دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از سرزنش ديگران محزون نشو

No image
از سرزنش ديگران محزون نشو

زهرا اجلال

سرزنش، به معني شماتت و عيب‌جويي و عيب‌يابي است، بدين منظور كه عيب ديگري را به رخ او بكشيم و او را بر اين عيب يا نقص، رسوا و بي‌مقدار کنیم. در حالي كه ممكن است اين صفت در خودمان هم باشد ولي از آن غافل باشیم. رسولُ‌الله(ص) فرمود: هر كس برادر خود را براى گناهى كه از آن توبه كرده است سرزنش كند، نميرد تا خود آن گناه را مرتكب شود [محمدي ري ‌شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، 420]. اگر خدايي نكرده، چنين كاري كرده‌ايم و باعث دلخوري و رنجش فردي ديگر شده‌ايم، بايد او را راضي نموده و از دلش بيرون كنيم. همچنين سعي كنيم كه بيشتر به عيوب خودمان بپردازيم تا عيوب ديگران. در روايت [حراني، محمد بن حسن بن شعبه، تحف العقول، ص 366] آمده است كه سودمندترين چيزها براى آدمى توجّه به عيوب خود پيش از پرداختن به عيوب مردم است‌.

چاقویی دو لبه

سرزنش را مي‌توان به چاقوي دو لبه‌‌اي تشبيه كرد كه هم داراي جنبه‌هاي مثبت است و هم داراي اثرات منفي؛ از اين ‌‌رو ضروري است در مرحله نخست، سرزنش‌هاي سازنده و بجا از سرزنش ‎هاي ويران‌گر و نابجا شناخته شده و متمايز شود تا راه‌ استفاده‌ صحيح از اين ابزار مشخص شود. در سيره و روش معصومين (ع) بيش از آنكه اشخاص مورد سرزنش قرار گيرند، صفت‌‌‌ها و شيوه‌هاي نادرستي كه در شخص يا جامعه مرسوم و شايع مي‌شد، مورد ملامت و سرزنش قرار مي‌گرفت. براي همين در سخنان و كلمات معصومين (ع) بسيار مشاهده مي‌شود كه روش‌ها و رفتارهاي ناپسند بدون در نظر گرفتن اينكه چه كسي آن را انجام مي‌دهد، مورد نكوهش واقع شده‌‌اند. در روايتي از امام باقر (ع) است كه به جابر فرمودند: «من تو را به پنج چيز سفارش مي‌كنم (تحف العقول، ص 284)؛ اگر كسي درباره تو بدگويي كرد بي‌‌تابي نكن! بنشين فكر كن كه آيا اين حرف‌‌ها واقعيت دارد يا دروغ است. اگر ديدي واقعيت دارد نبايد ناراحت شوي. اگر ناراحت شوي در واقع از مطلب حقي ناراحت شده‌اي و اين ناراحتي، تو را از نظر خدا مي‌اندازد. انساني كه از حق ناراحت مي‌شود پيش خدا ارزشي ندارد. اما اگر آنچه درباره تو گفتند واقعيت ندارد بدان كه در مقابل آن مذمت، ثوابي رايگان در نامه عمل تو مي‌نويسند. پس باز هم جاي ناراحتي ندارد.

نصيحت ويژه

اصل مدح كردن عيبي ندارد، به ويژه اگر براي معرفي حق و اعانت بر راه صحيح باشد. مدح و تعريف از كسي هنگامي مذموم است كه جنبه چاپلوسي داشته و تعريف‌‌هايي دروغين باشد. اما درباره مذمت، انسان براي خود حق قائل است كه ديگران از او بدگويي نكنند و به محض شنيدن مذمت به طور طبيعي ناراحت مي‌شود. لذا توهين، استهزا، عيب‌ جويي، غيبت و تهمت حرام است. اين ناراحتي به خاطر اين است كه انسان مي‌بيند حقي از خودش تضييع شده است؛ همانطور كه درباره ساير حقوق، وقتي از انسان حقي را غصب كنند به طور طبيعي ناراحت مي‌شود، وقتي از او بدگويي كنند هم ناراحت مي‌شود، به ويژه اگر در حضور ديگران باشد. لذا در اين فراز از روايت حضرت مي‌فرمايند: حواست را جمع كن، مبادا غضب كني و بر آشفته شوي! لذا حضرت راه كنترل غضب در چنين موقعيتي را براي ‌جابر توضيح داده‌اند و مي‌فرمايند: «وقتي كسي تو را مذمت كرد فكر كن ببين آيا آنچه مي‌گويد واقعيت دارد و تو آنگونه هستي؟حضرت در ادامه مي‌فرمايند: اگر به اين نتيجه رسيدي كه واقعاً چنين عيبي داري، ولي آن را پنهان مي‌كردي و دوست نداشتي گفته شود، پس در واقع كاري كه او كرده صرف‌ نظر از اينكه مرتكب گناهي شده و مجازات آن را هم خواهد ديد، اين است كه براي تو حقيقتي را بيان كرده است. آيا از اينكه تو به واقعيتي توجه پيدا كني بايد ناراحت شوي و غضب كني؟! اگر چنين كردي، اين كار تو از آن كار بدتر است. اگر انسان بفهمد عيبي دارد و نخواهد قبول كند، اين انكار عمدي است و اين انكار بيشتر باعث مي‌شود كه از چشم خدا بيفتد، و خداوند نظر لطف و مرحمت به او نخواهد كرد. چرا از مذمت شدن مي‌ترسي؟ آيا مي‌ترسي مردم نسبت به تو بدبين شوند و از چشم مردم بيفتي و آبرويت بريزد؟آيا از چشم مردم بيفتي بدتر است يا از چشم خدا؟ آن ‌چه مهم است اين است كه انسان از چشم خدا نيفتد. اگر اين‌ جا غضب كردي از چشم خدا مي‌افتي و به بدتر از چيزي كه مي‌ترسيدي مبتلا مي‌شوي.

ثوابی رايگان

اما اگر ديدي اين بدگويي‌ها واقعيت ندارد، خواه كسي كه بدگويي كرده اشتباه فهميده يا عمداً دروغ گفته است، هر كدام كه باشد ثوابي در نامه عمل تو نوشته مي‌شود. اين هم ناراحتي ندارد. وقتي مي‌بيني درباره تو مذمتي مي‌كنند كه در تو نيست بايد خوشحال هم باشي كه ثوابي به دست آورده‌اي بدون اينكه كاري انجام بدهي؛ جاي شكر هم دارد. حضرت در ادامه مي‌فرمايند: خودت را با قرآن بسنج! ببين آيا تو آنگونه كه قرآن مي‌خواهد هستي يا نه؟ به توهين يا تمجيد مردم توجه نكن! اگر آنگونه كه قرآن مي‌خواهد هستي، خدا را شكر كن! و اگر آنگونه كه قرآن مي‌خواهد نيستي، دراين صورت درصدد اصلاح خودت بر‌آی و عيب ‌هايت را برطرف كن! اگر مي‌خواهي اهل ولايت ما باشي بايد اينگونه باشي. با توجه به اين روايت، به آياتي كه پيرامون ملامت انسان سخن گفته شده است توجه كنيد[قيامه، 2]: قسم به نفس لوامه و وجدان بيدار ملامتگر. اين آيه شريفه به وجدان انسان و عاملي كه موجب مي‌شود بعد از انجام خطا، خود را ملامت و سرزنش كند، اشاره مي‌كند. در قرآن درباره شيوه صدقه دادن چنين آمده است: نه آن ‌قدر خسيس باش كه چيزي انفاق نكني و نه آن قدر بخشش كن كه براي خودت چيزي باقي نماند و خود را ملامت كني و دست ‌خالي بمانی.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS