13 مهر 1394, 13:51
سیّد حسین، در جمیع مراتب بر جمیع عالمان معاصرش مقدّم و صاحب کراماتى بود. وى زبانى گویا و قلبى قوى داشت. زمانى که شاه اسماعیل دوم به مذهب اهل تسنّن مى گراید، تعصّب شدیدى نسبت به عالمان شیعه نشان مى دهدامّا سیّد حسین به شدّت با سلطان به مخاصمه برمى خیزد و او را از اذیت شیعیان و عالمان بازمى دارد. یک بار، سلطان اسماعیل به سیّد حسین دستورى مى دهد، ولى سیّد مى گوید:
«من فرمانبر تو نیستم و تو مى توانى دستور قتل مرا صادر کنى امّا در این صورت، مردم خواهند گفت که یزید دوم، حسین دوم را کشت و آن گاه تو را لعن خواهند کردهمان گونه که یزید اوّل را لعن مى کنند.».
به هر حال، سلطانِ مذکور دستور داد، تا سیّد را در حمامى داغ حبس کنندتا بدین طریق او را به قتل رسانند، امّا هنگامى که پس از مدّتى حبس، حمام را باز کردند، دیدند که او در کمال صحت از حمام خارج شد.
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان