دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب معیشت وهمنشینی

برای آنکه زندگانی خوب و معاشرتی نیکو داشته باشی ، با دوست و دشمن ، با چهره ای گشاده و بدون ذلت و وحشت برخورد نما. در برخورد با آنان ، وقار غیر متکبرانه و تواضع غیر ذلیلانه داشته باش.
آداب معیشت وهمنشینی
آداب معیشت وهمنشینی

برای آنکه زندگانی خوب و معاشرتی نیکو داشته باشی ، با دوست و دشمن ، با چهره ای گشاده و بدون ذلت و وحشت برخورد نما. در برخورد با آنان ، وقار غیر متکبرانه و تواضع غیر ذلیلانه داشته باش. در تمام امور ، «میانه روی» را در نظر بگیر زیرا که «افراط » و «تفریط » مذموم می‌باشند. به هنگام نشست و برخاست ،‌از سر تکبر با گوشه چشم به اطراف منگر و نگاه خوار کننده منما. و بدون اجازه در جمع افراد وارد نشو. و به هنگام نشستن ،‌درست نشسته ،‌خیزدار منشین و انگشتان دستها را در هم فرو مبر و نیز از بازی کردن با ریش و انگشترت،‌و خلال کردن دندانها ، انگشت در بینی کردن،زیاد آب دهان و خلط انداختن ،مگس را از صورت راندن، و متبخترانه راه رفتن، و درمقابل مردم و درنماز و غیر آن ، زیاد خمیازه و دهان دره کشیدن، خودداری نما.

و شایسته است که در نشستن خود آرام باشی، و در سخن خویش منظم و مرتب بوده و به سخنان نیک دیگران گوش فرا دهی . از صحبت آنان ابراز تعجب و شگفتی منما و تقاضای تکرار در سخنشان مکن . و از داخل شدن در مسائل خنده آور و گفتن حکایات ، و از پرداختن به تعریف و ثنای بسیار از فرزندت ، همسرت ، شعرت ، نوشته و کتابت ، و سایر چیزهایی که مربوط به توست ، خود داری کن.

چون زنان ، خود را آرایش نکن، و چون بندگان سبکسری منما.از زیاد سرمه کشیدن و روغن به سر مالیدن پرهیز کن. در تقاضا کردن پا فشاری مکن و کسی را بر ستمگری تشویق منما. با خانواده و فرزندانت ، مقدار در آمدتت را مطرح مکن زیرا که اگر ناچیز باشد ، در نزد آنان سبک می شوی و اگر زیاد بود ،‌و آنها از زیادی آن با خبر شدند هرگز نمی توانی آنها را راضی کنی. و با آنها به نحوی جدی برخورد کن بدون اینکه بر آنها سخت بگیری . و با ایشان به نرمی رفتار کن ،‌بدون اینکه ضعف نشان دهی و با خدمتکار و غلام و کنیزانت شوخی نکن که وقارت از بین می‌رود و آن زمان که با کسی دعوایت می شود ، وقارت را نگهدار و خود را از گفتن سخنان جاهلانه محفوظ بدار . و از عجله پرهیز کن، و در دلائلی که می آوری دقت کن ،‌و از زیاد اشاره کردن با دست خودداری نما. و از توجه و تجسس بر احوال کسی که در پشتت قرار دارد ،‌خودداری کن.

بر زمین ، بر روی رانت متمایل منشین ،‌و چون خشمت فرو نشست ، سخن بگو. و اگر پادشاهی تو را به خود نزدیک نمود،‌تا آنجا به او نزدیک شو که تیزی سر نیزه اش تو را نیازارد! و اگر او بر تو انس گرفت ، از غضب و قهر او در امان نباش و به او همچون رفتار با کودکان ، به نرمی رفتار کن . و با او به شیوه ای که می پسندد سخن بگو ، و چون او به تو لطف و مهربانی نمود، مبادا خود را همچون خانواده و فرزندان و سربازان او به شمار آوری ،‌هرچند که شایسته آن باشی . زیرا که پادشاه ،‌لغزش کسی که در دربارش باشد را نمی بخشد و از خطایش نمی گذرد.

