دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس شیخ محمد کَشّی

No image
تدریس شیخ محمد کَشّی

شاگردان و راویان

مسلّم است که شیخ کَشّى جایگاه علمى و موقعیت اجتماعى خاصّى در بین دانشمندان و بزرگان فرهنگى ماوراءالنهر داشته است. از این رو، شاگردان فراوانى در مکتب درسى وى به فراگیرى دانش پرداخته و به مراحل کمال رسیده اند ولى آنچه که تراجم نویسان در مورد تعداد شاگردان و راویان از او نوشته اند، انگشت شمار است. گویا آنان تنها به نام شاگردان برجسته وى بسنده کرده اند که عبارتند از:

1. هارون بن موسى تلعکبرى (متوفّاى 385هـ .ق.) هارون بن موسى بن احمد بن سعید کنیه اش ابومحمد و منتسب به «تلعُکبر»، از قبیله بنى شیبان. وى از دانشمندان کم نظیر قرن چهارم هجرى است که معاصر با ابن قولویه(ره) و مفید (ره) است.

وى دانشمندى پژوهشگر، فقیهى کامل و محدّثى بزرگ است که در علم حدیث داراى تخصّصى عالى بود از این رو، در نزد دانشمندان علم رجال داراى موقعیتى خاص است. مشایخ اجازه روایى وى عبارتند از: شیخ محمد کشى محمد بن قاسم غلابى محمد بن حسن بن ولید حیدر بن نُعیم سمرقندى على بن على بن همام جعفر بن على بن سهل دقاق بغدادى جعفر بن محمد بن ابراهیم موسوى علوى احمد بن على بن مهدى رقى انصارى على بن حاتم بن ابى حاتم قزوینى و... متقابلاً بسیارى از بزرگان و دانشمندان مثل سید مرتضى (ره) از او نقل روایت کرده اند.

یکى از آثار به جا مانده از این دانشمند بزرگ، «الجوامع فى علوم الدین» است فرزندش، شیخ ابوالحسین محمد بن ابى محمد هارون، از دانشمندان قرن چهارم و پنجم هجرى است.([83])

2. جعفر بن محمد بن قولویه قمى (متوفّاى 368 ق.)

ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمى وى از دانشمندان بزرگ قرن چهارم هجرى است که به تعداد ابواب فقه و نیز در موضوعات اخلاقى و ادبى، آثار علمى فراوان دارد از جمله:

الصلاة الجمعه و الجماعة قیام اللیل الرضاع الصداق الاضافى الصرف قسمة الزکاة کامل الزیارات الحج القضاء و آداب الحکّام الشهادات العقیقه تاریخ الشهور و الحوادث فیه النوادر.([84])

در بزرگى و جلالت این عالم اسلامى، همین بس که وى از مشایخ محمد بن محمد بن نعمان، معروف به «شیخ مفید» (متوفاى 413 ق) و نیز حیدر بن محمد بن نُعیم سمرقندى است و آن دو دانشمند از وى روایات بسیارى را نقل کرده اند.([85])

3. حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندى.

وى سال ها از محضر علمى محمد بن مسعود عیاشى و شیخ محمد کَشّى بهره مند شد. مشایخ روایى او عبارتند از: شیخ محمد کشى ابوالقاسم علوى ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه صدوق زید بن محمد حلقى.

برخى از آثار وى عبارت است از تنبیه عالم قتله علمه الذى معه و النور لمن تدبره.([86])

راویان بسیارى از وى نقل روایت کرده اند از جمله: مظفر بن جعفر سمرقندى جعفربن حسین مؤمن حسین بن احمد بن مغیره هارون بن موسى تلعکبرى.([87])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS