دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آفتی به نام چشم و هم‌چشمی

No image
آفتی به نام چشم و هم‌چشمی

رقابت ناسالم مالي ناشي از چشم و هم چشمي در بين افراد بدون در نظر گرفتن شرايط مالي خانواده انزواي فردي را به دنبال دارد و يکي از عوامل مهم در طلاق زوج‌هاست که در گام اول با طلاق عاطفي شکل مي‌گيرد و اين در حالي است که فرزندان و در واقع نسل آينده جامعه از اين رفتار ناهنجار قربانيان اصلي اين رفتار هستند. منشأ چشم و هم چشمي را مي‌بايست در برخي از غرايز طبيعي و فطري بشر جست. اگرچه شخصي كه گرفتار بيماري چشم و هم چشمي مي‌شود و اين نابهنجاري را در خود رشد و تقويت مي‌كند به كژي و بيراهه مي‌رود. در انسان‌ها غريزه الگوپذيري وجود دارد. همين غريزه است كه آدمي را براي رشد و تعالي و تكامل و جامعه پذيري آماده مي‌كند. كودكان با تقليد، واژگان را مي‌آموزند و با تقليد از رفتار بزرگ ترها خود را با محيط اجتماعي هماهنگ مي‌كنند و با بهره‌گيري از آن دانش‌هاي نظري و تجربي منتقل مي‌شود و تكامل و رشد فردي و اجتماعي در جوامع انساني روز به روز فزوني مي‌يابد. اما كساني كه دچار نابهنجاري رفتاري چشم و هم چشمي مي‌شوند از اين مسأله (الگوپذيري و تقليدكردن فطري بشري) به درستي بهره نمی‌گيرند و آن را در جايي نادرست هزينه و خرج مي‌كنند. همانند اين مسأله را قرآن درباره تقليد از باورهاي نادرست و آيين‌ها و اعمال و مناسك خرافي مطرح مي‌سازد و آن را به عنوان تقليد غيرمجاز و ناروا مورد سرزنش قرار مي‌دهد. بنابراين مي‌بايست به كساني كه گرفتار چشم و هم چشمي هستند آموخت به جاي آن كه در اين حوزه‌ها از ديگري تقليد كنند، در اموري تقليد كنند كه براي آنان مفيد و سازنده است. عاملي كه قرآن براي چشم و هم‌چشمي برمي شمارد، تكبر است. تكبر خصوصيت ضداخلاقي است كه در همگان به گونه‌اي وجود دارد. اين خصوصيت كه از آن به رذيلت اخلاقي ياد مي‌شود موجب مي‌شود تا شخص خود را برتر از ديگري بيابد. از اين رو مي‌كوشد تا به هر شكلي شده برتري خويش را نشان دهد و خود را فراتر و بزرگ‌تر و برتر از ديگري بنماياند. اين گونه است كه چيزهايي كه در خود مي‌يابد به رخ ديگري مي‌كشد و در اموري كه احساس مي‌كند كه از برتري برخوردار نيست تظاهر به دارايي آن مي‌نمايد. از اين رو مسأله چشم و هم چشمي به عنوان تظاهر براي برتري جويي مطرح مي‌شود و شخص مي‌كوشد تا با تظاهر برتري خود را نشان دهد.

رهايی از چشم و هم چشمی

بررسي کنيد چه عواملي باعث مي‌شود به عملکرد ديگران واکنش نشان دهيد. نارضايتي شغلي، خودکم‌بيني، مشکلات زندگي شخصي، کودکي سخت.

بررسي کنيد کدام جنبه از زندگي ديگران مورد توجه‌تان قرار گرفته است. اگرچه بيشتر مواقع پول است، اما گاهي اوقات جنبه‌هاي ديگري نيز به ميان مي‌آيد که مي‌تواند برخي از افراد را حساس کند. مواردي چون ازدواج خوب، کودکان فوق العاده و شغل تأثيرگذار. گاهي، ديدن مواردي که فرد مايل به داشتن آنهاست چنان روي او اثر مي‌گذارد که سعي مي‌کند زندگی‌اش را بر مبناي استاندارد فردي که آن موارد را دارد، قرار دهد و به طور کلي بخواهد به جاي او باشد. براي اين که خود را از اين احساس رها کنيد اين جنبه‌ها را به بخش‌هاي کوچک‌تر واقعي تبديل کرده و بررسي کنيد. مثلاً اگر فکر مي‌کنيد آن فرد خاص ازدواج بسيار موفقي دارد با خود بينديشيد که ممکن است آنها زندگي عالي و خوبي داشته باشند، اما آنچه جلوي ديد شماست چيزي نيست که هميشگي باشد.

ميزان چشم و هم‌چشمي‌تان را بسنجيد. اندکي حسادت نسبت به ديگران مي‌تواند انگيزه خوبي براي فرد باشد به طوري که همچون آتشي مسير راهش را روشن مي‌کند. مسيري که ممکن است حرفه اي راکد يا ارتباطي کسل کننده در زندگي فرد را به سوي رشد تغيير دهد، اما اگر مدام در فکر اين باشيد که ديگري چه کرده و چه مي‌خواهد انجام دهد تا شما نيز به دنبال آن کار برويد، دچار وسواس فکري مخربي شده ايد که بايد به آن پايان دهيد.

روي اهداف و موفقيت‌هاي شخصي خودتان متمرکز شويد. به اهداف، اميدها و رؤياهايتان بينديشيد. فرصت‌هايي که اصلاً نمي توانيد با چشم و هم‌چشمي به دست آوريد.

کارهايي انجام دهيد که توجه بسيار زياد شما را مي‌طلبد. اين کارها مي‌تواند کمک‌هاي داوطلبانه در اجتماع يا فقط نوشتن خاطرات، وقت گذراندن با کودکتان و... باشد. اين روش مي‌تواند خلاقيت تان را بالا برده و کاري کند که لذت واقعي در زندگي را درک کنيد.

رفتار تشويق‌آميز

اغلب يا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غريزه‌ «حب نفس»، دوست دارند كه مورد توجه و عنايت قرار بگيرند. توجه به اين نياز، در حدى كه به افراط كشيده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملى در جهت تغيير رفتار يا ايجاد «انگيزه‌ عمل» در انسان‌هاست. وقتى كسى را مورد تشويق قرار مى‌دهيم و به خاطر داشتن صفتى يا انجام كارى مى‌ستاييم، در واقع حس «خوددوستى» او را ارضا كرده‌ايم. اين هم، جاذبه و محبت مى‌آفريند، هم، نيت و انگيزه پديد مى‌آورد يا تقويت مى‌كند. همچنان كه از لفظ تشويق نيز برمى‌آيد، به معناى «بر سر شوق آوردن» و «راغب ساختن» در ماهيت تشويق نهفته است. اين كار، نيازمند شناخت ما از روحيات و خصلت‌هاى روانى اشخاص به معناى عام، و از ويژگي‌هاى روحى فرد مورد تشويق به طور خاص است. در تشويق، بايد از لفظ، شيوه و برخوردى استفاده كرد كه در درون شخص، شوق و نيت و علاقه ايجاد كند و اين محرك درونى، او را به تلاش بيرونى وادار كند، نه اينكه صرفاً يك «تحريك بيرونى» باشد. بعضى خصلت «تشويق ديگران» را ندارند و به دليل خودخواهى، غرور، حسد يا هر عامل ديگر، هرگز زبان به ستايش و تمجيد از خوبي‌هاى ديگران نمى‌گشايند و گفتن يك كلمه‌ تشويق‌آميز، برايشان بسيار سنگين است، هر چند خودشان پيوسته دوستدار آنند كه مورد تشويق ديگران قرار بگيرند. برخى هم به گونه‌اى تربيت شده‌اند كه به راحتى زبان به تعريف از ديگران و خوبي‌هايشان مى‌گشايند و نه‌تنها تشويق خوبان برايشان سنگين نيست، بلكه از اين كار، لذت هم مى‌برند. و... چقدر تفاوت ميان اين دو گونه افراد است! داشتن زبان و لحن تشويق‌آميز، موهبتى خدايى است. نشان كمال روحى و همت بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسان‌هاست. تشويق، در نيكان و نيكوكاران، زمينه‌ى بيشتر براى «عمل صالح» پديد مى‌آورد و نسبت به بدان و بدي‌ها، اثر غيرمستقيم بازدارندگى دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS