دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاوان شرکت در نزاع

No image
تاوان شرکت در نزاع

تاوان شركت در نزاع

مريم خباز

مرز بین زندگی آرام و زندگی پرتشویش به باریکی یک موست. بعضی وقت ها برای این که آرامشت به هم بخورد یک اتفاق ساده کافی است، یک عصبانیت، یک از کوره در رفتن و یک چشم را بستن و به چیزی فکر نکردن. مرز خویشتنداری را که پشت سر بگذاری آرامشت به هم می خورد حتی پای خانواده و هر کس که به نوعی به تو وابسته است هم به میان می آید، خودت که اصلا قربانی اصلی می شوی، هم زندگی آرام را از دست می دهی و هم جان و آبرویت را درست وقتی که تصمیم می گیری برای تخلیه ناراحتی و عصبانیتت یکی از مهره های یک درگیری و نزاع شوی.
شرکت در منازعه یعنی روی آوردن به ضرب و جرح. یعنی دست زدن به جرم علیه اشخاص که تبعات حقوقی فراوانی برای افراد به بار می آورد. ضرب یعنی زدن که از نظر حقوقدانان به صدماتی گفته می شود که وارد کردن آنها موجب از هم گسیختگی ظاهری نسوج و خونریزی از بدن نمی شود. پس کسی که در یک نزاع شرکت می کند و موجب ایجاد کبودی، تورم، پیچ خوردن مفاصل و خون مردگی در بدن طرف دیگر درگیری می شود از نظر قانون مرتکب ضرب شده است. ضرب ممکن است با دست یا پا با تمام سنگینی بدن یا با استفاده از ابزاری مثل چوب، آهن یا سنگ اتفاق بیفتد، اما به هر حال ملاک تشخیص وارد کردن صدمه به بدن، آسیب ظاهری بدون خونریزی است. در مقابل، جرح به معنی زخم زدن به دیگری به آسیب هایی گفته می شود که با خونریزی ظاهری و بیرونی همراه باشد، مثل وقتی که کسی باعث ایجاد خراشیدگی، بریدگی یا پارگی در بدن فرد دیگری می شود. پس قطع عضو، سوختگی، شکستگی و بریدگی یا مواردی شبیه اینها جزو انواع جرح به حساب می روند.

جرح عضو عمدی

بیشتر کسانی که با دیگران درگیر می شوند شاید حتی به فکرشان نیز نرسد آسیبی که به آن فرد زده اند آنها را جزو مرتکبان جرح عمدی قرار داده است، اما وقتی خشم طغیان می کند کمتر کسی است که به عواقب آن فکر کند، ولی به هر حال نظر قانونگذار در مورد این دسته از افراد کاملا واضح است. پس اگر شخصی به قصد قطع یا جرح عضو به دیگری صدمه بزند یا حتی قصد این عمل را نداشته باشد، ولی نوع عملش منجر به قطع یا جرح عضو شود مرتکب عمل عمدی شده است. مثل کسی که به قصد دور کردن کسی از صحنه درگیری یا ادب کردن او با چاقو به وی صدمه می زند. وقتی چنین افرادی در محضر دادگاه قرار می گیرند اعلام می کنند هیچ قصد قبلی برای قطع یا جرح عضو فرد مصدوم نداشته اند، اما قاضی به آنها خواهد گفت اگر چه او چنین قصدی نداشته، اما نوع وسیله ای که از آن برای انجام این کار استفاده کرده منجر به چنین نتیجه ای شده است.
بعضی اوقات نیز اتفاق می افتد فردی که دست به جرح عمدی زده نه قصد چنین کاری داشته و نه وسیله ای که از آن استفاده کرده یا نوع عملش باعث بروز صدمه شده، بلکه عمل او نسبت به طرف مقابل به واسطه پیری، بیماری، ضعف جسمانی یا سن کم مصدوم منجر به قطع یا جرح عضو شده در حالی که خودش (صدمه زننده) از این موضوع با خبر بوده است. اگر قاضی تشخیص دهد قطع یا جرح عضو عمدی است مصدوم می تواند تقاضای قصاص کند که اگر مجرمیت ضارب اثبات شود با رعایت شرایطی قصاص خواهد شد. به این ترتیب باید در قصاص بین اعضا تساوی باشد، یعنی اگر کسی دست راست دیگری را شکست دست راست او به تقاضای مصدوم شکسته شود یعنی هر عضو در مقابل همان عضو و همان محل در مقابل همان محل. البته در اینجا یک استثنا وجود دارد. به این صورت که اگر مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و اگر دست چپ هم نداشته باشد پای او به جای دست قصاص می شود، ولی این قاعده در مورد سایر اعضا مثل گوش و چشم صدق نمی کند.
نکته: اگر قاضی تشخیص دهد قطع یا جرح عضو عمدی است مصدوم می تواند تقاضای قصاص کند که اگر مجرمیت ضارب اثبات شود با رعایت شرایطی قصاص خواهد شد
در مورد قصاص علاوه بر تساوی بین محل اعضا باید آنها را از نظر سالم بودن هم با یکدیگر مساوی باشند. برای همین در بعضی جراحت ها و سوختگی ها یا در مورد شکستگی استخوان ها که ممکن است قصاص موجب مرگ مجرم شود یا بیشتر از صدمه ای که وارد کرده صدمه ببیند به جای قصاص از او دیه گرفته می شود. در این میان گاه اتفاق می افتد یا شاکی از قصاص صرف نظر می کند یا شرط تساوی محقق نمی شود که در این صورت ضارب به 2 تا 5 سال حبس محکوم می شود. طبق قوانین آیین دادرسی کیفری، این میزان حبس با تحقق 4 شرط اتفاق می افتد یعنی صدمه وارده موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضو مصدوم شود، صدمه وارده منتهی به مرض دائمی فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع مصدوم شود، صدمه وارده منجر به از بین رفتن عقل مصدوم شود و قاضی تشخیص دهد که اقدام مجرم باعث اخلال در نظم و امنیت عمومی شده یا موجب شود وی یا دیگران جری و گستاخ شوند. حالا اگر چنین آسیب هایی پیش نیامده باشد ولی مجرم هنگام ایجاد صدمه از اسلحه یا چاقو یا ابزاری شبیه اینها استفاده کرده باشد به 3 ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد.

نزاع دسته جمعی

اگر در یک درگیری بیش از 2 نفر شرکت کنند آن وقت آن درگیری به نزاع دسته جمعی تبدیل می شود که قوانین و تبعات حقوقی مخصوص به خودش را دارد. در این موارد قانونگذار برای هر یک از شرکت کنندگان در منازعه چه آسیب دیده باشند و چه آسیب زده باشند مجازات تعیین کرده آن هم به این علت که در درگیری شرکت کرده اند. در این شرایط در صورتی که منازعه به نقص عضو منتهی شود هر یک از شرکت کنندگان به حبس از 6 ماه تا 3 سال محکوم می شوند و اگر منازعه منتهی به ضرب و جرح شود هر یک به 3 ماه تا یک سال حبس.
البته در درگیری های دسته جمعی معمولا شرکت کنندگان در آن بیان می کنند که قصد میانجیگری یا دفاع از خود را داشته اند که در هر صورت باید بتوانند گفته های خود را ثابت کنند، ولی به هر حال تشخیص این موضوع با قاضی است و اگر دادگاه تشخیص دهد که فردی در حال دفاع مشروع از خود بوده است از تمامی مجازات های مندرج در قانون معاف می شود.

چه دفاعی مشروع است

اثبات دفاع مشروع کار سختی است یعنی کار مشکلی است که فردی در محضر دادگاه بتواند ثابت کند برای دفاع از جان، مال و ناموس خود یا دیگری یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر تجاوز یا خطر قریب الوقوع مرتکب اعمالی مثل قتل، ضرب و جرح که ذاتا جرم محسوب می شوند، شده است. ولی به هر حال قانون می گوید وقتی دفاع فرد متناسب با تجاوز و خطر باشد و عمل او بیش از حد لازم نباشد، همچنین امکان توسل به ماموران انتظامی بدون وقت ممکن نباشد یا این که مداخله آنها در رفع تجاوز یا خطر موثر نباشد، دفاع مشروع به شمار می رود. پس وجود تمام این شرایط برای احراز دفاع مشروع ضروری است و اگر هر کدام از این شروط محقق نشود هیچ عمل دفاعی، مشروع تلقی نمی شود. در این میان توجه به این نکات نیز مهم است که دفاع از جان، ناموس، مال یا آزادی تن دیگری هنگامی مشروع تلقی می شود که او قدرت دفاع نداشته و نیاز به کمک داشته باشد.
این در حالی است که مقاومت در مقابل ماموران امنیتی و انتظامی هنگامی که مشغول انجام وظیفه هستند دفاع محسوب نمی شود، مگر این که ثابت شود آنها از حدود وظایفشان خارج شده اند و بیم آن می رود که عملیاتشان موجب قتل یا صدمه یا تعرض به ناموس شود که در این شرایط دفاع از خود در مقابل ماموران جایز خواهد بود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS