دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استیضاح

No image
استیضاح

استيضاح، سؤال، مسؤوليت فردي، مسؤوليت جمعي

نویسنده : محسن طالبي

استیضاح در لغت به معنای طلب وضوح کردن، طلب پیدایی، آشکار کردن و خواستن می‌باشد.[1] در اصطلاح به معنای مطالبه توضیح از وزیر مسؤول توسط اعضای مجالس قانون‌گذاری است.[2]

استیضاح زمانی است که؛ یک پرونده سیاسی برای وزیر یا وزیران باز می‌‌‌شود و در آن نمایندگان استیضاح کننده، وزیر یا وزیران را همراه با مؤاخذه به صحنه سیاسی مجلس فرا می‌‌‌خوانند تا به ایرادات وارده پاسخ گویند و پس از آن، موضوع اعتماد یا عدم اعتماد در مجلس نسبت به وزیر یا وزیران مورد بررسی قرار می‌‌‌گیرد و در خاتمه، با اکثریت آراء نمایندگان، مجلس اتخاذ تصمیم می‌‌‌نماید.[3]

فلسفه و چرایی استیضاح

اصولاً در هر جایی که حق و تکلیف باشد در مقابل آن، مفهوم « مؤاخذه» جلوه می‌‌‌کند و می‌‌‌توان شخص را در مقابل عدم انجام تکلیف مورد شماتت قرار داد.

در همین راستا وزرا و رئیس جمهور چون مسؤولیت سنگینی در برابر امور اجرایی و سیاسی جامعه و کشور دارند پس باید در نارسایی‌ها و کجروی‌ها نیز در مقابل یک قوه ناظر پاسخگو باشند، تا از چهار چوب قانونی خود پا فراتر نبرند.

مسؤولیت وزرا و رئیس جمهور

مسؤولیت در وزرا و رئیس جمهور به 2 قسمت تبدیل می‌‌‌شود:

1- مسؤولیت فردی وزراء

یعنی تصمیماتی که هر وزیری در حوزه وزارت خود بصورت شخصی که برای پیشبرد اهداف وزارتی‌اش می‌‌‌گیرد در قبال آن مسؤولیت شخصی دارد.

2- مسؤولیت جمعی

تصمیماتی که وزیران در هیأت وزرا می‌‌‌گیرند در قبال آن تصمیمات مسؤولیت جمعی دارند اگر چه هر وزیری نسبت به آن تصمیم مخالف باشد.

مسؤولیت فردی و جمعی وزیران لازمه حق نظارت سیاسی مجلس بر کار قوه مجریه می‌‌‌باشد. قانون اساسی در این مورد بیان می‌‌‌کند که:

« هر یک از وزیران مسؤول وظایف خاص خویش در برابر رئیس جمهور و مجلس هستند و در اموری که به تصویب هیأت وزیران می‌‌‌رسد مسؤول اعمال دیگران است »[4]

با توجه به مطلب یاد شده تخطّی از مسؤولیت موجب طرح سؤال یا استیضاح برای وزیران یا رئیس جمهور می‌‌‌شود.

فرق سؤال با استیضاح

سؤال معمولاً در قبال ابهاماتی که برای نمایندگان مجلس ایجاد شده، می‌‌‌باشد، که آنان با دعوت از وزرا یا رئیس جمهور با طرح سؤال ابهامات را از بین می‌‌‌برند؛ به دنبال آن، موضوع فیصله پیدا می‌‌‌کند. ولی استیضاح در قبال خطاها و تخطّی‌های قانونی وزیران یا رئیس جمهور است که به دنبال آن ممکن است موجبات عزل آنها از مقام خودشان فراهم شود.

با توجه به این نکته می‌‌‌توان گفت شدیدترین اقدام نمایندگان مجلس علیه وزیر یا هیئت دولت، استیضاح است.[5]

طرح استیضاح

در این باره اصل 89 قانون اساسی می‌‌‌گوید که:

1- نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌‌‌توانند در مواردی که لازم می‌‌‌دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود.

هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رأی اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هیأت وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می‌‌‌دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند اعلام رأی عدم اعتماد خواهد کرد. اگر مجلس رأی اعتماد نداد؛ هیئت وزیران یا وزیر مورد استیضاح عزل می‌‌‌شود.

در هر صورت وزرای مورد استیضاح نمی‌توانند در هیأت وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می‌‌‌شود عضویت پیدا کنند.

2- در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رئیس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مرد استیضاح قرار دهند، رئیس جمهور باید ظرف مدت یکماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و خصوص مسائل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان به عدم کفایت رئیس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌‌‌رسد.

اصل 89 قانون اساسی که در بالا ذکر شد حاوی اکثریت مطالب استیضاح است ولی در اینجا ذکر 3 نکته حائز اهمیت است:

1- موضوع استیضاح

قانون اساسی موضوع استیضاح را محدود نکرده و اختیار آن را به نمایندگان واگذاشته است تا هر موردی را که بتوانند به عنوان استیضاح مطرح کنند، ممکن است موضوعات متعدّد و یا فقط یک مورد باعث استیضاح شود.

2- اختیاری بودن استیضاح

نمایندگان مجبور و مکلّف نیستند که در هر مورد اشکال و نقض قانون دیدند بلافاصله به طرح استیضاح مبادرت نمایند، ممکن است مصالح مملکت اقتضا کند که با تذکر یا طرح سؤال اشکال را مرتفع سازند و به نقض قانون خاتمه داده شود.

3- لزوم حضور وزیر مورد استیضاح

قانون اساسی می‌‌‌گوید:

«وزیر یا هیأت وزیران که استیضاح شده‌اند باید ظرف ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شوند و به آن پاسخ گویند.»

این یک تکلیف مقرّر از جانب قانون اساسی است و آنها نمی‌توانند پاسخ کتبی تهیه کنند و یا شخص دیگری را به جای خود برای پاسخگویی بفرستند.

جریان مذاکرات پیرامون استیضاح

در ابتدا بیانات استیضاح شدگان استماع می‌‌‌شود که به هر کدام یک زمان معینی اختصاص پیدا می‌‌‌کند.[6] پس از آن رأی اعتماد به شور گذاشته می‌‌‌شود و اگر مجلس رأی عدم اعتماد به وزیر یا هیأت وزیران مورد استیضاح داد آنها عزل می‌‌‌شوند ولی در مورد رئیس جمهور پس از توضیحات کافی وی، بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رئیس جمهور، نسبت به کفایت یا عدم کفایت وی اخذ رأی می‌‌‌شود و اگر اکثریت دوسوم کل نمایندگان به عدم کفایت رئیس جمهور رأی دادند، مراتب به رهبری ارجاع شده تا نتیجه قطعی عزل یا ابقاء رئیس جمهور اعلام شود.[7]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق عمومی - حقوق اساسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS