره از حیوانات وحشی مسخ کرد و در هر یک از این اشکال او را عذاب کرد و بعد به شکل شخصی موحد او را زنده گردانید.[10]

برخی نیز ذکر کرده اند که سقراط و افلاطون و فلاسفه پیرو اینها، معتقد به تناسخ ارواح هستند. [11]

قائلین به تناسخ بعد از اسلام

اما قائلین به تناسخ در فرق اسلامی اقسامی دارد که به آنها اشاره می شود.

تناسخ در فرق منتسب به شیعه که معتقد هستند ارواح از جسمی به جسم دیگر منتقل می شوند و انتقال به بدنهای انسانی مخصوص مومنین است و گاهی به چهار پایان منتقل می شوند تا پاکیزه گردند. و مشرکین و کفار به بدن حیوانات وحشی از فیل گرفته تا شتر منتقل می شوند و آیه شریفه:

«اِِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِنَا وَاسْتَکْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ[12]»

«آنها که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند درهای آسمان برویشان گشوده نمی شود (هیچگاه) داخل بهشت نمی شوند مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن خیاطی بگذرد ! اینچنین گناهکاران را جزا می دهیم.»

این آیه را تاویل کرده اند به اینکه ما می دانیم که جمل نمی تواند از نوک سوزن رد شود و خدا هم که دروغ نمی گوید بنابر این اگر قرار است خدا آنها را به بهشت ببرد و از سر سوزن رد کند؛ باید آن قدر در تناسخ کوچک شود تا تبدیل به یک پشه کوچک شود و از سر سوزن رد شود.[13]

برخی از مهمترین این فرق عبارتند از :

1- سبئیه : اولین گروهی از شیعیان که قائل به تناسخ شدند؛ سبئیه پیروان عبدالله بن سبا بود که معتقد بودند روح خدا در علی علیه السلام دمیده شده است بنابر این او خدا شده است.

2- بیانیة : معتقد شدند که روح خدا در انبیا و سپس در ائمه علیهم السلام و سپس در بیان بن سمعان می گردد.

3- جناحیة :همان اعتقاد بیانیه را در مورد عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر پیدا کردند.

4- خطابیة : همین اعتقاد را درباره ابی الخطاب پیدا کردند.

اما گروهی از قدریه که قائل به تناسخ شدند به شرح زیر می باشد :

1- خابطیّه : پیروان احمد بن خابط معتزلی (متوفی 232ه) که شاگرد نظام یکی از بزرگترین رهبران معتزله بوده است.

2- احمد بن ایوب بن بانوش : وی شاگرد احمد بن خابط و معتقد به تناسخ بوده است اما بعدهابا استاد خود در کیفیة تناسخ اختلاف کرده است.

3- احمد بن محمد القحطی

4- عبدالکریم بن ابی العوجاء که از جعل کنندگان حدیث و از قائلین به تناسخ بوده است.[14]

برخورد ائمه با تناسخ

ائمه علیهم السلام نسبت به قائلین به تناسخ برخورد تندی داشتند و علت آن نیز در روایات بسیاری بیان شده است چنانکه امام رضا علیه السلام در پاسخ به مامون درباره قائلین تناسخ می فرماید:

«فقال الرضا علیه السلام : من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم مکذب بالجنة والنار...[15]»

امام صادق (ع) نیز در حدیث مفصلی به نقل و نقد عقائد قائلین به تناسخ پرداخته است که به دلیل اهمیت آن همه روایت را ذکر می کنیم :

قائلان به تناسخ راه روشن دین را پشت سر انداختند و گمراهیها را برای خودشان زینت دادند و خود را در وادی شهوات رها ساختند . آنها گمان می کنند که آسمان خالی است و چیزی از آنچه که گفته می شود در آن است ، وجود ندارد و گمان می دارند که تدبیر کننده این جهان شکلی همانند مخلوقها دارد با این احتجاج که خداوند آدم را بر شکل خود آفرید. آنان معتقدند که بهشت و آتش و برانگیختن وجود ندارد. قیامت نزد آنها عبارت است از خروج روح از قالب خود و دخول در قالب دیگر، که اگر در قالب اول نیکوکار بود به قالبی بهتر و اگر بدکار یا غیر عارف بود به قالب بعضی حیوانات زحمتکش یا حشرات بدشکل در خواهد آمد . آنها معتقدند که نماز و روزه بر آنها واجب نیست و هیچ عبادتی را برتر از شناخت و معرفت کسی که معرفتش بر آنها واجب است (یعنی رهبرانشان) نمی دانند. همه شهوات دنیا از قبیل همه زنان را بر خود حلال می شمرند و ازدواج با خواهر، دختر ، خاله و زنان شوهر دار را برای خود جایز می دانند. همچنین مردار، شراب و خون را حلال می دانند همه گروهها گفته های آنان را زشت شمردند و همه امتها آنها را لعنت کردند. وقتی که از آنان دلیل خواسته می شود به بیراهه می روند. تورات گفته های آنان را تکذیب می کند و قرآن آنان را لعنت می کند . با این حال آنان گمان دارند که خدایشان از قالبی به قالب دیگر منتقل می شود .

اعتقاد دارند که ارواح ازلی همانها هستند که در آدم علیه السلام بودند و سپس به دیگران تا امروز از بدنی به بدن دیگر منتقل شدند در حالی که اگر خالق به صورت مخلوق در آید پس چگونه استدلال می شود که یکی از آنها خالق و دیگری مخلوق است ....

(آنها با این اعتقادی که دارند) نباید گوشت هیچ حیوانی را بخورند چرا که حیوانات نزد آنها ، همان فرزندان آدم (ع) هستند که (به واسطه معصیت در بدن قبلی) به شکل حیوان تبدیل شده اند ...[16]

آیات در رد تناسخ

آیات زیادی در رد تناسخ وجود دارد که ما به برخی از آنان اشاره می کنیم:

1- آیه 28 سوره بقره:

«کََیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»

«چگونه به خدا ایمان نمی آورید با این که شما مرده و بی جان بودید و خداوند شما را زنده کرد ، پش شما را می میراند و بعد زنده می کند و سپس به سوی او باز می گردید.»

در این آیه شریفه خدای عزوجل می فرماید که شما را یک بار می میراند و یک بار دیگر زنده می کند در حالیکه طبق عقیده تناسخیه بارها انسان می میرد و دوباره زنده می شود.

2- آیه 99 و 100 سوره مومنون:

«حََتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»

وقتی که مرگ یکی از آنها فرا رسد گویند: خداوندا بار دیگر مرا به این جهان بازگردان تا اعمال نیک به جا آورم و گذشته را جبران کنم (در پاسخ به او گفته می شود) نه، هرگز (راه برگشت نیست). این (فقط) سخنی است که او می گوید.

که در این آیه صریحا بازگشت مجدد به این دنیا و زندگی دیگری در این دنیا نفی شده است.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
Powered by TayaCMS