از دوست زمان سلامتی و خوشیت بر حذر باش ، که دشمن ترین دشمنهای توست. و مالت را گرامی تر از آبرویت ندان. و چون به مجلسی داخل شدی ، ادب اقتضا می کند که تو ابتداء به سلام نمائی و از پس زدن کسی که جلوتر از تو نشسته است خودداری نمائی . و هر جا که امکان داری و به تواضع نزدیکتر است بنشینی . و برای نشستن از میان مردم عبور نکن و به هنگام نشستن به افراد مجاورت سلام کن و به سر راه منشین و اگر نشستی ، ادب داشته باش.

و چشمت را از حرام ببند و یاری گر مظلوم ، فریاد رس سوخته دل ، کمک کار ضعیف باش. و چشمت را از حرام ببند و یاری گر مظلوم ، فریاد رس سوخته دل ، کمک کار ضعیفان باش . و گمراهان را راهنمائی نموده، و به سلام دیگران پاسخ ده . و از فقیران دستگیری کن ،‌و امر به معروف و نهی از منکر کن، و از آب دهان انداختن و جستجوی محلی برای این کار پرهیز کن . و اگر ناچار شدی در جهت قبله و از سمت راست ، آب دهان نیانداخته ،‌در سمت چپ و زیر قدم چپ بینداز.

با پادشاهان هم نشینی مکن، و اگر این کار کردی ،‌در نزد آنان مراقب باش که غیبت و دروغ نگویی و سر نگهدار باشی و حاجت نخواهی . و با الفاظ و کلمات نیک سخن بگوییِ، و با اخلاق ملوک با آنها برخورد کنی. ولی کم بخندی و کم شوخی کنی ، و از آنها برحذر باشی و اگر بین تو و آنها دوستی پدید آمد، در حضور آنان باد گلو بیرون ندهی ،‌و بین دندانهایت را پاک نکنی و بدان که پادشاهان هر چیزی ، جز افشاء راز، و بدگویی از حکمت و تعرض به حرمتشان را تحمل می کنند.

و با هر کس ازمردم همنشین مباش ، و اگر زمانی همنشین شدی ، ادب داشته باش و از تعمق و توجه به سخنشان خود داری کرده . از استماع سخنان باطل و اراجیف آنها خود داری کن و به الفاظ نادرست آنها بی توجهی نما و در هر صورت سعی کن که با آنها کمتر برخورد نمایی ، مگر اینکه کاری با ایشان داشته باشی.

و از شوخی با هرکس چه عاقل و چه سفیه ، خودداری کن، زیرا که عاقل کینه تو را به دل می گیرد و سفیه بر تو جری می شود و شوخی هیبت تو را از بین می برد ، و آبرو را می ریزد و کینه به دنبال خود می آورد و شیرینی دوستی را نابود می کند و حشمت فقیه را از بین برده ،‌جاهل را پر رو می کند ،‌منزلت انسان را در نزد دانایان ساقط می کند و افراد با تقوا را به دشمنی با انسان می دارد و قلب را می میراند،‌ وانسان را از پروردگار دور می سازد ، و به غفلت می اندازد ، و برای انسان خواری می آورد، و ضمیر آدمی را تیر ه می سازد،‌و قلب را می میراند ،‌و عیوب انسان را زیاد گردانده ،‌گناهان را آشکار می کند.

بطوری که برخی گفته اند که : «شوخی کردن یا از سر سبک مغزی است و یا به جهت بی بند و باری ». و کسی که در مجلسی شوخی نمود ، شایسته است که به هنگام برخاستن از آن مجلس ، خدای متعال را بیاد آورد.

«پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله » در این باره فرمودند:

«کسیکه در مجلسی نشست و در آن زیاد سخن گفت ، قبل از آنکه از آن مجلس بپا خیزد، بگوید «پروردگارا منزهی و به ستایشت مشغولم ، شهادت می دهم که معبودی جز تو نیست و به سوی تو استغفار می کنم و توبه می نمایم.» تا آنکه گناهان پر گویی او در آن مجلس بخشوده گردد.[1]»

    منبع: بنیادهای اخلاق اسلامی ، علامه سید عبدالله شبر،چاپ دوم سال 1369،‌ناشر/بنیاد فرهنگی امام المهدی (عج) صفحه219
    پی نوشت:
  • [1] . نقل در کتاب «فی عمل الیوم و اللیله»، اثر ابن السنّی ، صفحه 120

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

این کتاب به بیان بایسته های اخلاقی و معنوی, شرایط موفقیت در تبلیغ دینی و ویژگی های عملی و اخلاقی مبلغان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS