دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدبینی

بدترین مردم کسی است که به خاطر بدبینی و بدگمانی به هیچ کس اعتماد و اطمینان ندارد و هیچ کسی نیز به خاطر رفتار زشتش به او اعتماد و اطمینان ندارد.
بدبینی
بدبینی

بدبینی

قال علی(ع):«شرُّ النّاسِ مَن لایَثِقُ بِأحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ، ولایَثِقُ أحَدٌ لِسُوءِ فِعلِهِ» (غررالحکم و دررالکلم، ج2، حدیث5921/10)

یکی از صفات بسیار زشتی که برخی از انسانها دچار آن هستند، سوء ظن و بدبینی است. شاید در بین دوستان و اطرافیان خود، افرادی را سراغ داشته باشید، که همواره و بی‌جهت با عینک بدبینی و بدگمانی به مسائل می‌نگرند. از نظر دین مبین اسلام، این نوع نگرش به قضایا، نگرش مذموم و ناپسندی است؛ چراکه اکثریت اطرافیان جزء مؤمنیند و مؤمن هم دارای ارزش و احترام است. در روایتی از پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) وارد شده، که احترام مؤمن از خانه کعبه نیز بالاتر است. روایت شده که روزی پیامبر خدا(ص) به کعبه نگاه کردند و فرموند: آفرین به تو خانه، چقدر نزد خدا بزرگ و محترمى! امّا به خدا قسم حرمت مؤمن از تو بیشتر است؛ زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام کرد و از مؤمن سه چیز را: مالش را، خونش را و گمان بد بردن به او را.[1]

لزوم اجتناب از بدبینی و بدگمانی به یکدیگر؛ حتی گمان بد به همه، اعم از مؤمن و غیر مؤمن، یکی از چیزهایی است که خداوند در قرآن کریم مؤمنان را به آن ملزم ساخته است. خداوند در سوره حجرات خطاب به مؤمنین می‌فرماید:

«یا أیّها الذینَ آمنُوا إجتَنِبُوا کثیرًا مِن الظَّنِ إنَّ بعضَ الظّنِ إثمٌ»[2]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید، چراکه بعضى از گمان‌ها گناه است.

بدبینی یک حالت روانی منفی است که شخصیّت، احترام، تقوا و پاکی افراد، در فضای فکر و قضاوت دارنده آن، لطمه می‌بیند. افراد بدبین، از میان نقاط مثبت و جلوه‌های خوب زندگی مردم، فقط به نقطه‌های مبهم و تیره و تاریک زندگی آنان، نگاه می‌کنند. همه ما می‌دانیم که جان و مال و آبروی مسلمان، محترم و هر گونه تعدّی و تجاوز به آن حرام می‌باشد، ولی در این آیه به تعدّی وتجاوز دیگری اشاره نموده و می‌فرماید: حیثیّت و شخصیّت و آبروی هر مسلمانی، حتی در عالم فکر و خیال و در دایره داوری درونی ما نیز محترم است. هیچ مسلمانی نباید بی‌جهت در درون خود به حریم شخصیّت و پاکی مسلمانی با بدبینی و بدگمانی و داوری بد، تجاوز کند. اسلام هرگونه بدگمانی و بدبینی را که منجر به لکه‌دار ساختن شخصیّت کسی در محیط فکر و پندار می‌شود، تحریم نموده و دستور داده که جامعه با ایمان از هرگونه سوء ظن به یکدیگر پرهیز کنند.[3]

ملااحمد نراقی در کتاب معراج‌السعاده می‌گوید: بدبینی و بدگمانی، از جمله صفات زشت و زننده‌ای است که از ترس و ضعفِ نفسِ انسان نشأت می‌گیرد. کسی که دارای ترس و ضعفِ نفس باشد، هر فکر فاسدی را که به ذهن و خیالش خطور می‌کند، به آن اعتقاد پیدا می‌کند و ترتیب اثر می‌دهد. کسی که در باطن خود، به دیگران بدبین و بدگمان است، در ظاهر نیز با چشم حقارت به دیگران نگاه می‌کند و آن‌طوری که شایسته است با آنان برخورد نمی‌کند و چه‌بسا با غیبت و اظهار آنچه گمان برده است، خود را در گرداب گناه، بیشتر غرق می‌کند. کسی که بی‌جهت به دیگران بدبین و بدگمان است، دارای نفس خبیثی است که خباثت باطن او به ظاهرش نیز سرایت کرده است؛ چرا که:

از کوزه همان تراود که در اوست

مرا پیــــر دانای مرشد شهاب دو انـدرز فرمود بـر روی آب

یکی آنکه بر خویش خوش‌بین مباش دگر آنکه بر خلق بدبین مباش[4]

    پی نوشت:
  • [1]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ویرایش دوم، ج1، حدیث 1500.
  • [2]. حجرات/12.
  • [3]. سبحانی، جعفر؛ نظام اخلاقی اسلام (تفسیر سوره حجرات)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1380، چاپ پنجم، ص126.
  • [4]. نراقی، ملااحمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص173.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS