دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش علم و عالم

No image
ارزش علم و عالم

ارزش علم و عالم

محمد مؤمن مشهدی - «عَلَّمَ اْلِانْسانَ مالَمْ یَعْلَمْ» (علق، 5) یاد داده است [خداوند] به انسان چیزی را که نمی دانست و منتقل کرد انسان را از ظلمت جهل به نور علم. مخفی نیست که در این کلامْ اشارت است بر شرافت علم و بر بودن او اشرف چیزها. چه خدای تعالی در اول این سوره، بیان فرموده خلق کردن انسان را از عَلَقه که خسیس‌ترین [و پست ترین] اشیا است و آخرِ حال او را گردانیدن ِ اوست عالمْ که بزرگ ترین مراتب است. یعنی انسان ذلیل بود او را عزیز گردانیدیم به علم؛ پس اگر غیر علمْ اشرف می‌بود، ذکر آن اَولی بود.


شریف ترین اهل بهشت

حضرت رسالت صلی الله علیه و آله فرموده‌اند که: آیا دلالت کنم شما را بر شریف‌ترین اهل بهشت؟ گفتند: بلی یا رسول الله! فرمود: آنْ علمای امّت من اند. و نیز آن حضرت فرموده که: یک نظر کردن بر عالِمْ بهتر است نزد من از عبادت یک سال که روز صائم باشند و شبْ قائم.

و نیز آن حضرت فرموده که: خواب کردن با علم بهتر است از نماز کردن با جهل. و روایت دیگر این که فرمود: ساعتی از عالِم که تکیه کرده باشد بر فراش خود و نظر می‌کرده باشد در علم خود، بهتر است از عبادت هفتاد ساله جاهل.

علم آموزی

روزی ابوذر غفاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: یا رسول‌الله! تشییع جنازه عابد بهتر است در نزد تو یا مجلس علم؟ پس آن حضرت فرمود: ای اباذر! نشستن ساعتی نزد مذاکره علم بهتر است پیش خدای تعالی از تشییع هزار جنازه از جنازه‌های شهدا، و نشستن ساعتی نزد مذاکره علم بهتر است نزد خدای تعالی از به روز آوردن هزار شب که در هر شب هزار رکعت نماز می‌کرده است. ای اباذر! بر تو باد که مذاکره علم کنی؟ چه به علمْ می‌دانید شما حلال را از حرام. و کسی که از خانه خود بیرون آید تا مسئله‌ای از علم حاصل نماید، کتابت می‌کند خدای تعالی از برای او به هر قدم که برداشته ثواب پیامبری از انبیا و اعطا می‌کند به او جایگاه و بنایی در بهشت. و طلب کننده علم را خدای تعالی دوست می‌دارد و ملائکه او را دوست می‌دارند و پیغمبران او را دوست می‌دارند؛ و دوست نمی دارد علم را مگر نیکبخت، و خوشا حال طلب کننده علم در روز قیامت . ای‌اباذر نشستن ساعتی نزد مذاکره علم بهتر است مر تو را از عبادت کردن یک سال که روز صائم باشی و شب قائم. و طلب کننده علم، دوستِ خدای تعالی است و کسی که خدای تعالی او را دوست دارد، بهشت او را واجب می‌شود. روایت است که حضرت رسالت‌‌صلی‌الله علیه و آله خطبه‌ای خواندند و فرمودند: ای خلایق! به درستی که در روز قیامت، هول‌ها و خواری‌ها و دشواری‌ها و پشیمانی‌ها خواهد بود تا آنکه غرق می‌شود مرد در عَرق خود تا به نرمی گوش. پس گفتند: یا رسول الله! به چه طریق نجاتْ توان یافت از این؟آن حضرت فرمود: بسایید زانوهای خود را پیش علما تا نجات یابید از این امور و از هول‌ها و خواری‌ها و دشواری‌ها و پشیمانی ها. پس به درستی که من افتخار می‌کنم در روز قیامت به علمای امت خویش. پس می‌گویم من که: علمای امت من چون انبیااند که پیش از من بوده‌اند. آگاه باشید که تکذیب نکنید شما عالمی را و ردّ مکنید شما بر او و دشمن مگیرید او را و دوست دارید او را، چه دوستی ایشانْ اخلاص است و دشمنی ایشانْ نفاق است. آگاه باشید که کسی که اهانت کرده باشد عالمی را پس به تحقیق که مرا اهانت کرده و کسی که مرا اهانت کرده، خدای را اهانت کرده و کسی که خدای را اهانت کرده، بازگشت او در آتش است. آگاه باشید که کسی که گرامی دارد عالمی را پس به تحقیقْ مرا گرامی داشته و هر که مرا گرامی داشته خدای تعالی را گرامی داشته و کسی که خدای را گرامی داشته، بازگشت او بهشت است. آگاه باشید به درستی که خدای تعالی غضب می‌کند به غضب عالم، چنان که غضب می‌کند امیر مسلّط بر کسی که گناهی کرده. آگاه باشید پس غنیمت دانید دعای عالم را؛ به درستی که خدای تعالی اجابت می‌کند دعای عالم را در حق هر کس که دعا کند، و کسی که یک نماز در پسِ عالم بکند پس گویا که در پسِ من و در پسِ ابراهیم خلیل علیه السلام نماز کرده. آگاه باشید پس اقتدا کنید به علما و اخذ کنید از ایشان آنچه نکوست و بگذارید از ایشان آنچه بد است.آگاه باشید به درستی که خدای تعالی می‌آمرزد مر عالم را در روز قیامتْ هفتصد گناه که نیامرزد جاهل را یک گناه. آگاه باشید پس غنیمت دارید مجالس علما را، چه مجالس ایشان روضه‌ای است از ریاض بهشت. نازل می‌شود بر ایشانْ رحمت و مغفرت چنان که باران از آسمان. می‌نشینند خلایق نزد ایشان گنهکار و برمی خیزند آمرزیده و ملائکه از برای ایشان طلب مغفرت می‌کنند مادامی که نشسته اند ایشان نزد علما، و خدای تعالی نظر می‌کند به ایشان پس می‌آمرزد عالم و متعلّم و مستمع و مُحبِّ ایشان را.

شقی ترین مردم

و حضرت عیسی علیه السلام فرموده: شقی ترین مردم آن کس است که مشهور باشد نزد مردم به علم و مجهول باشد به عَمَل. و نیز از آن حضرت منقول است که فرموده: دیدم سنگی را که بر او مکتوب بود که مرا بگردان. پس او را گردانیدم. پس بر باطن او نوشته بود: کسی که عمل نکند به آنچه می‌داند، نامبارک است بر او طلبِ چیزی که نمی داند و مردود است بر او آنچه می‌داند. و خدای تعالی به داود علیه السلام امر کرد که سست‌ترین چیزی که من می‌کنم بر بنده‌ای که به علم خود عمل نکرده باشد از هفتاد عقوبت باطنیه آن است که بیرون می‌برم از دل او حلاوت ذکر خود را. عطار گوید:

کسی کو را چراغ دانشی نیست

یقین دانم که در آسایشی نیست

تو را با علم دین کاری بباید

به قدر علم کرداری بباید

تو را در علم دین یک ذرّه کردار

بسی زان بِه که علم دین به خروار

کسی کو داند و کارش نبندد

َرو بِگری که او بر خویش خندد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS